من هفته ای یکبار میرفتم ،خانواده ی شوهرم
۷ سال به ناحق دلمو شکوندند به جز برادرشوهرام ، ولی من دلشون رو نشکوندم ، شوهرم هم بیشتر مواقع طرفدارشون بود و دلم رو بیشتر می شکوند مگه اینکه مجبورباشه و مجبورش کنم باعث میشدن همش گریه کنم ، همش بحث کنم ، باعث میشدن احساس کنم شوهرم دوستم نداره باعث میشدن رو علاقه ی من به شوهرم تاثیربد بذاره
، آخر سر که دلمو شکوندن پیام دادم به شوهرم باهاش بحث کردم رفتم خونه ی مادرم همسرم گفت چرا نمیای اومددنبالم منم گفتم من به شرطی میام که منو نبری خونه بابات قبول نکرد گفتم پس طلاق بگیر ، یه بار میگفت میدم یه بار میگفت نمیدم بمون اونجا ، ۵ روز خونه مادرم موندم، آخرسر باهاش بحث کردم گفتم من دوستم داشته باشم وقتی تو منو دوست نداشته باشی خانواده ات روبهم ترجیح بدی نمیخوامت حتی اگه بچه هم داشتم جدا میشدم بچه اتم میدادم به خودت ، تو که کوتاه نمیای باید امشب بیای بگی ما میخوایم طلاق بگیریم فردا میبرمش دادگاه بعدش کوتاه اومد گفت من تو رو دوست دارم نمیخوام زندگیمون خراب بشه دیگه نمیبرمت قول میدم . بعد گفت دیگه خونه خواهر و برادرام هم نمیخوام بری اونا هم خانواده ام هستن . و دیگه نبرد
منطق
|
|
۰۳:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۱۱
3
1
پاسخ
متاسفانه امروزه احترام به خانواده ها كم شده و اينكه عروس ها هر بي احترامي به مادر شوهر ميكنن و خانواده خودشون رو روي سر نگه ميدارن اين خدا نشناسي هستش.....
سارا
|
|
۰۸:۳۵ - ۱۳۹۹/۱۰/۰۹
0
1
پاسخ
اگه مرد هم میتونه به اندازه ای که خونه مادرش میره خونه مادر زنش بره بعد میتونه از زنش تازه این توقع رو داشته باشه
من که شخصا شوهرم هرشب از سر کارش راه برگشت به مادرش سر میزنه نمیشه بگم چرا به مادر من هم سر نمیزنی
اصلا این توقع بی جایی هست
فخرالسادات
|
|
۰۲:۳۳ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۳
0
0
پاسخ
دختر باید بره خونه مادرش. چون مادرشه. چطور بعضی مردها انتظار دارن یه غریبه رو اندازه مادرمون دوست داشته باشیم. من ک سال ب سال خونه مادرشوهرم نمیرم چون دوستش ندارم و این کاملا طبیعیه
ناشناس
|
|
۲۲:۴۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۱۹
0
0
پاسخ
من اصلا نمیتونم مادر همسرمو تحمل کنم فکر میکنم جدایی بهتر از دیدن مجدد اون زنه ولی از یه طرف هم برای آینده پسرم نگرانم دلمم نمیخواد همسرمو اذیت کنم بخاطر مهریه و این حرفا ولی خب من شغلی هم ندارم و نیاز به یه خونه دارم واقعا موندم توش.از همه مردا عاجزانه خواهش میکنم اینقد خونه رو برا همسرشون نا امن نکنن که حال منو داشته باشه
چیمی
|
|
۰۱:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۷
0
1
پاسخ
متاسفانه هنوز هم مادرشوهرا قصد دارن عروس روتربیت کنن.دستور میدن چی بپوشه،چی نپوشه کجا بره کجا نره...همش هم ازمون آمار میگیره.جای جاری بد ما رومیگه و جای ما بد جاری....
کی همچنینکسی رودوست داره؟حالا اگه بخواد همش بهش سر بزنه
حتی روی خرج کرد وپولمونم دخالت میکنه
این آدما اگه آرامش پسرشون براشون مهم باشه اینقد عروسواذیت نمکنن.چون دودش ب چشم پسرشون میره
۷ سال به ناحق دلمو شکوندند به جز برادرشوهرام ، ولی من دلشون رو نشکوندم ، شوهرم هم بیشتر مواقع طرفدارشون بود و دلم رو بیشتر می شکوند مگه اینکه مجبورباشه و مجبورش کنم باعث میشدن همش گریه کنم ، همش بحث کنم ، باعث میشدن احساس کنم شوهرم دوستم نداره باعث میشدن رو علاقه ی من به شوهرم تاثیربد بذاره
، آخر سر که دلمو شکوندن پیام دادم به شوهرم باهاش بحث کردم رفتم خونه ی مادرم همسرم گفت چرا نمیای اومددنبالم منم گفتم من به شرطی میام که منو نبری خونه بابات قبول نکرد گفتم پس طلاق بگیر ، یه بار میگفت میدم یه بار میگفت نمیدم بمون اونجا ، ۵ روز خونه مادرم موندم، آخرسر باهاش بحث کردم گفتم من دوستم داشته باشم وقتی تو منو دوست نداشته باشی خانواده ات روبهم ترجیح بدی نمیخوامت حتی اگه بچه هم داشتم جدا میشدم بچه اتم میدادم به خودت ، تو که کوتاه نمیای باید امشب بیای بگی ما میخوایم طلاق بگیریم فردا میبرمش دادگاه بعدش کوتاه اومد گفت من تو رو دوست دارم نمیخوام زندگیمون خراب بشه دیگه نمیبرمت قول میدم . بعد گفت دیگه خونه خواهر و برادرام هم نمیخوام بری اونا هم خانواده ام هستن . و دیگه نبرد