من يك پزشك هستم سالها عمر و جوانيم رو به درس خوندن و امتحان دادنهاي پر استرس گذروندم
زماني كه دوستانم به مهماني وتفريح ومسافرت رفتن مشغول بودند من نگران ان چند صد صفحه اي بودم كه بايد بخوانم.چه بسيار شبهايي كه نخوابيدم و بين راهروهاي بخش و اورژانس دوندگي كردم
چه كشيكهايي كه وعده نهار و شامم رو آخراي كشيك ساعت ٤و ٥ صبح ميرسيدم بخورم يك قاشق از غذاي سرد شده بيمارستان .
همه اين خستگي با تشكر باباي صهيب كه منتظر پيوند مغز استخوان بود ازتنم در ميرفت
همه اين خستگي ها با فشردن دستم توسط اون پيرمرد و پيرزن دردمند و شنيدن جمله خير ببيني از تنم در ميرفت
وقتي پدرم MI كرد و در شهر ديگه اي بردنش اتاق عمل برايCABG چون كشيك بودم نتونستم كنارش باشم اون لحظه دردناك بود كه با خودم گفتم براي پدرم عزيزترين كسم در سخت ترين لحظه نتونستم كاري كنم اما همون شب توي كشيكم با ديدن اشكهاي دختر اقاي احمدي كه كنسر معده داشت من هم گريستم من براي نجات اون تلاش ميكردم و باور داشتم كه پدرم با دستان شفا بخش همكارم معالجه ميشه حالا بعد از ٨ روز تونستم بالاخره با جا به جا كردن كشيك و گرفتن يك روز مرخصي فرصت ديدن پدرم رو به دست بيارم الان كه اين مطالب رو نگاه ميكردم اظهار نظر مردم و قضاوت اونها در مورد پزشكان دلم رو شكست.
اما سعي ميكنم لبخند پدر صهيب و دختر اقاي احمدي رو به ياد بيارم و اين همه بي مهري مردم سرزمينم رو فراموش كنم
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۲:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۵
کدوم بی مهری؟ شما هرگز رفتار نابجای بسیاری از همکارانتون را بخاطر نمیاری
ناشناس
||
۱۵:۳۹ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۶
هموطن گرامی
هیچ کس منکر زحمات برخی از پزشکان محترم و با انصاف نیست اما من در اینجا دو نکته را اشاره می کنم:
اولا چرا باید عده ای از مردم به حق یا ناحق به چنین مرحله ای برسند و چنین شکافی بین پزشکان و آنها ایجاد شود؟ ریشه روانشناختی و جامعه شناختی این موضوع دقیقا در چه مواردی است؟
ثانیا آیا همه همکاران محترم جنابعالی به مردم این گونه و مانند شما نگاه می کنند؟ آیا شکاف طبقاتی شکل گرفته میان برخی همکاران شما و مردم و دریافتی های این گروه خاص در طرح هایی مانند تحول سلامت و ... نسبت به پرستار و کارمند و استاد دانشگاه و مهندس و وکیل و ... در این انشقاق موثر نبوده است؟
به نظرم باید راجع به این موارد بیشتر فکر کرد. اگر چه ممکن است برخی نگاه ها به پزشکان تنگ نظرانه باشد اما شما هم باید بپذیرید که انتقادانی هم به جامعه پزشکی کشور وارد است مثلا انحصارگرایی مثلا مادی گرایی یا غرور و فخر فروشی و فاصله گیری از مردم و ... که شاید شامل همه نباشد اما دودش متاسفانه به چشم همه پزشکان خواهد رفت.
خلبان
|
|
۰۷:۰۱ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۵
7
1
پاسخ
اين موضوع خيلي جالبه... كامنت ها گاها خنده دار...
يك مثال ميزنم كه موضوع روشن شود...
هواپيما ( آزمايشگاه تشخيص طبي) همه سوار شده ايم... هواپيما را مهندسان و احتمالا phd ( علوم پايه) هاي مكانيك و هوافضا و الكترونيك و.... طراحي و ساخته اند و همين افراد تعميرات و نگهداري را انجام مي دهند... مهمانداران ( پرسنل زحمتكش آزمايشگاه) هم در پرواز ها حضور دارند و خدمات ميرسانند..
مردمي كه سوار اين هواپيما مي شوند جان خود را فقط و فقط در اختيار خلبان ( پزشك متخصص پاتولوژي) و مهارتش ميگذارند..
حال موضوع خيلي ساده است.. همان phd ها هواي پرواز و خلباني به سرشان زده و ميگويند ما ميدانيم بال چيست و موتور چيست و چگونه تعميير ميشود پس ما خلبانيم... بايد هم به ما مجوز پرواز بدهند چون ما بهتر بلديم موتور هواپيما تعمير كنيم.. جان مردم هم فداي يك دور پرواز ما...
اون خلبان پدرش دراومده ١٦ سال آموزش و تمرين خلباني كرده فقط... شما هم ١٠..١٢ سال آموزش و تمرين تعمير هواپيما كردي...
خواهش ميكنم وجدان خودتون را قاضي كنيد.. اين كار بازي با جون مردم و بيماران.. phd هاي بزرگوار بسازيد.. تحقيق كنيد.. تعمير كنيد.. اختراع كنيد.. تدريس كنيد.. فقط خلباني نكنيد.
متشكرم.
سلام. سایت تابناک چرا نظربنده را درج نمی نماید. دیروز نظرم را ارسال کردم. تشکر
ناشناس
|
|
۱۰:۲۰ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۵
0
6
پاسخ
سلام
در صحبت های هر دو طرف نکات صحیح و قابل توجهی وجود دارد. تنها راه برون رفت از این وضعیت، مذاکرات سازنده و از موقعیت برابر با یکدیگر است.
ناشناس
|
|
۱۰:۲۵ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۵
8
0
پاسخ
این هم از کرامت شیخ ما دکتر هاشمی است که در زمینه تحقیر گروه پزشکی دستی بر آتش دارد
ناشناس
|
|
۱۱:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۵
1
8
پاسخ
ظاهرا بساز بفروش راکد شده پزشکان زدن تو کار آزمایشگاه
ناشناس
|
|
۱۲:۱۳ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۵
0
3
پاسخ
مردم خودشون دقیقا می تونن نقش آزمایشگاه و پزشک رو درک کنن، مشورت دادن آزمایشگاه به پزشک ادعای مضحکیه
ناشناس
|
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۵
5
0
پاسخ
این کار در واقع یک مسیر کاذب ناشی از لابی گری های دولت برای آمارسازی برای اشتغال و عدم توجه به علم است و ناتوانی دولت را در اشتغالزایی و وعده های مسولان وزارت بهداشت است
[Forwarded from دکتر کرمپور]
به نام خدا
همکاران گرامی از مجاری غیررسمی شنیده می شود که وزارت بهداشت مصوبه ای را در دست ابلاغ دارد که در آن مانند آنچه بر سر رشته تخصصی پاتولوژی آورده اند ،می خواهند بر سر رشته رادیولوژی نیز بیاورند.در این مصوبه گویا انجام سونوگرافی نه تنها توسط متخصصان زنان که توسط فوق لیسانس مامایی ،دکترای مامایی به رسمیت شناخته شده و برای آنها دوره های کوتاه مدت آموزشی در نظر گرفته شده است.
در حال حاضر پیگیر صحت سنجی چنین ادعاهایی هستیم اما اگر این اخبار حقیقت داشته باشد بدون هیچگونه تردید با پاسخ قاطع ،سریع و سراسری جامعه رادیولوژی کشور روبرو خواهد شد و در حفظ کیان علمی و امنیت شغلی خود لحظه ای غفلت نخواهیم کرد.اگر تا کنون بر مذاکره و گفتمان جهت خروج از برخی بن بستها تاکید داشته ایم ،این مورد اخیر در حکم اشغالگری و تهاجم به خانه ما است و هیچ انسان غیرتمند و با شرفی در دفاع از خانه خود درنگ نخواهد کرد.
امید است که این اخبار شایعاتی بیش نباشند که به قول شاعر:
وای اگر از پس امروز بود فردایی...
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۵:۲۸ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۶
جناب دکتر مرتضی
یا کرمپور یا هر چیز دیگری که هستی
زیاد خودتان را ناراحت نکنید
برای سلامتی تان ضرر دارد
این همه جوان بیکار دارند عزب راه می روند چطور ناراحتی ندارد
حالا چند نفر میخواهند بیان کلینیک رادیولوژی بزنند می ترسی از درامد و پول نجومی شما رادیولوژیست ها کم بشود؟
چطور هر کسی با هر تخصصی می تواند مدیر شود می تواند مدرس شود اما تا به شما رسید آسمون تپید؟!
حالا تازه به قیام و اعتصاب تهدیدشان می کنی؟
زماني كه دوستانم به مهماني وتفريح ومسافرت رفتن مشغول بودند من نگران ان چند صد صفحه اي بودم كه بايد بخوانم.چه بسيار شبهايي كه نخوابيدم و بين راهروهاي بخش و اورژانس دوندگي كردم
چه كشيكهايي كه وعده نهار و شامم رو آخراي كشيك ساعت ٤و ٥ صبح ميرسيدم بخورم يك قاشق از غذاي سرد شده بيمارستان .
همه اين خستگي با تشكر باباي صهيب كه منتظر پيوند مغز استخوان بود ازتنم در ميرفت
همه اين خستگي ها با فشردن دستم توسط اون پيرمرد و پيرزن دردمند و شنيدن جمله خير ببيني از تنم در ميرفت
وقتي پدرم MI كرد و در شهر ديگه اي بردنش اتاق عمل برايCABG چون كشيك بودم نتونستم كنارش باشم اون لحظه دردناك بود كه با خودم گفتم براي پدرم عزيزترين كسم در سخت ترين لحظه نتونستم كاري كنم اما همون شب توي كشيكم با ديدن اشكهاي دختر اقاي احمدي كه كنسر معده داشت من هم گريستم من براي نجات اون تلاش ميكردم و باور داشتم كه پدرم با دستان شفا بخش همكارم معالجه ميشه حالا بعد از ٨ روز تونستم بالاخره با جا به جا كردن كشيك و گرفتن يك روز مرخصي فرصت ديدن پدرم رو به دست بيارم الان كه اين مطالب رو نگاه ميكردم اظهار نظر مردم و قضاوت اونها در مورد پزشكان دلم رو شكست.
اما سعي ميكنم لبخند پدر صهيب و دختر اقاي احمدي رو به ياد بيارم و اين همه بي مهري مردم سرزمينم رو فراموش كنم
هیچ کس منکر زحمات برخی از پزشکان محترم و با انصاف نیست اما من در اینجا دو نکته را اشاره می کنم:
اولا چرا باید عده ای از مردم به حق یا ناحق به چنین مرحله ای برسند و چنین شکافی بین پزشکان و آنها ایجاد شود؟ ریشه روانشناختی و جامعه شناختی این موضوع دقیقا در چه مواردی است؟
ثانیا آیا همه همکاران محترم جنابعالی به مردم این گونه و مانند شما نگاه می کنند؟ آیا شکاف طبقاتی شکل گرفته میان برخی همکاران شما و مردم و دریافتی های این گروه خاص در طرح هایی مانند تحول سلامت و ... نسبت به پرستار و کارمند و استاد دانشگاه و مهندس و وکیل و ... در این انشقاق موثر نبوده است؟
به نظرم باید راجع به این موارد بیشتر فکر کرد. اگر چه ممکن است برخی نگاه ها به پزشکان تنگ نظرانه باشد اما شما هم باید بپذیرید که انتقادانی هم به جامعه پزشکی کشور وارد است مثلا انحصارگرایی مثلا مادی گرایی یا غرور و فخر فروشی و فاصله گیری از مردم و ... که شاید شامل همه نباشد اما دودش متاسفانه به چشم همه پزشکان خواهد رفت.