واقعا داستان تخيلي جالبي بود دستتون درد نكنه كلي حال كردم...
الما آذری
|
|
۱۴:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
0
15
پاسخ
'گزارش بسیار جالبی است.برای گزارشگران روزنامه ایران توفیق خواستارم
زهرا عبادی
|
|
۱۴:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
2
15
پاسخ
عاشق اینجوری مطالب هستم.با توجه به اینکه گزارش حوادثی هست ولی با نوشتار منحصر بفرد خواننده رو تا آخر مطلب می کشونه.خسته نباشید
ناشناس
|
|
۱۴:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
0
33
پاسخ
بدیختیم دیگه.یه عده با پارتی و سهمیه کارها رو قبضه کردن و تحصیلکرده های بدون پارتی و سهمیه وضع مثل بابک دارند.
پیمان
|
|
۱۴:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
1
29
پاسخ
داستان بسیار جالبی بود
سماجت این آدم برای سفری دوباره عجیبه
جمله آخر خبرنگار که حق به جانب حرف میزنه اصلا قابل قبول نیست و با این حرفش نشون میده از شرایط جامعه و پناهجویان خیلی فاصله داره
ناشناس
|
|
۱۴:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
1
36
پاسخ
در دلم میگویم مهندس برق هواپیما! به مادرت بگو دعا کند همینجا عاقبت بخیر شوی وگرنه تو تنها یک چشمهاش را دیدهای...
شما هم بجای تمسخر دعا کن وضع مملکت خوب شه همه تو رشته خودشون مشغول کار بشن
ناشناس
|
|
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
1
42
پاسخ
آن خنده تلخ گويا تر از هر پاسخي است! براستي براي نسل پس از انقلاب چه كرده ايم كه خود راچنين بي محابا به آب وآتش ميزند تا ازكشور بگريزد؟!
ناشناس
|
|
۱۵:۰۱ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
2
29
پاسخ
فارغالتحصیل رشته برق هواپیما
هی شعار بدهید جوانان تحصیلکرده مهاجرت نکنند و...