من خودم یک سمپادی ام، و دارم حس می کنم که سمپاد داره خورده می شه.
ناشناس
|
|
۰۰:۰۷ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
0
0
پاسخ
بازم مرام اين بشر
محسن غلیائی
|
|
۰۰:۲۴ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
0
0
پاسخ
امیر خانی از کجایش بگویم که همان تهران نیز باقی نمانده، از کجا بگویم که مدیرمان نمیتواند بگوید "سمپاد"، میگوید استعداد ها!از کجا بگویم که صبح تا شب در گوشمان میگویند از آموزش پرورش ناحیه تشکر می کنیم بابت فلان و فلان ها، آموزش پرورشی هایی که سر آزمون المپیاد نمیدانند المپیاد چیست، چهار ساعت رو می کنند 1 ساعت و برگه را به زور میگیرند..تا که سمپادی باعث افتخار آفرنیی نشوند..این وضع سمپادی هاست...وضع آن عادی های بدبختی که جز ساندیس خوردن چیزی نمیدانند رو من نمیدانم اما تو میدانی...اما من خوب وضع مدرسه ام را می دانم، وضع سر درش را، وضع مهرش را، سر دری که آرم سمپادش آویزان شده است و اگر آن معلمان خوب نباشند آن هم می افتد...ویرانه شده است سمپاد....(از شهید بهشتی ری)
سميه
|
|
۰۰:۴۷ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
0
0
پاسخ
من يه سمپاديم. با خوندن اين مطلب دوباره ياد روزايي افتادم كه تو مدرسه ناراحت بوديم از پچ پچ هاي انحلال سمپاد. حداقل تو ايام امتحانات از اين خبرا نبود دوباره شروع شد. من به آقاي اميرخاني تبريك ميگم به خاطر يه سمپادي واقعي بودنشون. عالي بود. (البته من با همه قسمتاش موافق نيستم!!!!!) ولي در كل حقايق رو به زيبايي بيان كردن.
ناشناس
|
|
۰۰:۵۴ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
0
1
پاسخ
احسنت به این استعداد! بسیار بسیار تاثیرگذار بود. ای کاش آنها که باید ، تاثیر بگیرند. ولی صد حیف که اینان هنوز به آن درجه از درک نرسیده اند که تاثیر پذیر باشند.
من
|
|
۰۴:۱۱ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
0
0
پاسخ
زنده باشید
علی
|
|
۰۵:۲۵ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
0
0
پاسخ
سلام- من یک دانش آموز سمپادی هستم که بعد از فارغ التحصیلی از سمپاد موفقیتهای بسیار بزرگی کسب کردم که همش رو مدیون سمپاد و مسوولین و معلمان دلسوزش میدونم. سال 79 که فارغ التحصیل شدم انقدر مغرور و با اعتماد بنفس بودم که همین هم باعث موفقیت من شد و الان تعداد زیادی آدم در مجموعه من در حال فعلیت هستند. باید بگم که اصلا نمیدونستم تاریخچه غم انگیز سمپاد رو و اینکه چه زحماتی براش کشیده شده. ضمن اینکه دست همه زحمت کشان و معلمان وفادارش رو میبوسم، وظیفه خودم میدونم که به دولتمردان التماس کنم که به خاطر خدا، ایران و نخبه گان به این سازمان کاری نداشته باشند. مگر نه اینکه به هر جا کاری داشتند نابود شد. شاید شیطان در وجودشان رخنه کرده که اینطور ویرانگری میکنند. کمی فکر کنند. یه چیزائی قابل جبران نیست و بعدها قابل بخشش هم نیست چون اثرش ابدیست.
ناشناس
|
|
۰۸:۵۸ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
0
0
پاسخ
من از سمپادی های نسل نمی دونم چندومم.
نمی گم تو کدوم شهر.
اون موقع که ما دبیرستان بودیم. زمزمه ی زیر نظر آموزش پرورش رفتن زیاد شده بود.
فقط بگم که بعد از یک سال که ما از مدرسه رفتیم. برگشتن به مدرسه برایمان طوری شده بود که عزیر پس از بیدار شدن از خواب حس کرد.
- آخرین خبری هم که از مدرسه هامون(دخترانه و پسرانه) دارم. امسال در یک اقدام محیر العقول کل کادر مدرسه فرزانگان تغییر کرده به نحوی که بچه های پیشدانشگاهی برای گرفتن کارنامه ها و مدارکشون که رفتن تا خداحافظی کنند از مدرسه و همه ی اون چیزایی که سمپادی ها خوب می فهمند(7 سال از بهترین خاطرات) یک هو جا خوردند و خودتون بخونید حدیث مفصل از این ...
ناشناس
|
|
۰۹:۰۹ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
0
0
پاسخ
عالي بود اميدوارم مجبور نشيم در روزهاي اينده براي شادي روح نويسنده مقاله صلوات بفرستيم
علي
|
|
۰۹:۲۲ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
0
0
پاسخ
حقيقتي تلخ بود واقعا دوره دكتر اژه اي عالي بود در مدرسه اي بودم كه وقتي افتتاح شد هنوز كلاسها در و پنجره نداشت و كارگران در وسط درس از پنجره وارد ميشدند و مصالح ساختمان را جابجا مي كردند . اما خوش بوديم و بس روشن .
چه زيبا گفته اي امرخاني جان كه اكنون ما فارغ التحصيلان مركز شهيد بهشتي شهر ري به همين مصيبت دچار گشته ايم و دوستاني كه دعوتنامه داشتند از دانشگاههاي معتبر و قبول نكردند اكنون به صرافت رفتن افتاده اند