سيد مصطفي سخايي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۲۳ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
رفته بودم شهرستان خونه ، ولي وقتي شنيدم تو شهر صداي پاي شهدا مياد دلم واسه خودم سوخت كه چرا نموندم تهران تا زيارتشون كنم...يك آن به حال خودم گريه كردم...ولي از راه دور يه سلامي دادم...اميدوارم پذيرفته باشن عزيزان وطن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۵ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
ننگ برروزنامه هايي كه ازاين حماسه ملي يعني تشييع جنازه شهداي گمنام درروزشنبه هيچ اشاره اي درصفحه اول خودنكردندوبعنوان خبري دست چندم درصفحات دروني به ه اختصارخبري نوشتندوآنهمه شور وعشق ملت رادريك تشييع بسيارطولاني وباشكوه ناديده گرفتند
ناشناس
|
UNITED STATES
|
۱۱:۲۶ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
خداوند دوستشان داشت که نگذاشت بمانند و امروز را ببینند. خدا رحمت کند و بیامرزدشان.
صابر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۲۶ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
کجایند مردان بی ادعا
شهید نظر می کند به وجه الله
شهدا شما با دل پاکتان برای طول عمر مولایم سید علی دعا کنید.
ناصر
|
-
|
۱۲:۴۷ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
هر شهيد سمبلي است از مقاومت و ايثار و نماد دينداري و وطن دوستي اما هر سهيد عطر و بوي خاص خود را نيز دارد نمي دانم كه چگونه شده ولي حس غريبي به غريب و مظلوم هور دارم او سرلشگر وسپهبد سپاه اسلام بود غريب زيست وغريب شهيد شد نامش در غربت بود اما او در آسمانها و در اعلاعليين نزد مادرشيعيان سرلشگر سپاه عشق است يادش گرامي باد
بهروز احمدی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۳۱ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
من باتمام مشگلات رفتم چون او جان و شناسنا مه اش را برای ما گم کرد و رندانه با خدای خود معامله کرد .فضای معطری بود و انها را دیدم
ناشناس
|
UNITED STATES
|
۱۴:۵۱ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
آنان عمار بودند و ما گمراهيم.
ناشناس
|
UNITED STATES
|
۱۷:۱۴ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
من یه سئوال دارم: از کجا می فهمن که اینا ایرانی بودن؟
مهدي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۷:۱۸ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۶
اونا يك سري آدم با معرفت ، به دنبال حق و حقيقت بودند و به حق كه به عهدشون وفا كردند و خدا به داد اونايي برسه كه باعث رفتن اين آدما توي اين راه شدند و خودشون بي راهه ميرند خيلي بي معرفت و پست هستند
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۲۵ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۶
با سلام میخواهم یک خاطره ای تعریف کنم یک سال من رفته بوده مناطق جنگی رو ببینم دوستانی که رفتن می دونن در یکی از باردید ها که میری در داخال اون ساقه های سر به فلک کشیده باند هایی را گذاشتن که صدای ضبط شده آن دوران را پخش میکند صدای بی سیم صدام خمپاره صدای ترکش خلاصه صدای همه چیز جنگ هست موقعی که در اون محیط قرار گرفتم از صدای پخش شده می ترسیدم با هر خمپاره ای که منفجر مشد یا تیری که شلیک می شد یه حالت اضطرابی به من دست می داد نمی تونستم تصور کنم توی محیط واقعی باشم که همه این چیزها واقعی باشن یعنی محیطی که یه خمپاره در فاصله نزدیک بهت برخورد کنه و تو هنوز لبخند بر لب داشته باشی و یا حسین گویان به دفاع از سرزمینت بپردازی. چه مردانی بودند چه شیر مردانی بودند خدایا من را ببخش و کمی از جرات این دلیر مردان را به من عطا کن الهی امین
اونجا واقعا می فهمی معنی این متن رو:
عشق یعنی یه پلاک که بیرون زده از ذل خاک
نظرات بیشتر