هرچه که بگنددنمکش می زنند وای..........
دیگه هیچ انتظاری ندارم!
ناشناس
|
|
۱۵:۳۰ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳
0
37
پاسخ
معلم هرچه هم که گفته باشه، ایشان حق دست دراز کردن نداشته! سلامتی دو تا انسان فرهیخته مشغول صحبت بودن!در صورت هر گونه توهین قانون رسیدگی میکنه
محمد
|
|
۱۵:۳۶ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳
0
46
پاسخ
اقای طاها . این معلم اگر حرفش یا عملش بفرض مجرمانه بوده بایستی از طریق قانونی محاکمه وبازخواست شود نه اینکه بعضی ها هم خودشان را قاضی میدانند وهم مامور اجرای احکام اگر اینکار باب شود سنگ روی سنگ بند نمیشود و جامعه دچار هرج ومرج میشود.. من به نوبه خودم این کار زشت وقبیح را از جانب هر فرد ومسوولی محکوم میکنم. معلمان عزیز من دست شما را میبوسم وبه این بوسه افتخار میکنم .
عباس
|
|
۱۵:۵۸ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳
1
32
پاسخ
جای تاسف است که هنوزشاهداین حرکت های ناشایست باشیم
ناشناس
|
|
۱۶:۰۵ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳
1
30
پاسخ
6 ماه حبس از نظر خود قاضی
علی
|
|
۱۶:۱۲ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳
0
45
پاسخ
آقای طاها یقینا شما از اون دانش آموزان تنبل و بی تربیت بوده ویا هستید. اگر شان معلمی حفظ می شد عده ای از آدمها مثل تو بی تربیت نمی شدند. اون مسئول یک بی فرهنگ تمام عیار است. و قانون باید جواب این بی شخصیت را بدهد. این مسئول هم مثل جنابعالی با تقلب به آن سمت دست یافته و البته از مدرسه و معلم عقده ای شده .من از شخص آن معلم دفاع نمی کنم من از مقام مظلوم معلم دفاع می کنم و از محیط مقدس مدرسه دفاع می کنم که هیچ حرمتی برایش باقی نمانده و نتیجه آنهم در جامعه امروز قابل مشاهده است که دودش به چشم همه میره وخواهد رفت.
محمد
|
|
۱۶:۲۱ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳
3
61
پاسخ
من ، معـــــــــلم هستم
زندگی پشت نگاهم جاريست
سرزمين كلمات
تحت فرمان منست
قصر پنهان منست
قاصدك های لبانم هرروز
سبزه ی نام خدا را به جهان می بخشد
من معلم هستم
گر چه بر گونه ی من
سرخی سيلی صد درد درخشش دارد
آخرين دغدغه هايم اينست :
نكند حرف مرا هيچ كس امروز نفهميد اصلا
نکند حرفی ماند ؟
نكند مجهولی
روی رخساره ی تن سو خته ی تخته سياه جا مانده ست ؟
من معلم هستم
هر شب از آينه ها می پرسم :
به كدامين شيوه ؟
وسعت ياد خدا را بكشانم به كلاس ؟
بچه ها را ببرم تا لب درياچه ی عشق ؟
غرق دريای تفكر بكنم ؟
با تبسم يا اخم ؟
با یکی بود و نبود ؟
زیر یک طاق کبود ؟
يا كلاغی كه به خانه نرسيد
قصه گویی بكنم ؟
تك به تك يا با جمع ؟
بدوم يا آرام ؟
من معلم هستم
نيمكت ها
نفس گرم قدمهای مرا می فهمند
بالهای قلم و تخته سياه
رمز پرواز مرا می دانند
سيب ها
دست مرا می خوانند
من معلم هستم
درد فهميدن و فهماندن و مفهوم شدن