چین و فقرزدایی جهانی و فرصتهای توسعه روستایی در ایران

به گزارش تابناک؛ امروزه بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان به این جمعبندی رسیدهاند که توسعه پایدار بدون تقویت مناطق روستایی امکانپذیر نیست. تجربه چین در کاهش فقر و فعالسازی ظرفیتهای اقتصادی روستاها، یکی از نمونههای مهمی است که توجه بسیاری از کشورها را به خود جلب کرده است. این کشور توانست با ترکیب فناوری، زیرساخت، آموزش و حمایت هدفمند از تولید، میلیونها نفر را وارد چرخه اقتصاد مولد کند و جایگاه روستاها را در مسیر رشد ملی ارتقا دهد. این تجربه برای ایران نیز از جنبههای مختلف قابل توجه است. کشوری که از ظرفیتهای گسترده کشاورزی، تنوع اقلیمی، نیروی انسانی جوان و توان بالای تولید بومی برخوردار است.
یکی از مهمترین ویژگیهای الگوی چین، نگاه بلندمدت به مسئله فقرزدایی بود. در این مدل، توسعه روستایی صرفاً به کمکهای مقطعی محدود نشد، بلکه بر ایجاد زیرساختهای پایدار، افزایش بهرهوری و تقویت اقتصاد محلی تمرکز شد. توسعه جادهها، اینترنت، شبکههای حملونقل و سامانههای توزیع باعث شد کشاورزان و تولیدکنندگان روستایی بتوانند سریعتر و مستقیمتر به بازار متصل شوند و سهم بیشتری از سود تولید را در اختیار داشته باشند.
چین همچنین با استفاده از شبکههای دیجیتال و تجارت الکترونیک، فرصت تازهای برای اقتصاد روستایی ایجاد کرد. بسیاری از تولیدکنندگان کوچک توانستند محصولات خود را بدون واسطه به بازارهای بزرگ عرضه کنند و همین مسئله به افزایش درآمد خانوارهای روستایی کمک کرد. این تجربه برای ایران نیز قابل توجه است. زیرا در سالهای اخیر توسعه زیرساختهای ارتباطی و گسترش کسبوکارهای دیجیتال، زمینه مناسبی برای تقویت اقتصاد محلی در بسیاری از مناطق کشور فراهم کرده است.
فناوریهای نوین کشاورزی نیز نقش مهمی در موفقیت چین داشتند. استفاده از روشهای هوشمند آبیاری، ماشینآلات مدرن، دادهمحوری در مدیریت مزارع و بذرهای مقاوم، موجب افزایش تولید و کاهش مصرف منابع شد. برای ایران که در حوزه کشاورزی دارای تجربه و ظرفیت قابل توجهی است، توسعه کشاورزی دانشبنیان میتواند به ارتقای بهرهوری و مدیریت بهتر منابع طبیعی کمک کند. بهویژه در شرایطی که موضوع تغییرات اقلیمی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
در کنار این مسائل، یکی از نقاط قوت الگوی چین، ایجاد سازوکارهای نظارتی برای جلوگیری از بازگشت خانوارها به فقر بود. در این مدل، شرایط اقتصادی خانوارهای آسیبپذیر بهصورت مستمر بررسی میشود تا در صورت بروز مشکلاتی مانند خشکسالی یا کاهش درآمد، حمایتهای لازم بهسرعت انجام شود. این نوع سیاستگذاری نشان میدهد که فقرزدایی یک فرآیند مستمر و نیازمند برنامهریزی دقیق است.
البته هر کشوری باید متناسب با شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود مسیر توسعه را طراحی کند و طبیعتاً الگوی ایران نیز مبتنی بر ظرفیتها و نیازهای بومی خواهد بود. با این حال، تجربه چین نشان میدهد که پیوند میان فناوری، زیرساخت، سرمایه انسانی و بازار میتواند نقش مهمی در تقویت اقتصاد روستایی ایفا کند.
ایران امروز در بسیاری از حوزهها از جمله کشاورزی نوین، شرکتهای دانشبنیان، صنایع غذایی، گردشگری بومی و توسعه زیرساختهای ارتباطی، ظرفیتهای قابل توجهی در اختیار دارد. اگر این توانمندیها با برنامهریزی منسجم و سرمایهگذاری هدفمند همراه شود، روستاها میتوانند سهم بیشتری در رشد اقتصادی، اشتغال پایدار و امنیت غذایی کشور ایفا کنند و به یکی از پیشرانهای مهم توسعه ملی تبدیل شوند.
در سالهای اخیر، چین تلاش کرده تجربه فقرزدایی خود را از سطح ملی فراتر ببرد و آن را در قالب همکاریهای بینالمللی نیز توسعه دهد. پکن با سرمایهگذاری در زیرساختهای کشاورزی، انتقال دانش فنی، آموزش نیروی انسانی و حمایت از پروژههای توسعهای در کشورهای مختلف، کوشیده است الگوی توسعه مبتنی بر توانمندسازی را به بخشی از همکاریهای اقتصادی خود تبدیل کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تمرکز چین بر توسعه زیرساخت و افزایش ظرفیت تولید در مناطق محروم، یکی از مهمترین تفاوتهای این رویکرد با مدلهای سنتی کمکرسانی اقتصادی است.
از سوی دیگر، تجربه چین نشان داده که فقرزدایی پایدار تنها یک سیاست اقتصادی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان توسعه ملی محسوب میشود. توجه همزمان به اشتغال، آموزش، فناوری، حملونقل و اقتصاد دیجیتال باعث شد مناطق روستایی این کشور به تدریج به حلقهای فعال در زنجیره تولید و تجارت تبدیل شوند. همین نگاه جامع سبب شده مدل توسعه روستایی چین در سالهای اخیر به یکی از نمونههای مورد توجه در مباحث جهانی مربوط به کاهش فقر، امنیت غذایی و توسعه پایدار تبدیل شود.
ذبیحاله زارع_ معاون امور مجلس شورای عالی استانهای ایران


