ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۶ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
به نظرمن بهتراست باتوجه به پراکندگی ادارات دولتی وارگانهای نظامی درسطح شهرتهران بخشی ازمدیریت بحران که همانا تحویل اجناس موردنیاز مردم می باشد ازطریق این ادارات انجام شود وباتوجه به اینکه فضاهای زیادی دراختیاردولت می باشد نسبت به انبارموادغذائی وبهداشتی وکمکهای اولیه دراین مکانها اقدام گرددوهراداره بخشی رامسئول تمام وقت این موضوع نماید ودرعین حال با اطلاع رسانی به مردم همان منطقه مردم رادرجریان وظائف آن اداره قراردهند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۰ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
بايد با هواپيماي مخصوص اقدام به ريختن آهك بر روي بعضي از محله ها نمود تا از فجايع و بيماريهاي بعدي جلوگيري نمود .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۵ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
درسته که اين نظر سنجی برای تهرانيهاست اما اگه براتون مهمه يک خاطره از عملکرد صدا و سيمای تبريز بگم که خيلی عبرت آموز است:
" در زلزلة 2 سال قبل تبريز بعد از آن که مجری برنامه پخش مستقيم با وحشت از جلوی دوربين فرار کرد و باعث مضاعف شدن وحشت و ترس مردم شد، چند دقيقه بعد تلويزيون بدون هيچ اشاره ای به موضوع، به پخش برنامه های عادی خود به زبان فارسی - که برای خیلی از مردم نامانوس است- ادامه داد در حالی که تقریبا همه مردم از وحشت بیرون بودند و رادیوی استانی نیز هیچ اشاره ای به موضوع یا هیچ راهنمائی در این زمینه نمی کرد و به پخش برنامه های آبکی و عادی خود ادامه می داد.
نتيجه اينکه اطلاع رسانی بسيار بسيار مهم است مخصوصا از راديو.
ناشناس
|
-
|
۰۹:۰۶ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
اينجا دو تا قضيه وجود دارد يكي سرنوشت مردم تهران يكي سرنوشت كل ايران.
به نظر من كار خيلي زيادي جهت سالم نگهداشتن تمام تهرانيها وجود ندارد اين را غير مغرضانه مي گويم. ولي با ايجاد يكسري بزرگراه در تمام تهران جهت فرار از مهلكه نياز است و شرايط بزرگراه طوري باشد كه ساختمانهائي كه خراب مي شوند درون بزرگراه نريزند . اين تنها راه است براي فرار و كمك رساني اما دوم اينكه سرنوشت ايران چه مي شود . تجمع نهادهاي اصلي تصميم گيري در تهران مي تواند كشور را منفجر نمايد . جهت جلوگيري از اين بحران انتقال وزراتخانه هاي گوناگون به شهرها و استانهاي ديگر مي باشد . البنه يك نمايندگي هَم از آنها در تهران وجود داشته باشد به عنوان رابط دولت و وزارتخانه و راه اندازي كارهاي مردم تهران و كساني كه مجبورند به تهران بروند.َ
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۰۹:۱۴ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
يكي از راههاي مديريت استراتژيك موضوع پراكندن وزارتخانه ها و نهادهاي مختلف در كشور و انتقال آنها به ساير استانهاست. بدين ترتيب هم جمعيت تهران كمتر ميشود و تراكم تلفات كمتر و هم ضربه يك حادثه در تهران به معناي ورشكستگي ايران نخواهد بود. مثلاً وزارت كشاورزي و نفت خوزستان، وزارت صنايع تبريز، وزارت فرهنگ و سازمان ميراث فرهنگي شيراز، وزارت اقتصاد اصفهان، وزارت بازرگاني بندرعباس و ... علاوه بر اينكه ضربه پذيري كشور كمتر ميشود، ضريب امنيت استراتژيك افزايش ميابد و از هم مهمتر به نفع توسعه پايدار، عدالت و توسعه همگن همه نقاط كشور است. در كشورهاي ديگر همچون آمريكا هم همين كار را كرده اند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۶ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
اقدامات بايد از سال 68كه زلزله رود بار
رخ داد صورت ميگرفت كه آپارتمان سازي در ايران از آن سالها شروع گرديد الان كه بيش از 80 درصد ساختمانها با اصول ايمني ساخته نشده اند تنها كار دعا به درگاه خداوند بايد بكنيم كه زلزله نيايد و اگر آمد همان مرحله اولبميريم بهتر است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۶ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
ما باید الگو داشته باشیم بهترین کشور ژاپن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۶ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
با سلام
بسياري از دوستان به موارد مهم فردي و پيشگيرانه اشاره كرده اند يك نكته هم در باب كمك رساني بعد از زلزله تهران به نظر من تردد هست كه براي آسان سازي آن بايد اقدام به باز كردن راه و پاكسازي جهت كمك رساني سريع نمود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۷ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
بعداززلزله درتهران كسي زنده نميمونه كه بخواد كاري بكنه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۷ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
من فقط ميدونم تا زمين يه تكان كوچك ميخوره همه ما دوباره يادمون مي افته كه اگه زلزله بياد توي چه خانه‌هاي سستي زندگي مي‌كنيم، مي‌ترسيم، مي‌لرزيم، توي اتوبوس و تاكسي و تلويزيون و روزنامه و اينترنت پر ميشه از مقاله و تحليل در مورد زلزله و دوره بازگشت و پيش‌بيني و ... همه حرفهاي تكراري ديگه. حتي شايد دوباره دولت ياد انتقال پايتخت هم بيافته ولي ... يه مدت كه گذشت با خيال آسوده نه تنها توي همون خانه‌هاي سست سكني مي‌گزينيم كه با جديت تمام باز سعي ميكنيم در ساختن مسكن تا جايي كه ممكنه دنبال نازكي ساختمان و كلفتي نان باشيم!! دوباره روز از نو و روزي از نو ... تا يه تكان كوچك ديگه و .... . متاسفانه ما ايرانيها در خيلي از بخشهاي زندگي مان همين سيكلهاي بسته رو داريم. يه استادي داشتيم حرف جالبي مي‌زد (البته به شوخي) مي‌گفت كه اگه توي خيابون داريد راه مي‌رويد و ديديد يه دفعه زلزله شد سريع بلندترين ساختمان رو انتخاب كنيد و بريد داخلش!! در جواب چراهاي متعجبانه دانشجوها گفت: براي اينكه راحت بشيد از اينكه وقتي سوار هواپيما مي‌شيد بايد از ترس سقوطش هزار بار بميريد، توي جاده بايد از ترس مرگ جاده‌اي هزار بار بميريد، پياده توي خيابون بايد از اينكه يه ماشين ديگه زيرتون بگيره بترسيد، بايد هميشه با ترس يك زلزله بزرگ كه نميدونيم كي پيش مي‌آد زندگي كنيم و ... خلاصه بهترين كار همونه كه بريم توي يك ساختمان بلند. شما موافق نيستيد؟
نظرات بیشتر