وقتي خود ما تاريخ پادشاهان را از کتابهاي درسي حذف مي کنيم. وقتي بعضي ها اسرار دارند تاريخ ايران فقط بعد از صفويه است. وقتي در فيلمهاو سريالها اسم شخصيتهاي منفي را داريوش -جمشيد-کيانوش.... مي گذاريم و خيلي از اين قبيل کارها (اگه همه اش را بنويسم بنويسم تابناک هيچ وقت نمايش نمي دهد)را خودمان انجام مي دهيم از کشورهاي عربي چه انتضار داريم. زنجاني
ناشناس
|
|
۲۲:۳۷ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۵
0
0
پاسخ
خبر به این مهمی و حیثیتی هنوز 4000 بیننده نداره اما خبر زرد شما برای صنعت پورنو همین الان 20000 بیننده رو رد کرد!
غیرت ایرانی!
ناشناس
|
|
۲۲:۳۹ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۵
0
0
پاسخ
چیه چه خبره که جند روزه گیر دادید به عربستان و وهابیون؟ اون خبر قبلیتون راجع به کار فرهنگی وهابیون در استان هرمزگان که دروغ و ناشی از توهمات نویسنده بود این رو به حساب چی بذاریم؟
ناشناس
|
|
۲۲:۴۹ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۵
0
0
پاسخ
اين چيزهايي كه شما گفتيد حقيقت ندارد. در اكثرِ دانشگاههاي كشورهاي همسايه كرسي زبان فارسي گاهي تا سطح دكترا وجود دارد. اصلاً نحوةي برخورد هيج كدام از آنها مثلِ تاجيكستان، آذربايجان، تركيه، پاكستان، عراق، عربستان و ... با طرز فكر و عملي كه در ايران در موردِ زبان وجود دارد شبيه نيست. ممكن است عدهاي وهابي فعاليتهايي بكنند اما لطفاً اين را مستمسكي براي كوبيدنِ رفتارهاي فرهنگيِ همسايگان نكنيد. انصافاً برخوردِ هيچكدام از آنها با موضوع زبان به اندازه برخورد كشور ما با زبان هاي رايج در خودِ كشور خجالت آور نيست (لطفاً مثل ساير كامنتهاي من منتشر نكنيد ممكن است خوانندگانتان را منحرف كند!).
ناشناس
|
|
۲۳:۰۱ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۵
1
0
پاسخ
ضمناً در پاسخ خوانندهاي كه گفتهاند هيچ واژهي فارسي در اين سي سال جايگزين واژههاي بيگانه نشده است ميتوانند به مثالهاي زير توجه كنند: پايانه = ترمينال، رايانه = ماشين محاسبه، يارانه = سوبسيد، سامانه = منظومه يا سيستم، كارانه = حقوقِ جذب، چرخبال = هليكوپتر، دورنويس = فاكس، سازوكار = مكانيزم، حالا هي بگوييد كاري نكردهاند!
ناشناس
|
|
۰۰:۰۸ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۶
0
0
پاسخ
ببينيد، من اين ايران عزيز را بسيار دوست دارم. از دشمنان ايران هم بدم ميآيد. سالها از تاراج ميراث فرهنگيمان و نمايش آنها در موزههاي لوور و غيره هم افسوس شديد خوردهام. اما اخيرا با خودم انديشيدهام اگر آن غارتها نبود و اشياي تاريخي ما سر از موزههاي اروپا و آمريكا در نميآورد، ماشاءالله با اين دقت و برنامهريزي متوليان معرفي فرهنگ ايراني به بيگانگان، همين مقدار آشنايي را هم غرب از اوضاع ايران به دست نميآورد. آري، من هم مانند كامنتگذار اولي، خوشحالام از اين رويداد؛ بدبختانه!! اين آشنايي ناقص و تحريف شده حداقل براي طبقه فرهيخته و البته سالهاي بعد از زمان حاضر، ميتواند ثمرات خوبي داشته باشد.
ناشناس
|
|
۰۰:۱۶ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۶
0
0
پاسخ
در مورد اون كامنت مربوط به رايزنهاي فرهنگي كاملاً موافقام. ما زماني امثال دكتر مشكور و محيط طباطبايي را به عنوان رايزنهاي فرهنگي در كشورهاي كوچك و عقبمانده جهان داشتيم، الان من خودم رايزنهايي را در كشورهاي مهم جهان از نزديك ديدهام كه به جاي كار فرهنگي مشغول معامله فرش بودند. يكيشون هم يك ماشين بسيار قراضه خريده بود و پنهاني داده بود دست يك راننده آفريقايي تا برايش كار كند و شبي بيست دلار برايش بياورد درِ منزل!! (البته او هم نامردي نكرد و ماشين را تصاحب كرد و جز چند هفته اول، بيست دلارهاي شبانهاش را هم نداد. ناز شستش. شوفره رو ميگم!!)
ناشناس
|
|
۰۱:۰۹ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۶
1
2
پاسخ
بحث مذهب رو با بحث زبان پارسی اصلا یکی نکنید!
زبان پارسی زبان دیرینه همه پارسیان هست که نه عربها، بلکه عرب-صفتهای داخل کشور بیشترین آسیب رو به اون میزنند!
ناشناس
|
|
۰۱:۱۹ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۶
0
1
پاسخ
بخوانيد "برنامههاي دولت ايران براي حذف تاريخ و زبان فارسي به موازات عربپرستي".
اگر اين حرف بد است و سانسورش ميكنيد، پس چرا توي همين سايت كلي خبر در مورد تخريب تاريخ و زبان و فرهنگ ايران از طرف اعراب و عدم اعتراض دولت ميبينم؟؟
ناشناس
|
|
۰۱:۴۸ - ۱۳۸۸/۰۷/۱۶
1
1
پاسخ
مثل معروفی است که می گویند وقتی یک فیلسوف یونان باستان در پی راز ورمزهای کائنات چشم به ستارگان آسمان دوخته بود و در حیاط خانه خود راه می رفت در چاله ای که مدتها بود در خانه اش کنده شده بود افتاد و هنگامی که زن خدمتکار خانه به کمکش آمد و او از وجود چاله در آنجا اظهار تعجب کرد زن خدمتکار پرسید نگاهت به چه بود که چاله به آن بزرگی را ندیدی؟ فیلسوف پاسخ داد "داشتم در پی اسرار آسمان ها به ستارگان نگاه می کردم". زن گفت "تو را که از خانه خود بی خبری به اسرار آسمان ها چه کار؟"!!! به قول زنده یاد عمرانی حالا حکایت ماست! این آقایان مدت هاست که با امان دادن دولت ایران به برخی از اشرار طوایف سرحدی در جنوب شرقی کشور به دست آنها که شروع به خرید املاک پهناور در مناطقی مانند شهرهای جنوبی استان کرمان و در هرمزگان و جنوب خراسان علاوه بر بازگشت به حرفه قدیمی خویش در قاچاق مواد مخدر شدیدا درپی ترویخ نه فقط وهابی گری که حتی یاغی گری به جوانان معصوم و بی خبرند که در فقر مادی و فرهنگی خویش شیفته پول بی حساب و کتاب حاصل از قاچاق مواد مخذر و دیگر منابع نامعلوم آنان، و همچنین تفنگچی های آنان و کیا و بیایی که با رشوه به برخی کارمندان و مأموران بیچاره محلی پیدا کرده اند می شوند. از همه بدتر آن که برخی مأموران اطلاعاتی هم علیرغم آگاهی از برخی اعمال مجرمانه آنان همین که آنها در حل برخی مشکلات مثل بعضی گروگان گیری ها، که غالبا توسط عمال و ایادی خود آنها و به اشاره خودشان انجام گرفته است تا با حل آن مسائل خود را برای این مأموران عزیز کنند، از آنها کمک می گیرند دلشان خوش است و کاری به کارشان ندارند!