آمریکا به گدایی پهپاد افتاد؛ وقتی شکار MQ-9 ها معادله آسمان خاورمیانه را تغییر داد
برای سالها، پهپاد MQ-۹ Reaper یکی از نمادهای قدرت هوایی آمریکا در خاورمیانه بود؛ پرندهای که بیصدا وارد آسمان کشورها میشد، ساعتها پرواز میکرد، اطلاعات جمع میکرد و در لحظه مناسب موشک شلیک میکرد. اما جنگ ۴۰ روزه رمضان، تصویر دیگری از این پهپاد مشهور آمریکایی نشان داد. آسمان منطقه دیگر آن محیط امن و بدون تهدید دهه ۲۰۰۰ نبود.
به گزارش تابناک؛ سامانههای پدافندی، جنگ الکترونیک و شبکه دفاع هوایی ایران و متحدانش، حالا پهپادهای آمریکایی را به چالش میکشند. در همین شرایط، گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد نیروی هوایی آمریکا با کمبود MQ-۹ مواجه شده و حتی از کشورهای دارنده این پهپاد درخواست خرید نمونههای استفادهنشده را کرده است؛ اتفاقی کمسابقه برای کشوری که زمانی تصور میکرد آسمان غرب آسیا حیاط خلوت دائمی آن است.

جنگ رمضان فقط یک درگیری منطقهای نبود؛ نمایشگاهی واقعی از نبرد مدرن بود. جنگی که در آن، پهپادها، موشکهای دورایستا، حملات ترکیبی و سامانههای پدافندی، همزمان وارد میدان شدند. در این میان، MQ-۹های آمریکایی نقش مهمی در شناسایی، هدایت عملیات و جمعآوری اطلاعات داشتند. اما همان جنگ نشان داد که دوران پرواز بدون هزینه این پهپادها رو به پایان است.
در طول جنگ ۴۰ روزه رمضان، تعداد قابل توجهی از پهپادهای آمریکایی و بهویژه MQ-۹ها هدف قرار گرفتند یا سرنگون شدند؛ مسئلهای که اهمیتش فقط در تعداد نبود، بلکه در پیام نظامی آن بود. چون MQ-۹ برای آمریکا فقط یک پهپاد ساده نیست؛ بخشی از ستون فقرات عملیات اطلاعاتی و رزمی واشینگتن در منطقه محسوب میشود.

MQ-۹ Reaper که توسط شرکت جنرال اتمیکس ساخته شده، نسل پیشرفتهتر پهپاد Predator محسوب میشود. این پرنده برای مأموریتهای طولانیمدت طراحی شده و میتواند ساعتها در ارتفاع بالا باقی بماند. سرعت بیشتر، توان حمل تسلیحات بالاتر و حسگرهای پیشرفتهتر، باعث شد MQ-۹ به یکی از اصلیترین ابزارهای عملیاتهای آمریکا در عراق، افغانستان، سوریه و آفریقا تبدیل شود.
این پهپاد قادر است موشکهای هلفایر، بمبهای هدایتشونده و مجموعهای از سامانههای شناسایی و تصویربرداری را حمل کند. برای سالها، آمریکاییها تقریباً بدون نگرانی از تهدید پدافندی، از MQ-۹ استفاده میکردند. دشمنان واشینگتن یا فاقد سامانه دفاع هوایی مؤثر بودند یا توان کشف و درگیری با چنین پهپادهایی را نداشتند.

گروههای همپیمان ایران در منطقه نیز تجربه مقابله با پرندههای بدون سرنشین را به دست آوردند. نتیجه این روند، در جنگ رمضان بهوضوح دیده شد، در آن نبرد، MQ-۹ها دیگر با آسمانی بیدفاع روبهرو نبودند. شبکهای از سامانههای پدافندی کوتاهبرد و میانبرد، همراه با سامانههای اپتیکی و حرارتی، شرایط را برای این پهپادها سختتر کرد. برخلاف سالهای قبل، حالا هر پرواز MQ-۹ میتوانست به معنای خطر واقعی سقوط باشد.
از نظر فنی، MQ-۹ نقاط قوت زیادی دارد، اما برای محیطهای کمتهدید طراحی شده است. سرعت آن نسبت به جنگندهها پایینتر است، توان مانور محدودی دارد و سطح مقطع آن برای سامانههای مدرن قابل کشف است. در واقع، این پهپاد برای شکار نیروهای زمینی و عملیات ضدتروریستی فوقالعاده بود، اما در برابر پدافند لایهای و میدان نبرد اشباعشده، آسیبپذیریاش بیشتر میشود.
جنگ رمضان این ضعف را آشکار کرد. بسیاری از سامانههای دفاع هوایی منطقه حالا دیگر فقط به رادار وابسته نیستند. ترکیب سامانههای اپتیکی، حسگرهای حرارتی و حتی کمینهای پدافندی باعث شده پهپادهایی مثل MQ-۹ در ارتفاع پایین یا هنگام عملیات شناسایی، بیشتر در معرض خطر قرار بگیرند.

مسئله مهمتر، هزینه بالای این پهپادهاست. هر فروند MQ-۹ بسته به تجهیزات و نسخه، دهها میلیون دلار ارزش دارد. این رقم فقط مربوط به بدنه پهپاد نیست؛ سامانههای ارتباط ماهوارهای، دوربینهای حرارتی، رادارها و تسلیحات آن نیز هزینه سنگینی دارند. یعنی هر بار سقوط یک MQ-۹، فقط از دست رفتن یک پهپاد نیست؛ نابودی یک سامانه اطلاعاتی و رزمی پیچیده است.
در چنین شرایطی، گزارشهایی که از تلاش آمریکا برای خرید MQ-۹های استفادهنشده منتشر شدهاند، معنای مهمی پیدا میکنند. گفته میشود نیروی هوایی آمریکا حتی مجبور شده تعدادی MQ-۹ A Block ۵ ذخیره یا تحویلنشده را با فشار و فوریت از جنرال اتمیکس دریافت کند. این مسئله نشان میدهد فشار عملیاتی روی ناوگان MQ-۹ واقعی است و آمریکا هنوز بهشدت به این پهپاد وابسته مانده است.

برای سالها، آمریکا تنها قدرتی بود که پهپادهای رزمی پیشرفته را در مقیاس گسترده استفاده میکرد و دیگران صرفاً هدف بودند. اما حالا معادله تغییر کرده است. ایران و نیروهای همپیمانش نهتنها پهپادهای رزمی و شناسایی خود را توسعه دادهاند، بلکه سامانههای ضدپهپادی و پدافندی مؤثری نیز ایجاد کردهاند.
این مسئله فقط جنبه نظامی ندارد؛ بلکه اثر روانی و راهبردی هم دارد. وقتی پهپادی که سالها نماد برتری اطلاعاتی و هوایی آمریکا بود، حالا باید با خطر جدی سرنگونی روبهرو شود، یعنی توازن میدان تغییر کرده است.
نکته مهم دیگر، تأثیر این وضعیت بر تاکتیکهای آمریکا است. واشینگتن حالا مجبور است برای هر مأموریت MQ-۹، سطح تهدید پدافندی را جدیتر محاسبه کند. یعنی پروازهایی که زمانی تقریباً عادی بودند، حالا میتوانند به عملیاتهای پرریسک تبدیل شوند.
در سوی دیگر، همین فشار باعث شده آمریکا روی نسلهای جدید پهپادها، سامانههای پنهانکار و هوش مصنوعی سرمایهگذاری بیشتری انجام دهد. اما مشکل اینجاست که مسابقه فناوری هیچوقت متوقف نمیشود. هر فناوری جدید، خیلی زود پاسخ متقابل خودش را پیدا میکند؛ و شاید مهمترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه سرنگونی MQ-۹ها فقط سقوط چند پهپاد نیست. نشانه پایان دورهای است که آمریکا میتوانست بدون نگرانی در آسمان منطقه پرواز کند.
امروز، آسمان غرب آسیا دیگر آسمان بیدفاع سالهای اشغال عراق و افغانستان نیست. حالا رادارها، سامانههای اپتیکی، موشکهای کوتاهبرد و شبکههای پدافندی، بخشی از واقعیت جدید منطقه شدهاند.
جنگ ۴۰ روزه رمضان این واقعیت را دوباره به واشینگتن یادآوری کرد؛ اینکه حتی پیشرفتهترین پهپادها هم وقتی وارد آسمان دشمنی شوند که آماده شکار است، دیگر صرفاً شکارچی نیستند. گاهی خودشان به هدف تبدیل میشوند؛ و شاید به همین دلیل است که حالا خبر درخواست خرید MQ-۹ از سوی آمریکا، فقط یک خبر ساده نظامی نیست؛ تصویری است از تغییر توازن قدرت در آسمانی که دیگر مثل گذشته، کاملاً در اختیار واشینگتن نیست.
ما از صدا و سیما پناه آوردیم به شما. اخبار کاملا یک سویه نباشد. ما قطعا نقاط قوت داریم و قطع نقاط ضعف.



