لطفا اینو درج کنید.
الان شرایط خیلی عوض شده.من فکر می کنم دخترای این دوره زمونه دارن انتقام اسلاف خودشون رو که دائم تو آشپزخونه بودن و زیر تیغ شوهرشون؛از پسرای بدبخت و بد اقبال این دوره می گیرن.امروز اگر شوهر صداشو به هر دلیل ببره بالا ولله هیچ تضمینی نیست که فردا زنشو با یکی دیگه نبینه.من خیلی از دوستانم که اتفاقا متاهل هم بودن به خاطر همین مسائل زندگیشونو از دست دادن.دختر امروزی غیرت و تعصب نمی خواد. میخواد که اگه شوهرش اونو در حال ریسه رفتن با یه غریبه دید دم بر نیاره.به خدا ظلمی که اینا به این نسل بد بخت میکنند کمتر از ظلم صهیونیستا نیست.کافیه با یکیشون هم زبون بشی و ببینی چه تفکری درباره ازدواج و زندگی مشترک دارن.
ناشناس
|
|
۱۴:۳۲ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۹
0
0
پاسخ
با سلام.ایراد مسولین رو دیدیم و نظرات دوستان بزرگوار نطر دهنده رو هم شنیدیم در ابتدا باید گفت در بدو شروع هر کاری، داشتن هدف، کسب اطلاعات لازم در مورد کار مورد نظر،مشورت و هم فکری با افراد با تجربه و... میباشد اما آیا شرایط محیطی جامعه، رفتار های اجتمائی،شرایط اقتصادی،برخورد مسولین در برخوردهای نا هنجار ، اعتماد و احساس امنیت در آینده و.. وجود دارد؟؟؟
ناشناس
|
|
۱۴:۴۷ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۹
0
0
پاسخ
اگه شما تونستید کلمه "جنسی" رو تو گوگل در ایران بدون فیلترشکن! سرچ کنید میتونید در این مورد تو این جامعه اطلاع رسانی هم کنید.
ناشناس
|
|
۱۴:۴۹ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۹
0
0
پاسخ
من یه جوونم که هنوز ازدواج نکردم ، خونواده مذهبی ای دارم که اکثر پسر هاش تو سن کم ازدواج کردن ، ختی برادرم در سن 22 سالگی ازدواج کرد.
اما خانوادم شدیدا اصرار دارن که تا سی سالگی ازدواج نکنم و اینقدر من رو از ازدواج ترسوندن که باعث شد رابطم با دختری که خیلی دوستش داشتم و قصد ازدواج داشتیم بهم بخوره
حالا با این ترسی که از ازدواج در وجودم نهادینه شده و سطح توقعاتی که خانوادم از همسر احتمالیه آیندم در من ایجاد کردن که باید از زن داداشم و زن پسر خالم و زن فلانی سرتر باشه و توقعات جنسی ای که روز به روز داره توسط فیلم ها و سریال های هالیوودی به خورد ما داده میشه ، فکر میکنید میتونم زندگی موفقی داشته باشم .
به نظر من تو ایران نقش خونواده ها در از هم پاشیدن زندگی جوونهاشون از همه بیشتره ، با دخالتهاشون ، با تفکرات غلطشون که از بچگی تو سرمون میخونن . با تعصبات بی جاشون ، با نگفتن و یاد ندادن بعضی موارد ، با چشم و هم چشمی هاشون .
کلا من قید ازدواج رو زدم ، با هر دختری هم که آشنا میشم همون اول میگم بهتره فکر ازدواج با منو نکنی ....
لا اقل اینجوری الکی مهر طلاق تو شناسنامه ام نمیخوره
ناشناس
|
|
۱۵:۰۵ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۹
0
0
پاسخ
ظاهرا اينقد راين بحث شيرين وجذاب بوده كه خيلي ها جواب دادند
واقعيت اين است كه فرهنگ سالم اعتقادات ريشه دار و واقعي بايد جلوي مشكلات را بگيرد
ناشناس
|
|
۱۵:۲۲ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۹
0
0
پاسخ
یک راه دیگه هم هست بابا سوختن.سوختن و سوختن
ناشناس
|
|
۱۵:۲۳ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۹
0
0
پاسخ
چقدر نظر داده شد. از اين موضوعات جالب بازهم بياريد. كامنت ها خواندني تر از اصل موضوع است.
ناشناس
|
|
۱۵:۵۰ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۹
0
0
پاسخ
جوانهای ما به دلیل انباشت تمایلات جنسی در موقع ازدواج کاملاً چشم و گوش بسته عمل می کنند و بدور از عقل و منطق تصمیم می گیرند. نمونش خود من که در موقع خواستگاری از رو احساسات شدید تن به تمام شرایط تحمیلی دادم و حالا با اخلاق بسیار تند و زشت همسرم به دلیل مهریه سنگین باید عمری بسوزم و بسازم. واقعاً مقصر کیه؟
الان شرایط خیلی عوض شده.من فکر می کنم دخترای این دوره زمونه دارن انتقام اسلاف خودشون رو که دائم تو آشپزخونه بودن و زیر تیغ شوهرشون؛از پسرای بدبخت و بد اقبال این دوره می گیرن.امروز اگر شوهر صداشو به هر دلیل ببره بالا ولله هیچ تضمینی نیست که فردا زنشو با یکی دیگه نبینه.من خیلی از دوستانم که اتفاقا متاهل هم بودن به خاطر همین مسائل زندگیشونو از دست دادن.دختر امروزی غیرت و تعصب نمی خواد. میخواد که اگه شوهرش اونو در حال ریسه رفتن با یه غریبه دید دم بر نیاره.به خدا ظلمی که اینا به این نسل بد بخت میکنند کمتر از ظلم صهیونیستا نیست.کافیه با یکیشون هم زبون بشی و ببینی چه تفکری درباره ازدواج و زندگی مشترک دارن.