نمايند ه گرامي در اين قرن تعادل بازار ثابت شده و بايد تقاضاي مسكن كاهش يابد و اين علت اصلي است بايد ذائقه مردم براي مالكيت در مسكن تغيير كند و احساس امنيت بي خانماني فقط با اجاره ارزان و بلند مدت است كه در توان سازه ها و سياستهاي دولتي مي باشد حتي در با رفاه ترين كشور دنيا مثل سوئيس اين راهكار انجام مي شود.اگر عرضه ساختمان است پس چرا خانه هاي اجاره كم است يادتان نرود در هر كوچه و خيابان مكاني در حال ساخت است كه سالها باعث اذيت محله ميشود و به روش سنتي تا اين ساختمان ساخته شود دهها متقاضي در جامعه بوجود مي آيد.
ناشناس
|
|
۱۰:۴۳ - ۱۳۸۷/۰۱/۲۸
0
0
پاسخ
از مهمترین اهرم های کاهش قیمت مسکن اخذ عوارض مضاعف از واحد های مسکونی تازه احداث خالی (بلا استفاده ) می باشد .شهرداری بایستی به مالکین اینگونه واحد ها ابلاغ نماید که در صورت عدم فروش یا اجاره واحد مربوطه مشمول پرداخت عوارض بیشتری خواهند بود
ناشناس
|
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۸۷/۰۱/۲۸
0
0
پاسخ
با سلام
از معدود جاهايي هستيد كه نظرات مردم را منعكس ميكنيد و اين قابل تقدير است.
مطابق تجربه اخير خود در ساخت و ساز در يكي از شهرهاي اطراف تهران قيمت مسكن آميخته اي از هزينه هاي مختلف شامل(اما نه محدود به)موارد زير است:
-زمين (بيش از 50%).
-مصالح (حدود 20%).
-دستمزد (حدود 10%).
-سرمايه اي (بهره پول ?%).
-جواز ساخت+جريمه هاي شهرداري(حدود 7%).
-هزينه هاي غير رسمي! (!%)
- خدمات مهندسي-نظارتي مطابق قانون شهرداريها(كه متاسفانه عليرغم اينكه حدود 2%تا3% قيمت مسكن را تشكيل ميدهد از ارزش واقعي و فني كمي برخوردار است و بايد جزو كاغذ بازي محسوب شود).
-خدمات مهندسي نظارتي واقعي(حدود 3%).
-مشاورين املاك (! %).
-حمل و نقل.
افزايش هزينه هاي فوق هر چند ريشه در مسائل كلان اقتصادي دارد و جهت دادن سرمايه ها به سمت ديگر بخش ها اقتصادي توصيه شده ولي اين موارد داراي ايرادات اختصاصي خود نيز هستند و بدون رفع و يا تخفيف اين ايرادات نتيجه مورد نظر كه همان كاهش هزينه مسكن است حاصل نميشود.
مؤيد باشيد.
ناشناس
|
|
۱۲:۴۸ - ۱۳۸۷/۰۱/۲۸
0
0
پاسخ
نکات قابل تامل در مورد مسکن :
- بررسی کارشناسانه علل تقاضا
- توزیع بیشتر امکانات در شهرهای دیگر تا از هجوم برای استفاده از امکانات و سود بیشتر در خرید و فروش مسکن در تهران کاسته شود.
- تهران تا کجا می خواهد شاهد افزایش جمعیت باشد.
- اگر زمانی بودجه کافی برای انتقال پادگانها و ... به بیرون شهر بود بهتر می باشد بجای ساخت مسکن در آنها که باعث تراکم بیشتر جمعیت در تهران می گردد، آنها تبدیل به پارک و ... گردند. در حال حاضر حداقل در پادگانها فضای سبز برای تنفس شهر وجود دارد.
ناشناس
|
|
۰۲:۵۳ - ۱۳۸۷/۰۱/۲۹
0
0
پاسخ
و در كنار همه ي اين پيشنهادها ، بنده فكر ميكنم بايد در دراز مدت و با يك برنامه ثابت( نه اينكه با تغيير دولت برنامه ريشه كن و منتفي بشود) منابع كار و توليد در سطح كشور پخش بشود تا شاهد هجوم جمعيت به شهر تهران و كلان شهرها نباشيم.
اگر يك جوان روستايي و شهرستاني بتواند در محدوده محل تولد خود به كار مشغول بشود مجبور به مهاجرت نخواهد شد و ناخواسته به وجود آورنده ي مشكلات اقتصادي از جمله مسكن نخواهد شد.
كوچك كردن خانه ها و رشد عمودي شهر پادزهر و داروي مناسبي نيست و در درازمدت به وجود آورنده مشكلات فرهنگي و روحي و رواني جامعه خواهد شد
ناشناس
|
|
۰۸:۴۰ - ۱۳۸۷/۰۱/۲۹
0
0
پاسخ
سلام - به نظر من به جاي اينكه بنگاه دارها را مقصر بدانيد و به دنبال كم كردن آنها باشيد بهتر است به دنبال يك راه حل مناسب باشيد . بنده كارمندهستم ماهي 310000 تومان دريافتي ام هست كه 250000 هزارتومان آن بابت اجاره خانه ميرود ، دولت يا هرارگاني دولتي اگر ميخواهد به داد مردم برسد بيايد بابت اجاره خانه و مبلغ پول پيش براي صاحبخانه ها ماليات ببندد. تمام كارشناسان خودشان يك پا كارشناس اقتصادي شده اند و به صورت سليقه اي مبلغي بالغ بر 200 يا 300 هزارتومان روي كرايه كشيده اند ....
ناشناس
|
|
۱۱:۰۵ - ۱۳۸۷/۰۱/۳۱
0
0
پاسخ
اقتصاد یک سامانه در هم تنیده است و نمیتوان تنها گفت که در بخش مسکن چکار کنیم. باید تمامیت اقتصاد را درست کنیم. سرزمین ایران بسیار گسترده است و به جز در مرکز شهرهای بزرگ ما نباید مشکلی برای فراهم کردن زمین و خانه سازی داشته باشیم. دهها هزار متخصصیی که در نیویورک کار میکنند هر روز صبح با سوار شدن بر قطارهای تند رو از خانه های خود در ایالت نیوجرسی و سایر ایالتهای اطراف به مرکز شهر نیویورک می آیند و در پایان روز باز میگردند. بیشترین مردم آمریکا نیز توان خرید خانه در نیویورک و سایر شهرهای بزرگ را ندارند و این مشکل محدود به تهران نیست. اما در کشور ما هنگامی که در مناطق پیرامونی شهرها ساخت و ساز میشود اولا این ساخت و ساز به شیوه ای در هم بر هم مانند حومه های کرج و تهران است که هیچ کسی دوست ندارد در آنجا زندگی کند و دوم اینکه سالها میگذرد تا ترابری قطار یا مترو این مراکز جمعیتی را به مرکز شهرهای بزرگ برساند. برای رسیدگی به مشکل اول دولت باید بداند که تنها راه ساخت و ساز بزرگ فروش زمینهای وسیع از راه مزایده به شرکتهای خبره داخلی و خارجی است تا این شرکتها با صرف هزینه لازم همه جوانب معماری و شهرسازی زا و تامین پارکینگ و سایر خدمات همگانی ماند مراکز تجاری و تفریحی را در مجموعه ها و شهرکهای مربوط به خود پیاده کنند. برای نمونه در یک شهرک سازی اصولی ساکنین هر شهرک میتوانند خودشان مدیر فضای سبز شهرک یا جمع آوری زباله شهرک در یک جایگاه باشند نه اینکه زمینهای دویست متری را بدهیم به انبوهی از متقاضیان تا اولا یک شهرسازی زشت و بی سامان داشته باشیم تا چشم هر بیننده ای را بیازارد و مایه شرمندگی کشور باشد و همچنین از فردای روزی که این خانه ها ساخته شد شهرداری ها بخواهند در جلوی هر خانه زباله جمع کنند و خلاصه اینکه با گره های کور مدیریت شهری روبرو شویم. در واقع ما برای شهرسازی درست الگوهای خوبی را از گذشته مانند شهرک غرب برای طبقات متوسط و بالا و شهرک اکباتان برای طبقات متوسط و پایینتر را داریم. مشکل دیگر مسکن در کشور ناشی از آن است که در کشور ما پایتخت فاصله زیادی با سایر شهرهای بزرگ بلحاظ ارزش زندگی و کار یابی و رشد فردی دارد. برای نمونه اگر کسی بخواهد یک کار با ارتباطات بین المللی بکند حتما باید در تهران باشد و بطور کلی میدیریت اقتصادی و اداری در کشور اهمیت سایر شهرهای کشور را برای یک زندگی توام با کار و ترقی برای قشرهای متخصص کاهش داده است.
بطور کلی برای حل مشکل مسکن و حل مشکلات در سایر بخشها ما نیاز به آن داریم که مدیریت کشور دید بلند تر و کارشناسی تری نسبت به ماهیت مشکلات و راههای ممکن برای بر طرف کردن آنها داشته باشد