ابزارهای مالی در برابر واقعیت صنعتی چین

به گزارش تابناک؛ به نظر میرسد برخی در غرب بر این تصورند که ایجاد تغییر در مکانیسم قیمتگذاری میتواند مسیر سرمایهگذاری در زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی را هموار کند. با این حال، مسئله اصلی غرب در حوزه عناصر نادر خاکی، نبود «قواعد قیمتگذاری» نیست، بلکه فقدان یک زیرساخت صنعتیِ دارای توجیه اقتصادی و تجاری برای این مواد معدنی حیاتی است.
برند شفر، کارشناس ارشد مؤسسه «EIT Raw Materials» (نهادی که بخشی از بودجه آن توسط اتحادیه اروپا تأمین میشود)، روز چهارشنبه در گفتوگو با رویترز اعلام کرد اروپا باید یک نظام مستقل قیمتگذاری برای فلزات خاص و عناصر نادر خاکی ایجاد کند تا از این طریق وابستگی به چین کاهش یافته و زمینه سرمایهگذاری در بخشهای استخراج و فرآوری فراهم شود.
به گزارش رویترز، مؤسسه EIT Raw Materials با همکاری پلتفرم دیجیتال «متالزهاب» در حال برنامهریزی برای ایجاد یک شاخص اروپایی است تا از این مسیر، نوآوری در پروژههای استخراج، پالایش و بازیافت مواد معدنی جدید در اتحادیه اروپا تقویت شود.
این رویکرد، تازهترین نمونه از مجموعه تلاشهای طولانیمدت غرب برای تقویت تولید عناصر نادر خاکی از طریق ابزارهای قیمتی است. گزارش رویترز در سپتامبر ۲۰۲۵ نشان میداد اعضای گروه هفت (G۷) و اتحادیه اروپا در حال بررسی تعیین «کف قیمتی» برای حمایت از تولید هستند. همچنین به گزارش رویترز، در ژانویه سال جاری (۲۰۲۶)، وزرای دارایی گروه هفت و دیگر اقتصادهای بزرگ در واشنگتن دیسی گرد هم آمدند و درباره تعیین کف قیمتی و ایجاد ائتلافهای جدید برای شکلدهی به زنجیرههای تأمین جایگزین در حوزه عناصر نادر خاکی گفتوگو کردند.
هدف همه این تلاشها تقویت تولید عناصر نادر خاکی است، اما چالش اصلی پروژههای غربی کمبود حمایت مالی نیست، بلکه «صرفه ضعیف اقتصادی» خود این پروژههاست.
یک شاخص قیمت تنها زمانی کارکرد مؤثر دارد که از نقدینگی کافی در بازار نقدی برخوردار باشد و خریداران و فروشندگان فعال بتوانند از طریق معاملات واقعی به کشف قیمت کمک کنند. در حال حاضر، قیمتهای بازار چین به شکل طبیعی به عنوان مرجع اصلی برای فعالان این زنجیره صنعتی در جهان عمل میکند.
اشتیاق غرب برای ایجاد نظام قیمتگذاری یا تعیین کف قیمتی، در واقع همان گره مالی و بنبست موجود در پروژههای عناصر نادر خاکی را آشکار میکند. توسعه این بخش صنعتی، سرمایهبر، پرریسک و دارای چرخه بازگشت طولانی است. کل زنجیره، از اکتشاف و استخراج تا ذوب و جداسازی، نیازمند تزریق مداوم سرمایه در بلندمدت است و با ریسکهای عملیاتی بالا همراه است.
با این حال، سرمایهگذاریها ذاتاً به دنبال سود هستند و از ریسک و عدم قطعیت دوری میکنند. اگرچه عناصر نادر خاکی برای صنایع پیشرفته، دفاعی و انرژیهای نو اهمیت راهبردی و غیرقابل جایگزین دارند، اما اندازه بازار این مواد خام چندان بزرگ نیست. در همین حال، چین تأمینکننده اصلی بسیاری از عناصر نادر خاکی در جهان است؛ بهطوری که بر اساس آمار گمرک چین، صادرات این کشور در سال ۲۰۲۵ با رشد ۴.۶ درصدی نسبت به سال قبل به ۵۱۱ میلیون دلار رسیده است. در چنین شرایطی، مقیاس بازار و حاشیه سود این حوزه به اندازهای نیست که بتواند به تنهایی بازدهی پایدار برای سرمایهگذاران غربی ایجاد کند.
اگرچه برخی دولتهای غربی سیاستهای حمایتی و یارانههایی را در نظر گرفتهاند، اما این مشوقها در کوتاهمدت تنها بخشی از هزینهها را پوشش میدهند. این ابزارها نمیتوانند واقعیت بنیادی را تغییر دهند؛ واقعیتی که نشان میدهد در شرایط کنونی، ایجاد یک زنجیره تأمین مستقل برای مواد معدنی حیاتی در غرب احتمالاً فاقد توجیه اقتصادی و سودآوری است. سرمایه بخش خصوصی نیز صرفاً به دلایل ژئوپلیتیک وارد زنجیرهای نمیشود که از نظر تجاری رقابتی نیست. اگر صنعتی نتواند در بازار آزاد دوام بیاورد، اتکا به حمایتهای دائمی دولتی در فضای پرنوسان امروز ریسک بالایی دارد.
تعیین کف قیمتی تئوریک شاید بتواند حداقل سود را برای تولیدکنندگان تضمین کند، اما پیامدهای جانبی قابل توجهی دارد. این اقدام میتواند باعث شکلگیری حباب قیمتی و افزایش مصنوعی قیمت مواد خام شود؛ موضوعی که مستقیماً هزینه تولید صنایع پاییندستی را بالا برده و توان رقابتی آنها را در بازار جهانی کاهش میدهد.
در نهایت، مسئله اصلی بخش عناصر نادر خاکی در غرب کمبود قواعد قیمتگذاری نیست، بلکه ضعف ساختاری در ظرفیتهای صنعتی است. جایگاه ویژه چین در این زنجیره، بر پایه یک اکوسیستم صنعتی کامل، فناوریهای بالغ فرآوری و مزیتهای هزینهای بلندمدت شکل گرفته که حاصل دههها توسعه و انباشت صنعتی است. چنین مزیت رقابتیای را نمیتوان با اصلاحات مالی یا دستکاری در سازوکارهای قیمتگذاری جبران کرد یا از میان برداشت.


