سلام - یاد داستانی افتادم ؛ پسری عاشق شده بود معشوقش به او گفت برای رسیدن به من باید قلب زنی را برای من بیاوری زیرا او مانع خوشبختی من و توست و آن زن مادر مرد بود او اینکار را کرد مادرش را کشت قلبش را درآورد و بسوی معشوقه خود روان شد هنگام دویدن محکم زمین خورد قلب به سخن آمد و گفت: آه جگر گوشه ام، فرزندم، جان مادر ، برخیز، خراش که بر نداشتی ...
آیا می شود زحمات والدین را فراموش کرد؟
ناشناس
|
|
۱۳:۳۴ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۹
2
21
پاسخ
یعنی الان شما از علت قتل و خشم پسر آگاه شدید با این خبر؟؟؟؟؟
ارسلان نژاد ملایری
|
|
۱۳:۴۰ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۹
2
14
پاسخ
تا کی این جنایتها باید داخل کشور ادامه پیدا کنه واقعا راه حلی نیست
ناشناس
|
|
۱۷:۴۱ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۹
2
17
پاسخ
جه سرتیتر مسخره ای زدید. هر جه خواندم ( راز پنهان پسر ) را نفهمیدم جه بود؟ هر کی راز پنهان پسر در قتل پدر را فهمید به من هم بگه ؟
آیا می شود زحمات والدین را فراموش کرد؟