نخیر اول باید با ان سنگ که فروشنده برات گذاشته محکم به سرت بزنی ووقتی فشار خونت افتاد وضعف کردی کلوچه را بخور تا نیاز به دکتر نداشته باشی. اون بنده خدا بفکرت بوده که بعد چکار کنی.
پاسخ ها
khodabakhsh
||
۱۴:۲۱ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۴
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
هادي
|
|
۱۴:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۴
0
19
پاسخ
اين بلا يه با هم دقيقا با همين سناريو سر من اومد ولي گوشي چيني و آشغال در اومد بجاي اصلي و جلو پاساژ علاالدين بود بعد فهميدم اينا يه باند هاي كلاه بردار و پدر سوخته هستند كه كارشون همينه البته درس مهمي به خودم هم بود اينكه ديگه هرگز طمع زيادي نكنم و جنس رو از اهلش بخرم!!!!
جواد
|
|
۱۹:۰۷ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۱
0
0
پاسخ
عین همین اتفاق برای من تو پارک سوار آزادی پیش اومد. تو ایستگاه منتظر اتوبوس بودم ،که یکی آدرس عکاسی رو پرسید، بعدشم در ادامه قصد فروش دوربین فیلمبرداری سونی (خیلی تمیز) و رفتن به شهرستان . منی که خیلی حواس جمع و مراقب همه چی هستم بدبختانه وسوسه شدم و دوربین دومیلیونی رو مثلا زرنگی کردم و خریدم صدو پنجاه هزار ؛ یه دقیقه ازش نگذشت متوجه شدم چه کلاه بزرگی بخاطر طمع خودم، سرم رفته