در سالهای اخیر نقش نمایندگان مجلس در پیگیری مطالبات مردم، مدیریت حواشی و تعامل با نهادهای اجرایی و دولتی، به یکی از موضوعات مهم و قابل توجه در فضای سیاسی ایران تبدیل شده است.
با توجه به چالشهای ملی و منطقهای و اهمیت نمایندگی فعال در تحقق عدالت اجتماعی و توسعه سیاسی، گفتوگویی با دکتر روحالله متفکرآزاد، نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی انجام دادهایم.
وی در این مصاحبه به تشریح تجربیات خود در مجلس، تعامل با دیگر نمایندگان و مسئولان، نحوه مدیریت مسئولیتها و حواشی، و همچنین نگاه خود به عدالتورزی و ارتباط با مردم پرداخته است.
متن کامل و ویدئوی گفتوگو با آقای دکتر متفکرآزاد را در ادامه میخوانید.
تابناک: شما اولین دههشصتی هستید که به هیئت رئیسه مجلس راه یافتید؟
دوره قبل که سال اول رفتم مجلس، نمایندگانی بودند که با هم رفتیم و آن دوره با هم هیئت رئیسه شدیم. دو یا سه نفر بودیم. شاید یک مقدار بنده طولانیمدت نسبت به همکاران بودم.
تابناک: وضعیت چطوره؟ بزرگترها، سنوسالدارها، کهنهکارها چطور تعامل کردهاند؟
خوب ما را به عنوان ته تغاری قبول کردند.
تابناک: به عنوانه دبیر اول وظیفه سنگینی بر عهده شما است؟
بله کارهای مربوط به دبیر اول را در هیئت رئیسه بنده انجام میدهم، البته با همکاری بقیه نمایندگان و کارهای مربوط به تقنین و دستوراتی که در صحن مطرح میشود و قانونگذاری با کمک معاونت قوانین و همکاران دیگر در هیئت رئیسه انجام می دهیم.
تابناک: شما نماینده تبریز، آذرشهر و اسکو هستید. قاعدتا رقابتی هم با آقای پزشکیان در انتخابات مجلس داشتید؟
تبریز، آذرشهر و اسکو شش نماینده دارد. البته اکنون پنج نماینده دارد چون آقای رئیسجمهور رفته و ما یک دوره کامل و یک دوره دیگر را که وسط آن ایشان به دولت رفتند، گذراندیم. توفیق داشتیم با آقای پزشکیان و البته همکاران دیگر در مجلس همشهری تلقی شوم.
تابناک: شما و آقای پزشکیان از دو نگاه فکری و رقابت… فکر میکنم یکبار هم شکست خوردید، ولی یکبار همین سال گذشته برنده شدید؛ در واقع آقای پزشکیان را شکست دادید؟
چون شش نماینده هستیم، نه من شکست خوردم نه ایشان شکست خورد. ما هر دو در انتخابات پیروز شدیم؛ یعنی مردم محبت کردند، به هر دوی ما اعتماد کردند و رأی آوردیم. در تبریز، هم دوره قبل و هم این دوره. ایشان در مجلس از من سه دوره جلوتر بودند. بنده دور اولم مجلس یازدهم بود؛ در آنجا نفر سوم شدم در شش نفر و در این دوره که مجلس دوازدهم بود، مردم محبت کردند و خادم خودشان را مورد عنایت قرار دادند و نفر اول شدم. شکست معنا ندارد چون شش نفر انتخاب میشود. حالا یک نفر اینطرف، یک نفر آنطرف؛ در آرا طبیعی است.
تابناک: سند فساد نزدیکان یکی از وزرا را به عنوان یک رسانهای به شما به عنوان نماینده مجلس ارائه میدهم، چطور با این مساله برخورد میکنید؟
مدل رفتاری من اینگونه است: وقتی گزارشی درباره یک اتفاق به من برسد، مثلاً فلان وزیر سفری رفته که نباید میرفت، یا اتفاقی رخ داده که نباید رخ میداد و سندی به من میرسد… اگر صرفاً ادعا باشد، میگویم سند بیاورید.
الآن رسم شده که پروژه میزنند کسی را تخریب کنند؛
نباید بازی بخوریم.
اگر کسی ادعایی دارد
که فلان وزیر تخلفی انجام داده
باید سند بیاورد
بدون سند من هیچ حرفی نمیزنم. چون زمانی که شما حرفی میزنید، بار دارد؛ بار اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حقوقی و تأثیرگذاری در جامعه دارد. اول باید مطمئن بشوم حرف درست است. به قول امیرالمؤمنین چهار انگشت بین چشم و گوش است و باید حتماً داده وجود داشته باشد. الآن این هم رسم شده که پروژه میزنند کسی را تخریب کنند؛ نباید بازی بخوریم. اگر کسی ادعایی دارد که فلان وزیر تخلفی انجام داده باید سند بیاورد. سند که به دستم رسید، میخوانم. اگر برایم منطقی بود که این سند درست است… از آنجایی که من رسانه نیستم و نماینده مجلس هستم و به آن وزیر دسترسی دارم به او زنگ یا نامه میزنم و میخواهم بیاید یا به هر نحوی او را ببینم و میگویم دادهای که دارید نشان میدهد که شما این کار را انجام دادهاید؛ پاسخ شما چیست؟ پاسخ میدهد. یا باید من را قانع کند یا پاسخ قانعکننده نخواهد بود چون سند دست من است، میگویم حالا این کاری که کردید باید جبران شود. اگر قضایی باشد باید فرایند قضایی انجام شود؛ اگر رفتاری بود، مثلاً یک کاری که در شأن وزارت نیست انجام داده یا کاری که رخ داده، میگویم برو اصلاح کن و تکرار نکن. قضاییها جداست چون قضیه بیتالمال بحثش جداست. اگر اصلاح کرد که موردی نیست، اما اگر اصلاح نکرد، نامه میزنیم به بازرسی، به دیوان محاسبات که این وزیر در این زمان در این کار تخلف کرده… و آخرین مرحله به تریبون مجلس کشیده میشود اگر واقعاً نمیشود با او برخورد از مسیر طبیعی انجام داد آن وقت از قدرت رسانهای نماینده مجلس، که قدرت تریبون مجلس است، استفاده میکنم. آخرین راه من این است؛ اولین راه من نیست چون تنش را به جامعه منتقل نمیکنم تا زمانی که مطمئن بشوم یک موضوع دیگر قابل حل نیست و مردم باید حل کنند.
تابناک: در تکمیل فرمایش شما، نگاه رهبر انقلاب اینگونه نیست که در واقع عدالتورزی مصداقی و از پشت تریبون و ... را روی یک نفر متمرکز کنند؟
ما به عنوان نماینده مجلس وظیفه داریم جلوی هر فسادی بایستیم و وظیفه داریم که جامعه را بیجهت ملتهب نکنیم. اگر مردم من را انتخاب کردهاند که از حقشان دفاع کنم، من بهعنوان وکیل مردم باید بتوانم خودم آن کار را انجام بدهم؛ آن مرحله، مرحلهای است که شما بگویید «فساد به جایی رسیده که نمیتوانم کاری کنم.» این اتفاق در لایحههای مختلف است من در لایحه وزرا یک وظیفه دارم مثلاً شخصی در لایحه دادگستری مسئولیتی دارد، باید در همان لایه رفتار و اقدام کند. در لایه قضایی یک نفر باید در چارچوب همان حوزه برخورد کند. در حوزه بازرسی، فردِ مسئول باید از موضع بازرسی اقدام کند. یکی در دیوان محاسبات مسئولیت دارد و باید در همان سطح حساس باشد. یکی عضو شورای شهر است و باید وظیفهاش را در شورای شهر انجام دهد. یعنی هر کسی در لایحه و سطح خودش باید حساس و مسئول باشد.
تابناک: این احساس وجود دارد که زمانی بین شما و آقای پزشکیان رقابت انتخاباتی وجود داشته اما امروز، هم به دلیل فضای نمایندگی که شما الان در مجلس هستید و هم به جهت همشهریبودن، شاید انتظار بر این باشد که شما نسبت نزدیکتری با آقای پزشکیان داشته باشید. آیا اینطور است؟ یعنی آیا آقای پزشکیان مسائل نمایندگان، فراتر از تبریز، آذربایجان شرقی و غربی و… را جدیتر و ویژهتر میبیند؟
ایشان ذاتاً فردی خونگرم است. با هر کسی، با هر طیف فکری که باشد، گرم میگیرد. یعنی مدل رفتاری او همینگونه است؛ آدمی است اهل معاشرت، خوشوبش میکند و معمولاً با کسی ترشرویی نمیکند. ما هم در دوران نمایندگی، در دو دورهای که با هم رقیب انتخاباتی بودیم، خوشبختانه سالمترین رقابتها را داشتیم. هیچوقت میان ما تنشی، به معنای تنشهای سطحی، غیر اخلاقی یا نامناسب، وجود نداشت. همیشه رقابت ما سالم، مبتنی بر گفتمان، مبتنی بر اعتقادات و مبتنی بر شرح وظایف بود. هر کس برنامهاش را عرضه میکرد و فضای رقابتی سالمی میان ما وجود داشت.
الان هم که در مجلس حضور داریم، رئیسجمهور، رئیسجمهورِ کل ایران است؛ نه رئیسجمهورِ منطقه ما. قاعدتاً همه مردم ایران انتظار دارند که ایشان برای کل کشور برنامهریزی کند و ما هم این را درک میکنیم.
رئیسجمهور باید به همه کشور خدمات بدهد و از جمله به منطقه خودش. بعضی وقتها فضا طوری ساخته میشود که ایشان حتی برای منطقه خودش هم نگران میشود کاری بکند، مبادا به او برچسبی بزنند
یعنی من موظفم وظایف مربوط به منطقه خودم را خودم پیگیری کنم. ایشان فقط رئیسجمهور منطقه من نیست؛ اگر بخواهم دقیقتر بگویم، رئیسجمهور کل ایران است و طبیعتاً منطقه من هم در چارچوب همین کل قرار میگیرد.
ما هیچوقت توقعی فراتر از وظایف ایشان نداشتیم. البته مشکلات و تنگناهایی داشتهایم و طبیعتاً انتظار داریم در دوره ایشان، این مسائل حداقل در استانهای شمالغرب برطرف شود. توقع ما در این حد بجاست. اما این به معنای آن نیست که بخواهیم حق منطقه دیگر را بگیرند و به ما بدهند. حق هر منطقه باید در جای خودش ادا شود. ما باید توقعات منطقی داشته باشیم. رئیسجمهور باید به همه کشور خدمات بدهد و ازجمله به منطقه خودش. بعضی وقتها فضا طوری ساخته میشود که ایشان حتی برای منطقه خودش هم نگران میشود کاری بکند، مبادا به او برچسبی بزنند. در حالیکه حق مردم منطقه خودش هم باید ادا شود. برای همین، ما خودمان مطالبات منطقهای را مطرح میکنیم تا برای ایشان بحران ایجاد نشود. خودمان مطالبه منطقه خودمان را انجام می دهیم و میگوییم آقای رئیس جمهور همانطور که به مناطق دیگر کمک میکنید منطقه ما هم نیازمند استفاده از حقوق خود است.

تابناک: با توجه به فضاسازی یا تحلیلهایی که جریان مخالف ایشان در انتخابات ارائه دادند، که عبارت بودند از اینکه این رأی مثلاً قومیتی بوده و اینها، و اصولاً کشور ما هم متأسفانه زمینه این نگاههای قومیتی را دارد، احساس میشود که شاید اگر رئیسجمهور از یک بخشی از کشور باشد، امکانات و نگاهها همه به آن سمت متمرکز شود؟
قومیتی، گاهی به یک قوم نسبت داده میشود و گاهی به شهر یا منطقه. برای مثال، طبیعی است که همشهری شما جایی کاندیدا شود و مردم شهرتان علاقه نشان دهند؛ بالاخره او همشهری است. این مورد محل مذمت نیست. چرا ایشان در آذربایجان رأی بالایی داشته؟ خب داشته؛ مردم منطقه خودش او را دوست داشتهاند و طبیعی است کسی که همشهری اوست، رأی بیاورد و رشد کند.
تابناک: آیا شما همین تحلیل منصفانه را ارائه دادید یا خیر؟
بله، در بسیاری موارد، نباید به آنها برچسب زد. تا ببینیم مردم تصمیم قومیتی میگیرند یا خیر. همین مردم به آقای رئیسی نیز رأی دادهاند؛ آن زمان برچسب قومیتی به آنها زده نشده بود. همین مردم به احمدینژاد نیز رأی دادهاند. رئیسی و احمدینژاد که اهل آذربایجان نبودند و بالعکس. برای مثال اگر شهید رئیسی در خراسان رأی آورده، این چه اشکالی دارد؟ رأی آقای رئیسی به معنای این است که مردم خراسان به ایشان به دلیل قومیت رأی دادهاند؟ این امری طبیعی است. بنابراین، مردم نباید شقه شقه شوند. نباید به مردم برچسب خاصی زده شود. اما اگر این مسئله به نژادپرستی تبدیل شود، مشکلزا خواهد بود. من انتخابات جمهوری اسلامی ایران را در فضای نژادپرستی تحلیل نمیکنم.
تابناک: صحبت از شهید رئیسی شد و قاعدتاً آن نگاه مهربانانه و سرشار از عطوفت ایشان مطرح شد، ایشان واقعاً نمونهای خاص بودند. در واقع، آن روز که آن اتفاق رخ داد، شما کجا بودید؟
من در تبریز بودم. آن روز، بنده، آقای پزشکیان و آقای اوجی وزیر نفت دولت قبل، در پالایشگاه تبریز منتظر فرود هلیکوپتر شهید رئیسی برای افتتاح پروژه پالایشگاه تبریز بودیم. هلیکوپتر فرود نیامد و جلوتر سقوط کرده بود. ما در مقصد منتظر بودیم. حادثه ناگواری رخ داد و بلافاصله من و آقای اوجی راه افتادیم و به منطقه ورزقان رفتیم و آن شب را همانجا ماندیم تا پیکر شهید رئیسی پیدا شد.
تابناک: درباره آقای مالک رحمتی که در آن حادثه به شهادت رسیدند،خاطره ای دارید؟
علت حضور من در آنجا
ایشان بودند. هفته آخر مجلس یازدهم بود و آن هفته هم مجلس خبرگان افتتاح میشد و هم مجلس شورای اسلامی دوازدهم. هر دو افتتاحیه در روزهای پایانی مجلس یازدهم بودند. آن هفته که این اتفاق روز یکشنبه رخ داد، من روز جمعهاش در تبریز بودم. به طور معمول، اگر مشکلی نباشد، آخر هفتهها به حوزه انتخابیه میروم. جمعه در تبریز بودم و با شهید آلهاشم، پس از نماز جمعه، یک ساعت خلوت کردیم و صحبتهایی داشتیم. صحبت بسیار خوبی بود. خدا روح ایشان را شاد کند. پس از آن میخواستم به تهران بازگردم. آن شب، اگر اشتباه نکنم، پرواز به تهران داشتم.
قرار شد با پرواز خود رئیسجمهور به تبریز بروم و با همان پرواز بازگردم تا فقط یک روز صحن مجلس را از دست بدهم چون در آذربایجان شرقی قرار بود افتتاحیههای مهمی انجام شود که بنا به اتفاقاتی که پیش آمد، پیش از رسیدن شهید رئیسی، برنامه آمدن ما به تبریز لغو شد.
آخر شب، مرحوم شهید رحمتی تماس گرفت و گفت برنامه رئیسجمهور برای روز یکشنبه اینجاست و حضور شما ضروری است. آقای رحمتی استاندار پرتلاشی بود. خدا رحمتش کند. گفتم ما صحن علنی داریم، هفته آخر است و من دبیر اول هستم و باید کارها را جمع کنم. گفت نه، اگر نباشید، نمیشود؛ باید باشید. درست نیست که شما اینجا نباشید؛ رئیسجمهور میآید و پروژه مهمی است. در نهایت پذیرفتم. قرار شد من با پرواز خود رئیسجمهور به تبریز بروم و با همان پرواز بازگردم تا فقط یک روز صحن مجلس را از دست بدهم چون در آذربایجان شرقی قرار بود افتتاحیههای مهمی انجام شود که بنا به اتفاقاتی که پیش آمد، پیش از رسیدن شهید رئیسی، برنامه آمدن ما به تبریز لغو شد. در خود دولت نظر بر این شد چون با عجله میخواهیم برویم آقای اسماعیلی گفتند دیگر مزاحم نمایندگان نمیشویم و من به خاطر اینکه هفته آخر مجلس یازدهم بود فرصت را غنیمت شمردم تا امور را جمعبندی کنم.
بعد، صبح روزی که ایشان به سمت تبریز پرواز کردند، آقای رحمتی ساعت ۷:۰۱ صبح به من زنگ زد. خدا رحمتش کند. گفت کجایی؟ گفتم در تهران هستم. گفت چرا آنجا؟ باید تبریز باشی. گفتم شرایط اینگونه است؛ بههرحال، احساس کردم دولت خودش بهتر میداند برنامهریزی کند و من هم بهتر است کارهای تهران را جمع کنم. گفت نه، حتماً باید بیایی. همین الآن برایت بلیت میگیرم که بیایید تبریز. گفتم صحن مجلس تا ۴۵ دقیقه دیگر شروع میشود. ۵ دقیقه بعد مجدد تماس گرفت و گفت از دفتر خودش بلیت برایم گرفتند؛ خلاصه مجبور شدم ساعت ۱۰و نیم صحن مجلس را ترک کنم. به فرودگاه رفتم و ساعت ۱۲ با پرواز به تبریز رفتم. بیدرنگ به پالایشگاه رفتم و منتظر ایشان شدم اما آن اتفاق رخ داد.
آقای رحمتی فرد بسیار پرتلاشی بود. چهار ماه استاندار ما بود، اما همین ۴ ماه مردم را عاشق خود کرد. رفتار او، تسلط او بر موضوعات و احاطهاش بر امور مثالزدنی بود. در جلسات با وجود جوان بودن، هیچکس نمیتوانست در گزارش کار او را گمراه کند. اگر کاری واگذار میشد و مشکلی وجود داشت سریع متوجه میشد که موضوع بهدرستی پیش نرفته و راهحل ارائه میداد. از مدیرانی نبود که فقط به ظاهر مسائل نگاه کند. وقتی میگفت فلان گره باز نمیشود، راهحل آن را نیز مطالبه میکرد. واقعاً به موضوعات احاطه داشت و مردمدار بود.
تابناک: شهید آلهاشم؛ جدای از اینکه ایشان را صرفاً امام جماعت روز جمعه بدانیم، در واقع همه روزهای هفته امام جماعت بود. بهنوعی فقط امام جمعه تبریز نبود، بلکه امام جمعه همه شهرها بود؛ زیرا از سکنات و روحیات ایشان الگویی مشاهده میشد. ایشان نمونه بود.
شهید آل هاشم صفشکن بود. آنچه میتوان درباره شهید آلهاشم گفت، این است که امام جمعه را با مردمداریاش پیوند داد و با جامعه آمیخت. از گذشته نیز همینگونه بود که ائمه جمعه معمولاً میان مردم زندگی میکردند اما ایشان این موضوع را به یک نماد تبدیل کرد. اولین کاری که انجام داد، برداشتن فنسها بود. میدانید که تبریز پیش از ایشان دو شهید محراب داشته و ما متأسفانه در ترورهای اول انقلاب دو عالم فرزانه امام جمعه شهید قاضی و شهید مدنی را تقدیم کرده بودیم. این موضوع باعث شده بود که نگرانیهایی نسبت به ترور و شهادت امام جمعه وجود داشته باشد. ایشان آمد و این نگرانی را رفع کرد و گفت این موانع را بردارید. خوشبختانه منافقین سرکوب شدند یا دستکم دیگر جرأت عملیات نداشتند. ارتباط مستقیم ایشان با مردم و این صفشکنی بسیار مورد توجه و محبت مردم قرار گرفت و پس از آن نیز این ارتباط را با مردم حفظ کرد.
هماهنگی و تنظیم: مهتاب بهرامی آسترکی