من می خواستم از منظر دیگری جدایی از دیدگاهای دیگر هموطنان ببینم .. و آن اینکه به نظر من آموزش و پرورش ما هم مقصر است! می گویید چرا ...خیلی ساده است رشد و پرورش فکری برای چه تحصیل چه زندگی در دوران مدرسه شکل می گیرد ...چرا آموزش پرورش ما ما جوانها را تک بعدی بار می آورد؟؟!..این آقا شخصیت تک بعدی داشته ..آموزش دیده ولی پرورش ندیده!ابعاد دیگر شخصیتی اش شکل نگرفته.
ناشناس
|
|
۰۸:۳۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۰۱
1
29
پاسخ
بنده دانشجوی دکترا هستم. برخی اساتید رشته دائما ما را تحقیر می کنند و ما را که به زحمت پس از آزمون دشوار پذیرفته شده ایم به ندادن نمره و اخراج تهدید می کنند و می گویند که همه نباید دکتر شوند. از یک طرف باید هزینه های زندگی و اجاره خانه را تأمین کنیم و از طرف دیگر به طور تمام وقت مشغول تحصیل باشیم. این پارادوکس و عدم داشتن پشتیبان و تحقیر اساتید باعث شده در روحیات ما خلل وارد شود.
ناشناس
|
|
۰۸:۴۰ - ۱۳۸۷/۰۲/۰۱
3
25
پاسخ
علم بهتر است یا ثروت ؟... و البته علم بهتر از ثروت نیست ... شاید هم باشد ... بستگی به زمان تحصیل علم دارد ... و آن هم بستگی به شانس دارد که در چه دوره ای بدنیا آمدی
ناشناس
|
|
۰۸:۴۱ - ۱۳۸۷/۰۲/۰۱
2
25
پاسخ
با عرض سلام بنده خود یکی از دانشجویان مقطع تحصیلات عالی شهید بهشتی هستم با وجودی که مسلمانم ومعتقد م خودکشی امری ناپسند در اسلام است ولی برخورد وآیین نامه ها خلاف قانون در بعضی اوقات مرا به خود کشی واداشته بله همه ما در وضیعت عادی آرام به نظر میرسیم به نظر حقیر بر تک تک افراد انساندوست فرض تااین قبیل حوادث ریشه یابی شود شاید فردا دیر باشد
ناشناس
|
|
۰۸:۴۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۰۱
1
18
پاسخ
متاسفانه برخورد بد برخي اساتيد دانشگاههاي بزرگ معضلي است كه واقعا بايد فكري براي آن شود، و اين برخوردهاي توهين آميز به خصوص در مقاطع بالا به دليل نياز به ارتباط بيشتر دانشجويان با اساتيد ، بيشتر مطرح مي باشد، بنده در چندين سالي كه در يكي از دانشكده هاي دانشگاه تهران تحصيل مي كردم به كرات توهين هاي اساتيد و خرد شدنهاي دانشجويان را شاهد بودم و متاسفانه هيچ كس پاسخگوي اينهمه توهين به دانشجويان مقاطع بالا نيست و نتيجه آن شد كه بنده و 6 همكلاسي من هيچ يك حاضر به تحصيل در مقطع دكترا در آن دانشگاه نشده اند . به لحاظ مسائل مالي نيز معضلي بارها و بارها مجبور به فروش كتاب شده ام ، كار دانشجويي كرده ام ..... .
ناشناس
|
|
۰۸:۴۸ - ۱۳۸۷/۰۲/۰۱
2
22
پاسخ
من همکلاسی دوران کارشناسی ایشان در دانشگاه تهران بودم ایشان علاوه از درس در ورزش نیز سرآمد سایر بچه ها بود و چندین بار صاحب عنوان قهرمانی در شطرنج شد در شیمی هم نفر هفتم المپیاد دانشجویی بود چندین بار ایشان را در آزمونهای دکتری در دانشگاههای مختلف دیدم متاسفانه ایشان بدلیل نابسامانی هایی که در گرفتن دانشجوی دکتری در کشورمان وجود دارد چندین سال پشت درهای دانشگاه های متعدد منتظر ورود به دوره دکتری بود و آخر سر با سماجت و پشتکاری که داشت موفق به اینکار شد و صد حیف و افسوس که چنین نخبه ای به چنین فرجامی مبتلا شد هیهات که به جای نخبه پروری شرایطی ایجاد می گردد که به نخبه کشی منتهی می گردد.
خدایش بیامرزد فرد دوست داشتنی و خوش معاشری بود
ناشناس
|
|
۱۱:۳۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۰۱
1
19
پاسخ
اينجانب نيز دانشجوي دکتري اين دانشگاه مي باشم متاهل و داراي يک فرزند.در اين چهار سال به علت نبود پشتوانه مالي مجبور بودم تمام وقت کار کنم اساتيد هم انتظارات خاص خود را داشتند مقاله هاي علمي تحقيقات و انگيزه هاي بالا.دو سال قبل هم يکي از دانشجويان دکتري به نام سليمي بعد از قبولي در امتحان جامع و ورود به مر حله تز دچار سکته قلبي شدند ومرحوم شدند خلاصه فشار زيادي روي دانشجويان دکتري است از يک طرف فشار اقتصادي واز طرف ديگه تکاليف تحقيقاتي
ناشناس
|
|
۱۲:۰۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۰۱
1
20
پاسخ
ایشون در ابتدا برای من یک معلم و یک مربی بودند و من به خوبی به یاد میارم زمانی رو که بچههای کلاس سوم دبیرستان برای ایشون به مناسبت قهرمانی در مسابقات شطرنج و یا کسب رتبه در المپیاد شیمی هورا میکشیدند.
مدتی هم که افتخار همکاری با ایشون توی دبیرستان مفید۳ رو داشتم ایشون مرتب گلایه میکردن از وضعیت تحصیلات تکمیلی و مشکلات فراوانی که براشون پیش اومده.
به نظر من حداقل کاری که میتونیم بکنیم برای اینکه به اون مرحوم احترام بذاریم اینه که نذاریم این خبر مثل هزار تا خبر دیگه که روزانه از بدبختی مردم میشنویم بگذره و بره. حداقل کاری که میشه کرد اینه که این خبر رو پخش کنیم.
شما شرایط کسی رو تصور کنید که در معرض آسیب روانی قرار داره از شدت مشکلات مالی و مشکلات گوناگونی که اونو در دانشگاه و سایر موارد آزار میده، و به این شرم نداشتن توان تهیهٔ چیزی به کمهزینهای «رسالهٔ دکتری» که برای همهٔ دانشجوها یه حداقل محسوب میشه رو اضافه کنید. حالا فکر کنید در یه همچین شرایطی استاد آدم جلوی همه بهش طعنه بزنه و بگه که «تو اصلا برای چی زندهای؟!؟»
من که واقعا از این شرایط متإسفم.
ناشناس
|
|
۱۲:۲۱ - ۱۳۸۷/۰۲/۰۱
3
24
پاسخ
من نيز يك دانشجوي دوره دكتري هستم. من نمي گويم كه ما دانشجويان دكتري فقط به دنبال پول ادامه تحصيل داده ايم. ولي حداقل انتظار ما اين است كه شان اجتماعي ما متناسب با زحماتي باشد كه در راه تحصيل متحمل شده ايم. اگر قرار باشد دلالان مسكن و خودرو و مديراني كه در يك نامه اداري چندين غلط املائي دارند درآمدهاي ميليوني كسب كنند و بر ديگران فخر بفروشند، همان بهتر كه فرهيختگان جامعه بميرند و چنين حقارتي را نپذيرند.
ناشناس
|
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۰۱
2
19
پاسخ
وقتی خبر بهمون رسید اول فکر کردیم شوخیه ... خداییش این آقا اصلا این جور روحیه ای نداشت که دست به خودکشی بزنه... من اون استادیم که میگن میشناسم آدم بدی نیست اما خوب یه کم پرمدعاس، دوره لیسانس باهاش درس داشتم ... اما با شناختی که ازین دونفر و سختیای تحصیل تو دوره دکتری اعم از نبودن امکانات لزوم ارایه مقاله در مقادیر بالا!!!!!!!! و عدم تامین دانشجو از نظر مالی، هنوز نمی تونم باور کنم که این پسر این کارو کرده،اما هر چی که هست، ... افسوس
پارسال غم محمد امسال شهروز ... سال دیگه شاید خود من ... چرا کاری می کنن که این بچه ها که کم کسایی نیستن- خودمو نمی گم ... - دستی دستی از دست برن، دانشجوهایی که همه می دونن اگه حمایت بشن اگه بهشون توجه بشه چه کارایی که نمی تونن بکنن اما حیف ...