اقای لاریجانی : ایا واقعآ ازاینکه همه چیز و همه مسائل را به گردن امریکا و ... انداختید خسته نشدید؟شما که داعیه روشنفکری و شاگردی استاد مطهری را دارید فکر میکنید مردم این چیزها را براحتی باور میکنند؟ باز هم صد رحمت به انصاف اخویتان.
ناشناس
|
|
۱۴:۰۴ - ۱۳۸۸/۰۴/۰۳
0
0
پاسخ
علت این گونه سخن گفتن آقای لاریجانی رو باید در زمانی که ایشان معاون وزیر امور خارجه آقای ولایتی در دولت آقای موسوی بودن جستجو کرد
ناشناس
|
|
۱۴:۰۸ - ۱۳۸۸/۰۴/۰۳
0
0
پاسخ
وقتی در یک خانه ای دعوا بین اعضای خانواده باشد اگر وجود دشمن را پشت درهای آن خانه به دروغ متصور شویم، چند صباحی وحدتشان را حفظ می کنند اما خدا می داند تا به کی باید دنبال دشمنی گشت تا کاستی های خود را با اعلام وجود او جبران کند
ناشناس
|
|
۱۴:۰۸ - ۱۳۸۸/۰۴/۰۳
0
0
پاسخ
گل گفتی
ناشناس
|
|
۱۴:۱۰ - ۱۳۸۸/۰۴/۰۳
0
0
پاسخ
مواضع این چند روزه اقایان نشان از عمق فاصله بین مردم و مسئولان است ، به جز اقای علی لاریجانی بقیه هیچ درکی از نظرات مردم ندارند.
ناشناس
|
|
۱۴:۱۳ - ۱۳۸۸/۰۴/۰۳
0
0
پاسخ
وقتي تابناك حرفهاي اردشير لاريجاني را هم برنمي تابد!!!
ناشناس
|
|
۱۴:۱۹ - ۱۳۸۸/۰۴/۰۳
0
0
پاسخ
یک حادثه و در کل مسائل اجتماعی رخ داده یک شبه به وجود نمی آید پیشینه ای دارد که وقتی به برخی اتفاقات واکنش به موقع داده نمی شود . وقتی دبیر شورای نگهبان که باید بیطرف باشد به صراحت از یک کاندیدا دفاع میکند و کسی هم با ایشان برخورد نمی کند هم طبیعی است که اعتماد کاندیدا ها صلب می شود و داوری ایشان راهم جهت دار بدانند.
ناشناس
|
|
۱۴:۲۳ - ۱۳۸۸/۰۴/۰۳
0
0
پاسخ
به نظر من اقا جواد بی انصاف هستند
ناشناس
|
|
۱۴:۲۴ - ۱۳۸۸/۰۴/۰۳
0
0
پاسخ
به نظر بنده مشکلات امروز ما در چند چیز خلاصه می شود:
1ـ عدم سرمایه گذاری در آموزش به خصوص آموزش علوم انسانی: امروز بسیاری از نخبگان ما به سمت رشته های فنی گرایش دارند در حالی که در کشورهای پیشرفته اصل در پیشرفت علوم انسانی و در کنار آن علوم فنی را مبینند. متاسفانه ما در کشورمان نخبه و صاحب نظر به تمام معنا در حوزه علوم انسانی که بتواند نظریه های عملی مبنی بر خدا محوری در عمل باشد را نداریم. شاهد این مدعا کتابهای دانشگاهی می باشد که تماماً در آنها از نظریات غربی (که اندیشه آنها مبتنی بر انسان محوری است نه خدا محوری) استفاده شده است.
این مسئله خود باعث ایجاد تناقض در جامعه شده است. به طوری که ته فکر افراد جامعه مبنی بر اندیشه خدا محوری است ولی در عمل آنچه می بینیم (به دلیل نداشتن نظریه و تئوری عملی) انسان محوری است.
یک نمونه اخیر آن همین نمادی است که در بالا اشاره شده است. چون در پشت همین نماد تئوری و نظریه درست حسابی وجود ندارد از یک نظریه علوم انسانی مبتنی بر خدا محوری سرچشمه نمی گیرد بلکه یک جنس وارداتی است که با اندیشه انسان محوری تولید شده خود باعث تناقض می شود. در حالی که اصل بر این است که ابتدا ما در علوم انسانی نظریه پرداز (خدا محور) به تمام معنا داشته باشیم و بعد این نظرات را در جامعه پیاده کنیم و از داخل همین به معرفی نماد بپردازیم. نماد بدون نظریه مثل قرص اکس می ماند که موجب سرمستی اول و سردردی آخر می شود.