مهران را هم خدا آزاد کرد
در کربلای یک مهران آزاد شد
مردم ایلام واقعا شجاع و دلیر و مهمان نوازند و رشادتها داشتند در این منطقه.
با شنیدن نام مهران و قلاویزان و کنجان چم و...... همیشه بی اختیار اشک در چشمانم حلقه می زند و خاطرات تلخ و شیرینی را برایم زنده می کند الان هم اشک مجالم نمی دهد شهدای گرانقدری در این منطقه دادیم یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد صلوات و درود می فرستیم بر روان پاکشان
یک بسیجی جامانده از قافله
صمد مهدی پور
|
|
۰۸:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
2
10
پاسخ
با سلام و درود به ارواح پاک و مطهر جمیع شهدا مخصوصا شهدای هشت سال دفاع مقدس که اگر غیرت ، رشادت و جوانمردی و خونهای پاک و مطهر آن مردان الهی نبود خدا می داند الان به چه سرنوشت شومی مبتلا بودیم، این روزها بیشترین چیزی که در ذهنم بارها تداعی می شود این است که حیف و صد حیف از آن همه ایثار ها و شهادت ها، متاسفانه هم بعضی از مردم و هم بعضی از مسئولان خیلی زود آن همه رشادت ها و جوانمردی دلاورمردان الهی را فراموش نمودند.
صمد مهدی پور فرزند زجر و درد کشیده
عارف
|
|
۰۸:۱۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
2
10
پاسخ
سلام و درود بر شهدا و زرمندگان اسلام
ناشناس
|
|
۰۸:۲۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
0
16
پاسخ
وقتی مهران را گرفتیم فقط از این شهر یک ساختمان آجری که بنظر اداره آموزش و پرورش بود باقی مانده بود. جالب است که در این گیر و دار و فارغ از این نبردهای شدید یک پیر زن هنوز در مهران زندگی می کرد دو تا گاو هم داشت!
ناشناس
|
|
۰۸:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
1
13
پاسخ
کجایند مردان بی ادعا ..
ناشناس
|
|
۱۰:۲۰ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
1
13
پاسخ
وطنم پاره تنم.جانم فدای تو باد.درود بر دلاوران که جان ناقابل خویش را در راه وطن تقدیم کردتد.
ناشناس
|
|
۱۰:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
2
9
پاسخ
سلام بر شهیدان
علیرضا رحمانی
|
|
۱۲:۰۷ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
2
13
پاسخ
آزاد سازی مهران در سال 65 و در آن هوای سوزان و گرم کار بی نظیری بود بنده حقیر نیز در آن عملیات حضور داشتم و .....
گروهباندوم علیرضا رحمانی گردان 311 گروه 44 توپخانه اصفهان آتشبار یکم
ویس
|
|
۱۲:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
1
18
پاسخ
با سلام این حقیر نیز در این عملیات حضور داشتم فرمانده گروهان بودم ل 27 گردان حبیب با 19 سال سن /محور امام زاده حسن مهران و تپه سفید شب عملیات در سنگ شکن حاج صادق نوحه سرایی کرد هوا بسیار گرم بود رمز عملیات را متوجه شدیم یا ابوالفظل عباس ع است بچه با کمبود اب مواجه بودند و تانکر های اب رسان روی تویوتا را بعثی ها هدف قرار میدادند واقعا در موقعیت تدارکات خیلی سخت بود . بچه باشنیدن رمز عملیات قمقمه های اب مختصرشان را نیز خالی کردند تا با نام ابوالفظل عباس اگر قرار است شهید شوند با لب تشنه جان دهند .در این جا لازمه از شهید جمال موحدی که در همین عملیات به شهادت رسیدند یادی بشود و دست نوشته ان شهید درست دقایقی قبل شهادت را برای شما بگم . حسین جان اینجا پشت خاکریز تمام وجودمان را خاک راه کربلا فرا گرفته از اینجا تا کربلا 100 کیلومتر بیشتر راه نیست جانم بقربانت حسین ع محتاج احسانت حسین ع لطفی به مهمانت حسین ع چی میشد من هم جز ........ بودم
در کربلای یک مهران آزاد شد
مردم ایلام واقعا شجاع و دلیر و مهمان نوازند و رشادتها داشتند در این منطقه.
با شنیدن نام مهران و قلاویزان و کنجان چم و...... همیشه بی اختیار اشک در چشمانم حلقه می زند و خاطرات تلخ و شیرینی را برایم زنده می کند الان هم اشک مجالم نمی دهد شهدای گرانقدری در این منطقه دادیم یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد صلوات و درود می فرستیم بر روان پاکشان
یک بسیجی جامانده از قافله