اشكهايم از خواندن اين مقاله بسيار زيبا و منطقي جاري شد.ممنون
ناشناس
|
|
۱۲:۳۷ - ۱۳۸۸/۰۴/۱۳
0
0
پاسخ
بابا شما هم سانسور میکنید چرا مخاطبان خود را دعوت به اظهار نظر میکنید ولی نطراتشان را نمی نویسید
ناشناس
|
|
۱۳:۳۶ - ۱۳۸۸/۰۴/۱۳
0
0
پاسخ
نوشته خوبي بود هرچند آدمهايي كه خودشونو به خواب زدند با اين نوشته ها بيدار نميشند...
ناشناس
|
|
۱۴:۱۶ - ۱۳۸۸/۰۴/۱۳
0
0
پاسخ
با سپاس از شما لطفا انديشه هاي امام و صحابه اش مانند مطهري بهشتي رجايي وباهنر را بيشتر به مرد م معرفي كنيد تا با بي تدبيري مديران نظام نسل امروز تصور نكنند كه انقلاب ما و دفاع مقدس بيهوده بوده است.
ناشناس
|
|
۱۴:۳۴ - ۱۳۸۸/۰۴/۱۳
0
0
پاسخ
متشكرم از شما . بنده بعنوان كسي كه فرزندم در مساجد حضور صادقانه ايي دارد اميدوارم ايكاش به جوانان پرشوري كه با عشق و علاقه در مساجد و پايگاههاي بسيج مشغول خدمت هستند اين افكار ( كه حداقل در مورد نظرات استاد شهيد مطهري هيچكس در اين نظام نميتواند خرده بگيريد ) و ساير افكار روشنگر كه همواره ترويج بالا بردن علم و اگاهي مسلمانان و خصوصا" نسل جوان را توصيه ميكند اموزش داده شود و فضا را براي انان محدود و تنگ نكنند .انشالله
ناشناس
|
|
۱۴:۴۳ - ۱۳۸۸/۰۴/۱۳
0
0
پاسخ
نکته اینجاست که برخی آزادی فحاشی، هتک حرمت ،تهمت ،وافترا میخواهند اگر قوانین ما آنقدر قوی باشد وآنقدر قوی برخورد کند که کسی به خودش اجازه ندهد بجای نقد منصفانه تخریب کند آنوقت آزادی ونقد در مجرای صحصح خود قرار میگیرد
ناشناس
|
|
۱۴:۵۲ - ۱۳۸۸/۰۴/۱۳
0
0
پاسخ
تا آنجا که فکر می کنم بحمداله امروزه در کشور ما نه تحجر حکمفرماست و نه آزادی اندیشه و تفکر زندانی است چون اگر کمی فکر کنیم در کشور ما عده ای حتی بالاتر از آن حقوقی که قانون اساسی برای همه ملت قائل شده است به بیان نظرات و دیدگاه های خود که بعضا هم نادرست و ناروا و حتی توهینی هم می باشند می پردازند و البته در بیشتر موارد هم تحت پیگیرد قانونی نیستند شاید منظور نگارنده محترم این باشد که آزادی صرف بیان باید حاکم باشد که این خود آفتی بسیار مخرب برای مقوله آزادی بیان است زیرا در آن هنگام چه باطل ها که که حق جلوه دهند و چه حق ها که در نطفه خفه شوند چون بسیار مشتبه که مغالطه کاران و سفسطه بازان به راحتی بازار نقد و سخنوری براه می اندازند و پایان آن بطور واضح نابودی نقد و انتقاد ناصحانه و دلسوزانه است در کشوری که ارکان قانونی نظیر قوه مجریه ، قضائیه ، مقننه ، شورای نگهبان و قص علی هذا توسط عده ای در مقاطع مختلف مورد نقد و انتقاد و بعضا تخریب و تهمت و توهین (نمونه آن همین انتخابات دهم ) قرار می گیرند و در رسانه ملی به شخص رئیس جمهور قانونی و مستقر و منتخب ملت از سوی کاندیداها توهین می شود و توسط بعض هواداران مورد بدترین اهانتها و بی مهریها و توهین ها واقع می شود آیا نباید کسی به بهانه آزادی بیان مانع از اقدام سخیفانه این قشر شود در کجای اسلام اینچنین آزادی در خصوص حقوق مدنی اشخاص حقیقی و حقوقی به ناقدان داده شده است؟ آیا این افراد مورد تعرض فاقد حقوق مدنی و اجتماعی اند ؟ در کجای دنیا طرفداران پرو پا قرص دفاع از قانون مداری اینچنین بعد از برگزاری یک انتخابات آزاد و دمکراتیک بر طبل بی قانونی و دهن کجی به ملت می کوبند و با نادیده گرفتن قانون اساسی و راهکارهای قانونی دست به اقدامات فراقانونی و غیر دمکراتیک و مخالف دموکراسی می زنند و با شعار قانون گرایی قانون را دور زده و اینچنین زمینه دیکتاتوری و تک صدایی را مهیا می نمایند ؟ در کجای اسلام و دنیای خارج از اسلام اینچنین برای رسیدن به منافع و مطامع غیر قانونی به شعور 40 میلیون نفر اهانت شده و از خون مردم بیگناه برای خود نردبان ترقی می سازند و بعد هم فریاد عدم آزاد ی بیان و اندیشه سر می دهند ؟ والعاقبه للمتقین
ناشناس
|
|
۱۴:۵۳ - ۱۳۸۸/۰۴/۱۳
0
0
پاسخ
اگر منظورتون آزادی تجمع بود هم باید بگویم همان اسلام سد معبر را حرام میداند واگر مسجد هم باعث سد معبر شود باید خراب شود تجمع در روزهای غیر تعطیل هفته مشکلات بسیاری را برای مردم ایجاد میکند که همان اسلام که شما از آن صحبت میکنید آنرا حق الناس وغیر قابل بخشش میدانداز طرف هر کس که میخواهد باشد ایراد دارد
ناشناس
|
|
۱۴:۵۶ - ۱۳۸۸/۰۴/۱۳
0
0
پاسخ
آیا:
آزادی سیاسی یعنی آتش زدن بانک؟
آزادی سیاسی یعنی زمینه سازی برای اوباشگری؟
آزادی سیاسی یعنی تقابل با ولایت فقیه؟
آزادی سیاسی یعنی تقابل با نظام اسلامی؟
آزادی سیاسی یعنی قانونگریزی و گردن کلفتی برای قانون؟؟
لطفا با این توهمات خود چهره امام را مخدوش نکنید....
خودتان را به خواب زده اید و فکر میکنید بقیه هم خواب هستند....
غفلت تا چه حد؟
همانهایی که زمان رسول خدا از صحابه خاص محسوب میشدند در برابر ولی زمان خود ایستادند؟
مگر حضرات غیر از این کردند؟
کسانی که تاب همراهی با ولایت فقیه را ندارند، چطور ولایت امام زمان را تاب خواهند آورد؟
عجب دوران عجیبی است که چنان حق و باطل به هم آمیخته است که هر کسی خود را حق میداند، و انگار نه انگار که باید از چراغهای پر فروغی که روشن است استفاده کرد...
گمراه دانستن دیگران در اوج گمراهی، نوبر است...
ناشناس
|
|
۱۵:۲۱ - ۱۳۸۸/۰۴/۱۳
0
0
پاسخ
مهم نیست مطلب من منتشر شود ولی نویسنده را به بازخوانی ماجرای مسجد ضرار دعوت میکنم
بخشی از این ماجرا:اكنون كه رسول خدا(ص)باز مىگشت در نزديكى مدينه به آن حضرت خبر دادند كه مسجد مزبور به اتمام رسيده و مركز اجتماع منافقان گرديده است. رسول خدا(ص)به دستور پروردگار متعال از همان خارج شهر پيش از ورود به مدينه، دو نفر از قبيله عمرو بن عوف را فرستاد تا آن مسجد را كه خداى تعالى«مسجد ضرار»ناميد ويران كنند و اين بناى بظاهر مقدس را كه در واقع به صورت مركز دستهبنديهاى سياسى عليه اسلام و مسلمين در آمده و كانونى براى ايجاد دو دستگى ميان مسلمانان شده بود با خاك يكسان سازند.
و از آن پس براى چندى به صورت مزبله و محل اجتماع زباله و كثافات در آمد و منافقان نيز از آن پس نتوانستند مركزى براى خود ترتيب دهند و پس از دو ماه نيزمرگ رئيس و بزرگ آنها يعنى عبد الله ابى پيش آمد و يكسره تشكيلات آنها را به هم زد.