علي دايي را بكوبيم از مهدوي كيا بد بگوييم ، علي كريمي را بي انگيزه و... خطاب كنيم هاشميان را از خود برانيم و... در نتيجه كاري بكنيم كه تيم ايران از راهيابي به جام جهاني باز بماند آن وقت بنشينيم و بگوييم كه چرا به جام جهاني نرفتيم الآن زمان همدلي است همه بايد دست به دست هم دهيم تا موجبات راهيابي تيم ملي به جام جهاني را فراهم سازيم . طوري نباشد كه اگر خودمان سركار بوديم خوب باشد و اگر روزي ديگران آمدند و سكان رهبري تيم ملي را به دست گرفتند همه بدند ، بياييد واقع نگر باشيم
ناشناس
|
|
۱۳:۰۳ - ۱۳۸۷/۰۱/۱۷
0
0
پاسخ
مقاله بسیار علی بود.یک تحلیل منطقی و بدون غرض.البته اکثر مخالفین علی دایی نق زنان سنتی فوتبال هستند.تلاش سی هفته ای سایپا را نتیجه کار 6 هفته ای لورانت دانستن و تلاش 24 هفته ای دایی را نادیده گرفتن را میتوان جز با عناد و لجبازی با دایی توجیه کرد؟اگر دایی تیم را به جام جهانی ببرد باز این عده میگویند کار لورانت بود.فرانسه زیدان را با افتخارات و افتضاح او در جام 2006 دوست دارد.و ایران دایی را با14 سال افتخار سعی در کم رنگ کردنش را دارد.خب اونجا فرانسه است و اینجا ایران دیگه.
ناشناس
|
|
۰۹:۲۳ - ۱۳۸۷/۰۱/۱۸
0
0
پاسخ
از همه دوستان منتقد علي دائي خواهش ميكنم به نكات زير توجه بهتري داشته باشند :
1- اگر علي دائي فرد كوچكي بود هر 2 3 ماه يكبار در جلسات مختلف فيفا دعوت نمي شد .
2- كريستف كلمپ كه ميخواست به هند برود وقتي از مسير اصلي منحرف شد ،آمريكا را كشف كرد ( دور شدن از مسير مشخص به معناي گمراه شدن نيست ! ) . پس سعي نكنيد روال 3 ، 4 هفته اخير تيم ملي را با قبل مقايسه كنيد .
3- حداقل 10% فرصتي كه به امثال ...ويچ ها ( بلاژ... برانكو ... و ... ) داديد به علي دائي بدهيد .
4- علي دائي شخصي هست كه هر جا بوده موفق بوده و اين را اثبات كرده است . كسي كه در بالاترين سطح فوتبال جهان بازي كرده است ،قطعاً ديد بسيار عالي ،علمي و فني نسبت به فوتبال دارد .
5- علي دائي تفكر نوين فوتبال را دارد ( به تبع حضور در تيم هاي تراز اول دنيا و كار با مربيان تراز اول اروپا)
6- شجاعت دائي را كمتر مربي دارد كه به صراحت اعلام كرد ،اولين تلاشش در تيم ملي جمع كردن حاشيه و خلوت كردن دور و بر تيم ملي بوده است . ( قابل توجه دوستاني كه به نحوه انتخاب كمك مربيان و برخي ! بازيكنان انتقاد دارند . ) قطعاًآقاي دائي خوب فهميدند مشكل تيم ملي بيش از آنكه فني باشد ،حاشيه سازان دور و بر و حتي درون تيم ملي هستند . همان كساني كه به لطف حضور مثبت امثال علي دائي در ليگهاي معتبر اروپائي ، اكنون جايگاهي پيدا كردند . اين شجاعت مثال زدني است .
7- مگر موقعي كه سايپا سال پيش قهرمان شد چند بازيكن در تيم ملي داشت كه حالا داد و بيداد راه انداختيد كه از سايپا اينهمه بازيكن چرا اومده ! چرا اون موقع نگفتيد كه چرا از سايپاي قهرمان فقط 1 ( يك ) بازيكن براي تيم ملي بازي كرده !!! ؟؟؟ ...
8- با شناختي كه همه از علي دائي دارند ، قطعاً توقع نميرود كه او به هاشميان يا ... براي بازي در تيم ملي التماس و مذاكره كند . آيا همين تيم ملي نبوده كه هاشميان و امثال آن را چهره كرده ؟ حالا چه بر سر ما آمده كه توقع دارند سرمربي تيم ملي به بازيكنان التماس كند تا ادر تيم ملي بازي كنند . نه آقا ! اين حرفها نيست . كار آقاي دائي درست است . آقاي دائي ! دمت گرم و سرت خوش باد . انظباط و قانون حرف اول و آخر اوست .
9- ديديم و به ياد داريم كه مربيان كلاس رفته و دوره ديده سابق تيم ملي ! چگونه ما را قهرمان و موفق كردند !!! مطمئن باشيد لا اقل از آن موقع ها وضعمان بدتر نمي شود . افرادي مثل كلينزمن ،ريكارد ، گوليت و ... را همه به ياد دارند .
10- عزيزي مي فرمودند : " به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستي ،شمعي روشن كن . "
11- بدون استثنا ، تمام كارشناسان بين المللي فوتبال ما از اين انتخاب حمايت كردند .
12- ...
13- ...
.
.
.
ناشناس
|
|
۱۲:۱۴ - ۱۳۸۷/۰۱/۱۸
0
0
پاسخ
دوست عزيز آيا در فرانسه هم علاقه به زيدان و سابقه بازيكني وي باعث انتخاب او به مربيگري تيم ملي شد. فرانسوي هااشتباه پلاتيني را تكرار نكردند ولي ما اشتباه پروين براي تيم ملي را دوباره تكرار كرديم
ناشناس
|
|
۱۳:۳۷ - ۱۳۸۷/۰۱/۱۸
0
0
پاسخ
علی دایی شاید به واسطه اینکه در سطح بالای فوتبال جهان بازی کرده و کار مربیان بزرگ را از نزدیک دیده trainer (تمرین دهنده ) خوبی باشد ولی برای کوچ کردن یک تیم( ان هم تیم ملی )هنوز تجربه کافی ندارد و تجربه هم کالایی هست که نمی توان با همت و یا غیرت وتعصب به دست اورد بلکه گذشت زمان و عبور از پیچ وخم های بازی های مختلف ان را به انسان هدیه می کند . پس ایشان یرای اینکه بتواند در تیم ملی موفق باشد باید صددرصد از یک مربی بین المللی کمک بگیرد نه امثال اقای احمد زاده و غلامپور که تجربه انها نیز در حد بسیار کمی می باشد. نکته دیگر اینکه فقط اماده بودن ملاک بازی در تیم ملی (ان هم در مقطع حساس مقدماتی جام جهانی)نیست , بلکه در این مواقع فاکتورهای دیگری چون خلاقیت و تجربه و.... هم واجب و ضروری می باشد که برخی بازیکنان ایران در حال حاضر فاقد ان می باشند .
ناشناس
|
|
۱۳:۵۴ - ۱۳۸۷/۰۱/۱۸
0
0
پاسخ
با این استدلال لابد علی دایی حلقه مفقوده موفقیت های فوتبال ما است پس مبارک است ما هم فرمایش ایشان را قبول میکنیم و منتظر شکوفایی تیم ملی با بازیکنان با انگیزه میمانیم حال که کسی بعد از هر اتفاق مسولیت حرف ها وتحلیل های خود را بعهده نمیگیرد ما هم حرف این دوست عزیز را میپذیریم.
ناشناس
|
|
۱۰:۳۷ - ۱۳۸۷/۰۱/۱۹
0
0
پاسخ
آقای مبارکی فرد فراموش نکنید که نیمه دوم نیمه مربیان است و تیم ایران در نیمه نخست و در دقایق اولیه توانست دو گل به کویت بزند که این امر میتواند ناشی از عدم تحلیل درست توانائیهای تک تک بازیکنان برای تیم کویت از سوی سر مربی شان باشد و عدم اشراف به جریان بازی و به قول معروف تا بازیکنان کویت آمدند خود را در زمین پیدا کنند دو گل از خط دروازه شان گذشته بود. فراموش نکنیم که تیمهای عربی خیلی سنگین تر از ایران بازی میکنند و معمولا" سرعتشان بسیار کمتر از تیم ایران است البته بجز در ضد حمله ها که واقعا" سالهاست ما از نداشتن تاکتیک تمرین شده و بازیکن بازیسازی که در عرض چند ثانیه بتواند تصمیم بگیرد رنج میبریم. حتما" بارها شاهد بوده اید که توپی باد آورده به یکی ار هافبکها رسیده و آنقدر در یک سوم میانی زمین و پشت 18 قدم تعلل کرده که آن را چه کند تا اینکه بازیکن حریف توپش را گرفته یا حد اکثر با خطائی جلوی حرکتش را گرفته و تیم ما هم که نهایت فرصت سوزی در این ضربات کاشته است.
وقتی تیم کویت خواست، توانست که دو گل را جبران کند. این نشاندهنده کار روحی و روانی و تقویت روحیه جنگندگی این تیم است. تصور کنید اگر تیم ایران در عرض شش دقیقه دو گل عقب میافتاد چه کسی میتوانست تیم را جمع کند؟ یک بازی احساسی که پتانسیل دریافت گلهای بیشتر، نزاعهای بازیکنان خودی و ناسزاهای آنان به یکدیگر پس از پاس ندادن (که عربهای حوزه خلیج فارس هم یا بیشتر آنها را بلدند یا برای جنگ روانی به آنها آموخته اند)
قبول کنید که ما در مقابل کویت کم آوردیم که شاید 90 درصد این ضعف روحی بود.
یادتان نرود با به به و چه چه گفتن ممکن است شصت چی ها در منسب بمانند!
چه کسی قبول میکند که برای سر مربی تیمی که خود را تیم اول آسیا میداند مدرک مربی گری مهم نیست؟؟؟ اگر فوتبال ما آکادمیک نیست و همه چیز بر مبنای شانس و تقدیر پیش میرود پس ما هم این دور باطل را ادامه دهیم ؟ و کسانی هم که فوتبال را گزارش میکنند از بس که دوست دارند کارشناس شوند آنقدر تحلیل ارائه میدهند که در نهایت پس از وارونه در آمدن تحلیل هایشان میگویند در فوتبال هیچ چیز قابل پیش بینی نیست! و همین هم دستمایه بقیه میشود. بهتر بود بگوئیم: در فوتبال ایران هیچ چیز قابل پیش بینی نیست!!!!
ناشناس
|
|
۱۱:۰۷ - ۱۳۸۷/۰۱/۱۹
0
0
پاسخ
مقاله خوبي بود.بايد از دايي قويا حمايت کرد تا نه در تيم ملي بلکه در کل فوتبال ايران از جمله رسانه ها تحولي به سوي حرفه اي شدن و رعايت اخلاق حرفه اي ايجاد شودو اين يک ضرورت بنيادي است.دايي بايد جايگاه رفيع هدايت تيم ملي را برگرداند وبه رسانه ها و افرادي که به فکر منافع ملي نيستند اجازه ندهد آنرا پايمال کنند حتي اگر ناچار به استعفا شود.ايشان بايد تفکر حرفه اي را به تيم ملي و حتي فدراسيون و جامعه آموزش دهدو تزريق کند