ناشناس
|
Norway
|
۱۶:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
منم با نظر نویسنده کامل موافقم. اتفاقا من و همسرم هم کاملا پیگیر سریال هستیم از اون جایی که همه چیز رو گذاشتن کف دست هاشم جاوید بعد از اون خواستن موضوع رو بگه به دختره بعد دیدن رجب خوردن هاشم جاوید و یکی از نیروها کشته شدن شبش باز هیچ تدبیر امنیتی جدیدی نکردن در حالیکه باید میدونستن کار لو رفته آخر شاهکار هم که پای پیاده لب مرز رفتن بود که یه تصمیم کاملا احساسی در حالیکه با زانتیای جاسوسی که گرفتن میدونست بره کاملا تحت نظر. به نظرم از یه جایی آب بستن شدید تو کار که واقعا آدم به قدرت اطلاعاتی که چه عرض کنم به این ساده لوحی خندش میگیره
ناشناس
|
Norway
|
۱۶:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
منم با نظر نویسنده کامل موافقم. اتفاقا من و همسرم هم کاملا پیگیر سریال هستیم از اون جایی که همه چیز رو گذاشتن کف دست هاشم جاوید بعد از اون خواستن موضوع رو بگه به دختره بعد دیدن رجب خوردن هاشم جاوید و یکی از نیروها کشته شدن شبش باز هیچ تدبیر امنیتی جدیدی نکردن در حالیکه باید میدونستن کار لو رفته آخر شاهکار هم که پای پیاده لب مرز رفتن بود که یه تصمیم کاملا احساسی در حالیکه با زانتیای جاسوسی که گرفتن میدونست بره کاملا تحت نظر. به نظرم از یه جایی آب بستن شدید تو کار که واقعا آدم به قدرت اطلاعاتی که چه عرض کنم به این ساده لوحی خندش میگیره
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
آقای جیرانی اگه نمیتونید سریال در ژانر پلیسی بسازید چرا همچین کاری رو قبول میکنید . شما با تعبیر وارونه یک رویا هم به شهرت خودتون آسیب زدین و هم سیستم اطلاعاتی مملکت رو و زحمات کارکنان پر تلاشش رو زیر سوال بردین. واقعا یک مامور ارشد اطلاعاتی میاد مستقیم به همسر یک جاسوس میگه که « خانوم ! شوهر شما جاسوسه؟» یا یک کارشناس کارکشته اطلاعاتی این قدر آدم نشناس هست که میاد به یه آدمی مثل هاشم جاوید اطمینان کنه؟
در وضعیتی که هاشم جاوید ویه مامور اطلاعاتی کشته شدن و طبیعتا اقدامات اطلاعاتی اطراف خانه دانشمند سازمان انرژی اتمی باید تشدید بشه ، فقط یه مامور اطلاعاتی باید اطراف اون خونه باشه؟
جالب اینجاست که وقتی مامور امنیتی اطراف خونه زخمی میشه بجای اینکه اول قضایا رو بسرعت به مرکز اطلاع بده یه ساعت خودشو میکشونه تا یه رد یاب رو زیر ماشین تروریست ها جاسازی کنه! خب پدر آمرزیده اول اطلاع بده بعدا برو ردیاب رو نصب کن.
جالب اینجاست که همه تروریستها هم با هم میرن توی خونه و هیچ کس هم داخل ماشین نمیمونه!« کاری که حتی یه عده سارق و دزد معمولی هم انجام میدن چه برسه به یه گروه تروریستی!»
جالب تر از همه ردیابیه که مامور محافظ خونه روی ماشین کار میذاره. ردیابی که یه شب تا صبح طول میکشه تا موقعیت هدف رو نشون بده!!!
از طریقه بازداشت یکی از تروریستها در جاده های فرعی ارمنستان اونم با هلیکوپتر نگو که جزء خنده دارترین سکانسهای سریاله!!!
حالا داشته باش صحنه ای که امیر جعفری پیاده ،به تنهایی و غیر قانونی از مرز ارمنستان رد میشه! خداییش یعنی هیچ پشتیبانی و هیچ لجستیکی نباید همراهش باشه؟
از این دست اشکالات خیلی در این سریال وجود داره . ای کاش میشد آقای جیرانی اگر به مسائل اطلاعاتی اشراف مدارن ، لااقل یه چند تا از فیلمهای بین المللی و مشهور در این زمینه رو نگاه میکردن تا بفهمند دنیا کجاست و طبیعتا سلیقه مخاطبان در چه حدی است.
در پایان آقای جیرانی من نمیدونم شما چقدر دستمزد گرفتین که این کار رو بسازین ولی میخوام بپرسم که از این به بعد چقدر دستمزد میگیرین که از این کارهای ضعیف نسازین؟
ایرجی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
چه جالب دقیقا من دیشب به خانمم می گفتم از فردا شب داستان فیلم Taken رو می خوان پیاده کنند ، دختر رو ربودن حالا بابایی داره میاد آزادش کنه! یعنی واقعا فیلمنامه در حد کیهان بچه هاست . بعد اونوقت آدم این سریال های آمریکایی رو مثل 24 می بینه می خواد خودش رو بکشه!؟
ناشناس
|
Canada
|
۱۶:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
حتی اسم سریال هم کپی شده از اسم یک فیلم خارجیه به نام "مرثیه ای برای یک رویا "
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
سوال ایا از وزارت اطلاعات مشاوره نگرفته اند؟ به هر حال فیلم بسیار سطحی و کشکی از اب درامده است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
به نظرم نویسنده فیلمنامه و کار گردان سریال موندند فیلم خانوادگی و درام و عاشقانه بسازند یا اطلاعاتی و جاسوسی .دختر مامور امنیتی عاشق میشه،تروریست ها عاشق هم میشن ،مدیران ارشد انرژی اتمی عاشق میشن کلی از سریال صرف نشان دادن حا ل و هوای عاشقانه دانشمند هسته ای ما میشه و .. کلا سریال در مقایسه با فیلم های نظیر عملیات پایتخت فیلمنامه و کارگردانی ضعیفی داره
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
خداوکیلی من هم به این نتیجه رسیده بودم از قسمت های اول
واقعا فیلم نامه ضعیفی داره واقعا بیخود ترین فیلمی بود که در مورد تروریست دانشمندان میشد ساخت
امیدوارم فریدون جیرانی خودش دیگه از سینما کناره گیری کنه با این فیلم مسخره
تروریست ها خیلی راحت میاند ماشین رو جلو ساختمان پارک میکنند میرند تو ساختمان
و اطلاعات ایران فقط یک مامور گذاشته مراقب دانشمند.واقعا متاسفم برای این کارگردان و این نویسنده
مهندس بیکار خوزستانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
فیلمه رو که میبینم خیلی عصبی میشم...داداشه 13 سالم هر 2 دقیقه یه سوتی ازشون میگیره...
کاش اونجا که مهندس با بدلش دست میداد قداشون فرق داشت یکم...طبیعی تر می شد...
کاش...ولش بابا مردم خودشون میفهمن دیگه...
آخرشم که پیاده میره لب مرز...(و اونم بهش میگه خونه امن در اختیارته...ای خدااااااا)
کوه شاهد لب مرز
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
جالب اینجاست که آقای مامور سر گذاشته بیابون و داره سمت مرز که احتمالاً کیلومترها دورتر قرار دارد.خوب همون ماشینو ور میراشت میرفت.
فانتزی اینکه اگه همون اول بیابون یه مار طرفو میزد و میمرد چی میشد چه سناتریوی جالبی میشد......
نظرات بیشتر