شاهکار ادبی نویسنده این مقاله در مقابل شاهکارهای بی ادبانه کسانی که تحمل حرف تلخ ولی با حلاوتی همراه با حقیقت رو ندارند بسیار شیوا وبلیغ و معرکه بود .باید کمی ملاحضه رو هم کنار می گذاشت و حسابی حالشون رو می گرفت با چند تا تشبیه بیشتر.
ناشناس
|
|
۱۴:۵۳ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
0
پاسخ
این قضیه ابن ملجم کلی هم دنباله دارد به خاطر اختصار نوشته نشده باقی را خود حدس بزنید یا تحقیق کنید
ناشناس
|
|
۱۵:۰۷ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
0
پاسخ
عالی بود
مرسی
ناشناس
|
|
۱۵:۱۳ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
0
پاسخ
قضیه ابن ملجم عالی بود.
aldeniro
|
|
۱۵:۱۴ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
0
پاسخ
قشنگ بود..
ناشناس
|
|
۱۵:۳۸ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
0
پاسخ
واقعا عجب ملتی هستیم که خرابکاری (اون هم با بودجه میلیاردی) را کار می پنداریم و انتقاد از آن را هم بر نمی تابیم!
نادر
|
|
۱۶:۰۸ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
0
پاسخ
متشكرم . تمام مطالبتان در باب طنز هم تلخ بود و هم شيرين
علی
|
|
۱۶:۲۵ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
0
پاسخ
واقعن مطالب چرت و یخی هستند. انگاری باصطلاح طنز نویس های ما از ... به جفنگ آمده اند !
ناشناس
|
|
۱۶:۴۹ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
0
پاسخ
بد نبود!
nader
|
|
۱۷:۰۳ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
0
0
پاسخ
راستش عالی نوشتی و بجا . وقتی میبینیم مشتی بیکار و مشتی بیمار حرف امروز را با تمثیلاتی از عهد بوق بهم رشته و برشته میتابند و برای هر کاری از حکایان داستان ها و روایات و اتفاقا کم هم نیست بگونه ای رنگ مذهبی بهش میدهند شکیبا نامی انچه در دل ما میگذره میفهمه و به قلو میتاره و زحمت میکشه و درد رو میگه .