شما هم دیگه با این جنگ نرم شورش رو در آوردین . خیلی خوب بابا برگردین اردوگاه خودی ولی دیگه به خودتون گند نزنید برای اینکه برگردین به نقطه اول . یه ذره شعور و غیرت هم چیز خوبیه که ظاهراً ندارید
رضا
|
|
۲۱:۲۳ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۷
0
0
پاسخ
من دانش آموز پیش دانشگاهی هستم درس داستان داستان ها حذف شده است
رضا
|
|
۲۱:۲۷ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۷
0
1
پاسخ
من دانش آموز پیش دانشگاهی هستم درس داستان داستان ها حذف شده است
ناشناس
|
|
۰۸:۳۸ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۸
0
0
پاسخ
منظورتون كدوم اسفنديار هستش؟ اي شيطون!!!!
irani
|
|
۰۹:۵۷ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۸
0
0
پاسخ
همه دولتها به پيشينيان خود مينازند و از آن انگيزه اي براي آشنايي جهانيان براي توسعه توريسم و درآمد زايي استفاده ميكنند حالا در سال سوم دبيرستان ما اينها را نوشته دين و دنيايمان دچار آشفتگي ميشود ؟
اينقدر شكاف زايي نكنيد بياييد گذشتتان افتخارتان باشد همانگونه كه با اين تبليغات شما جوانان بيشتر به شاهنامه روي مي اورند و به بوجود اورنده كبير آن عشق ميورزند
امین
|
|
۱۲:۰۸ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۸
0
0
پاسخ
سلام
تابناک از چشم من افتاد
فکر میکردم خبرنگارای سرویسهای مختلف خبری این رسانه با مطالعه باشند.
مقدمه این کتاب از کتاب داستان داستانهای دکتر محمد علی اسلامی ندوشن گرفته شده است
که به تفصیل توضیح داده که منظور فردوسی از اسفندیار همان دولت بوده است.
این کتابم خیلی وقته پیش نوشته شده و به بحث تازه مد شده جنگ نرم ربطی نداره
مجتبي
|
|
۱۲:۰۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۸
0
0
پاسخ
انيشتن:
"براي دو چيز مرز نهايي متصور نيستم.
اول جهان هستي.
دوم حماقت بشر.
هرچند در مورد اول زياد هم مطمئن نيستم!"
بفرماييد داستان ضحاك ماردوش و كاوه آهنگر و چوپان دروغگو و شعر اشك يتيم پروين اعتصامي و... را نيز حذف كنند كه هيچ اثري از اين نرمي ها به چشم نخورد!!! شما ديگه واقعا شورش رو درآوردين. نظرات مخالف رو كه منتشر نمي كنيد و كسي اين متن رو نمي خونه من ولي نوشتم كه حداقل خودتون به حماقت خودتون كمي بخندين!
ناشناس
|
|
۱۲:۴۵ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۸
0
0
پاسخ
توهم...
امین
|
|
۱۴:۱۷ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۸
0
0
پاسخ
اين كتاب تحليلي است از داستان رستم و اسفنديار، كه برجستهترين داستان شاهنامه شناخته شده است، و هيچ اثري در فارسي نيست كه در عمق و معنا و بلندي كلام با آن برابري كند.
زماني كه درس فردوسي در دانشكدة ادبياّت دانشگاه تهران با من بود،متن آن را براي دانشجويان ترتيب دادم، و اندكي بعد به صورت كتاب در آمد.
در ديباچة آن آمده است:
- «داستان رستم و اسفنديار حاوي تعدادي از مهمترين مسائلي است كه در برابر انسان دنياي باستاني قرار داشته است، و عجيب اين است كه هنوز هم اين مسائل تازگي خود را از دست ندادهاند... »
- «حرف بر سر چيست؟ جنگ بر سر چيست؟ در يك كلمه ميتوان گفت: بر سر آزادي و اسارت ... »
- «در اين داستان، آنگونه كه خاصّ تراژديهاي بزرگ است، روح آدمي به بالاترين حدّ كشش وتقلاّي خود ميرسد... »
در آن تيرههاي سه گانة فكر، كه هريك ركني از طبيعت بشري را تشكيل ميدهند، به تحليل گذارده شدهاند: تيرةرستميفكر، تيرة اسفندياري فكر، تيرة گشتاسبي فكر.
- «جنگ رستم و اسفنديار بيش از هر جنگ ديگر در شاهنامه، جنگ معنوي است، برخورد دو طبيعت و دو عالَم درون است. از اين رو ميبينيم كه در آن آن قدر عمل با حرف همراه ميگردد، گفت و شنود جريان مييابد؛ و باز، از همين رو همه چيز آنقدر كنايه دار ميشود، حتّي شيهة اسبان كه گوئي نهيبي است كه از حلقوم روگار بيرون ميآيد تا اعلام فاجعه بكند.»
- « و اين دو پهلوان نه محدود به خود، بلكه نمايندة دو تيره و گروه هستند. وجود هر يك تجسّمياست از جهانبينياي كه ميكوشد تا بر كرسي بنشيند، و يا از موجوديّت خود دفاع كند.»
- «رستم، توانائي و ناموري او در آن است كه نمايندة مردم است. پروردة تخيّل هزاران هزار آدميزاد، كه در طيّ زمانهاي دراز او را به عنوان كسي كه بايد تجسّمي از «رؤياها و آرزوهايشان» باشد، آفريدهاند.»
- «اسفنديار، نمايندة اتّحاد دين و دولت است. وي چون پروردة تعبّد است، نميتواند مشكل رستم را دريابد. متعجّب است كه چرا دست به بند نميدهد.»
- «گشتاسب، براي آنكه چند صباحي بيشتر پادشاهي كرده باشد، پسرش (اسفنديار) را به زوال گاه زابل روانه ميكند.» هر يك از اينان پاداش خود را از زمانه ميگيرند؛ نه تعبّد اسفنديار كارساز ميشود، نه جاهطلبي گشتاسب. برندة نهائي رستم است كه « نام» را نجات داده است، « آزادگي» را. اين داستان مينمايد كه در شاهنامه يك چيز برتر از هر چيز شناخته ميشود، برتر از قدرت مُلكداري، برتر از همة آنجه مواهب زندگي خوانده شده، حتّي از جان، و آن نام است، شرف انساني
فردوسي
|
|
۱۸:۳۰ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۸
0
0
پاسخ
نويسنده مقاله شما از شاهنامه و تحليل داستان اسفنديار اگاهي كامل ندارد . نظر دكتر اسلامي ندوشن كاملا درست و منطبق بر وقايع داستان است