ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۴ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
متاسفانه تبعیض و پارتی بازی در مملکت بیداد می کند و مطمئنا این مشکلات مختص دوره آقای احمدی نژاد نیست , بعنوان مثال در یکی از بزرگترین بیمارستانهای خاور میانه متعلق به تامین اجتمایی اختلاف حقوق بین روسا و کارمندان معمولی (در بخش اداری ) به بیش از 15 برابر میرسد حتی به دلیل داشتن عنوان مسئول یک قسمت (دقت کنید عنوان مسئول نه عناوین رئیس و مدیر و ... ) اختلاف حقوق بین دو کارمند لیسانس همتراز بیش از 4 برابر می باشد و این در حالیست که همه می دانیم کار اصلی توسط همین کارمندان معمولی انجام می شود و در مواقع اشکال در انجام امور این مسئولین بی مسئولیت که صرفا به دریافت حقوق های چند میلیونی عادت کرده اند به جای پذبرفتن مسئولیت , مشکلات را به گردن کارمندان انداخته و گاها با اخراج آنها ضمن رعب و وحشت انداختن در دل کارمندان دیگر , تلاش در حفظ بفای خود دارند .این را گفتم برای ایدکه این دوست عزیز بداند با فرض داشتن یک کار , در صورت نداشتن پارتی بایستی این تبعیض ها را ببینی و بسوزی پس اگر میتوانی بهتر است به جایی بروی که آسمانش رنگ دیگری داشته باشد .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۱ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
متاسفم. ولي اين ربطي به احمدي نژاد نداره . سيستم مملكت ما از ازل تا ابد همينه . كار از ريشه خرابه . از دانش آموزان نيست به خدا . مقصر معلمه.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۱ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
من هم از اینکه لیسانس گرفتم پشیمونم- هیچ انگیزه ای برای فوق لیسانس ندارم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۱ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
هموطن عزیزم سلام
دور سرت بگردم قصه غصه درد هزاران نفر هموطن رو نوشتی ، دورت بگردم دل خون شده هزاران خانواده شهید رو در گوشه حرفات گذاشتی
نه عزیزم حرفات خریداری جز از جنس خودت نداره حرفای تو رو فقط آنهایی میفهمن که مثل خودت باشن به حرف نیست در عمل باید مرد عملیات بود در عمل باید خیبری بود در عمل باید دوکوهه ای بود در عمل باید از شلمچه گذشت نه با پاسخ خواستن کار درست نمیشه میاد حرف میزنه میره ولی کو عمل از حرف تا عمل از جنوب آذربایجان غربی تا سواحل خلیج فارس راه داره هر کی توی این خطه سرو دست وپا داده میفهمه حرف چیه عمل کدومه عزیزم دورت بگردم قصه پر غصه مردای مرد رو مقدمه زدی دیباچه نوشتی تا حالا کو که پیداشن راویانی که این قصه رو روایت کنن عصه نخور پیر نشو چرا که دشمن از همین شاد میشه
بگو خدایا من فقط تورا دارم و بس
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۳ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
بله ، دوست عزيز هيچ گونه پاسخي ندارند كه بدهند ، چرا كه عملكرد قلب و زبان گويا يكي نيست ، چرا كه انديشه و عمل يكي نيست ، چرا كه استراتژي و اهداف كه دنبال مي كنند يكي نيست ، من هم شايد مثل تو عزيز : برادرم به فرمان ....... خارج از ك..... جنگيد و برادر ديگرم چندين بار به جبهه رفت و هم مجروح - شيميايي و موجي شد ، خودم هم 25 ماه (سرباز) در جبهه جنگيدم و اما چه حاصل ، امروزه افراد مشكل دارو و هر لحظه يك طوري هستند چه سمتي و با چه حقوقي و چه امكاناتي دادند و اما من بعد از 20 سال سابقه و مدرك فوق ديپلم يك كارمند ساده. فقط عزيزم فكر نكن و در چين جامعه اي چاي فكر كردن نيست.
موفق باشي - يك برادر كوچك شما ، چون مي دانم چه مي گويي چرا كه من هم ديدم و هم لمس كردم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۵ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
كمك خواستن از ديگران دليل فراموش كردن خدا نيست.بسياري از كار هاي خدايي با توسل به ديگران و با همت آنها به سرانجام رسده است منتهي آنچه اهميت دارد اين است كه آدم بفهمد به چه كسي متوسل شود!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۱۵ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
اميدوارم وقتي 35 سالت شد مثل اوني نباشي كه ميترسه به دخترا نگاه كنه چون ممكنه عاشق بشه و افسوس ازدواج و بخوره و بار سرپرستي يه خانواده 9 نفر شونه هاشو بلرزونه ، اونم يه روزي به پدرش گفت تو كه كارت پايان خدمت داشتي چرا رفتي جبهه ، اون يه روزي كنكور دولتي قبول شد ولي ميدوني براي اين كه خرج نه نفر رو بدي چقدر بايد كاركني و حتي براي يه دفتر هم پول اضافه نمياري كه درس بخوني تازه براي درس خوندن بايد از ساعت كاري و اضافه كاريتم بزني اگه تونستي ليسانس بگيري براي اينه كه مجبور نبودي براي خرج دارو هاي پدرت ناچار بشي يه روزي سبد زباله زير ميز دختري كه تو 19 سالگي عاشقش بودي و بخاطرش ماجرا آفريدي رو خالي كني و بزرگترين آرزوت اين باشه كه ازراعيل به فريادت برسه نه ريس جمهور
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۳ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
بهتر است اول به خدا متوسل شوید و از او کمک بطلید و بعد تلاش کنید.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۵ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
من هم با مدرک فوق لیسانس و 25 سال سن تقریبا به همین سخنان ایشون رسیده ام و از اینکه به جای وقت گذاشتن برای یک فعالیت جدی اقتصادی مشغول درس شدم حسرت می خورم چرا که اطلاعات علمی و ... رو می شد در خارج از دانشگاه هم با مطالعه کتاب به دست آورد ولی از درس خوندن نمیشه به یک وضعیت متعادل اقتصادی رسید. حداقل تا یه مدت زیادی نمیشه رسید بعد هم که...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۷ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
منم مثل توام .فقط یه فرقی دارم بابام بعد بازنشستگتی از ترس آبرو با ماشینش تمام روز را مسافر کشی می کرد .یه روز هم خبر آوردن که پشت ماشین سکته کرده و فوت شده .دنیا رو سرم خراب شد .هنوز بعد دو سال نتونستم خودم را ببخشم که چرا رفتم دنبال درس و نتونستم بعد 30 سال جون کندن بابام ، حداقل خرج خودم و تحصیلم و بدم و بارم رو دوش بابام نباشه. چون بابام یادم نداد به ضعیف تر زور بگم و حقش را بخورم و آدم فروشی یادم نداد ...... چه کنم که بابا فرهنگی بود با روح بزرگ و سفره کوچک
نظرات بیشتر