ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۳ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۶
اول از سایت تابناک تشکر ویژه می کنم که تنها سایتی است که با چاپ این گونه مقالات ارزشمند به تمامیت ارضی ایران و جلو گیری از تهدید مجدد و تجزیه آن اهتمام ویژه دارد. دوما این کامنت آخر نشان از کم اطلاعی نویسنده آن دارد، اگر فارسی به زعم ایشان لهجه است و زبان نیست مایه افتخار ایرانیان است که بزرگترین اثر ادبی حماسی دنیا(شاهنامه) به فارسی است، و زبان اشعار جهانی شاعران بزرگ ایران شمالی همچون نظامی گنجویو خاقانی شروانی نیز فارسی بوده است و حتی ز بان رسمی کشور ایران در عصر زمامداری شاهان اذری زبان صفوی، افشاری و قاجاری نیز فارسی بوده، پس زبان فارسی در طول تاریخ ستون وحدت همه اقوام ایرانی و عامل اصلی حفظ هویت ایرانی بوده است و بر خلاف تبلیغات ضد ایرانیان اختصاص به قوم خاصی ندارد بنا براین هر که اهمیت زبان فارسی را انکار کند بیگانه گرا و ضد ایرانی خواهد بود.
ناشناس
|
-
|
۱۳:۰۱ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۶
مقاله کاملا غیر علمی بوده و هیچ سندیتی ندارد با فرض پذیرش اصل 15 شما کجای ایران به زبات محلی تدریس میشود فقط تدریس در مدارس منظورم بود در شهرهای ترک نشین به زبان فارسی تدریس می کنند ایا این با اصل 15 شما مغایر نیست.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۵۳ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۶
خيلي ممنون از نوسينده مقاله به خاطر مقاله بسيار جامع و خوبش اما فردي كه 9 شهرستان استان را ترك و چهار شهرستان را ترك دانسته است نه عزيزم اولا شما شهرستان اشنويه را كه 100 در صد كرد نشين است از قلم انداخته ايد دوما در استان 5 شهر ستان مهاباد بوكان اشنويه سردست پيرانشهر 100 درصد كرد نشينند و باقي شهرستان ها نيز بر خي به صورت 50 به 50 و در برخي كردها بيش از 70 در صد شهرستان را تشكيل مي دهند در شهر ستان اروميه كردها 60درصد در ماكو كردها 70درصد در چالدران كردها 70درسد در تكاب كردها 55درصد در سلماس كردها 60 درصد در خوي 35درصد درشاهين دژ 60درصد در نقده كردها بيش از 50 درصد و در باقي شهرها نيز كردها برابر با تركها هستند. براي اينكه همه چيز ثابت شود بايد در اين استان رفراندوم برگزار گردد و بعد ثابت شود كه بيش از 70 در صد استان كه اريائي كردند به ايراني بودن آن راي خواهند داد. دوست عزيز در تركيه نه تنها زبان كردي تدريس نمي شود بلكه تنها شبكه اي كه بخاطر انتخابات به زبان كردي داير شد نيز بعد از آنكه كردها به احزاب دولتي تركيه راي ندادند و به وطن پرستان كرد راي دادند نيز به حالت نيمه تعطيل درآمده است. متاسفانه در استان آذربايجان غربي آنقدر آپارتايد قومي بر ضد مردم كرد جريان داشته كه خود پانتركها فكر كرده اند در استان كردي وجود ندارد بايد هم چنين تفكري داشته باشند در شهري كه بيش از 70 درصد آن كرد است كردها حتي 0 درصد مديريتها را در دست دارند و جالب است در برخي مناطق كه 100 مردم كردند از پستهاي مديرتي تا آبدارچي ادارات تركند و بهتر است بگويئيم پانتركند و تركها همه فرصتهاي شغلي و رانتهاي اقتصادي را قبضه كرده اند و با ارائه گزارشهاي غلط به بالا كردها مخالف نظام جلوه داده و براي جوانان كردها ر اهي براي زندگي شرافتمندانه باقي نمي گذارند و جالب است مركز نيز انگار خبري از مسئله ندارند يا با سكوت خود آن را تاييد مي نمايد
اميدوارم روزي ايرانيان از چين تا مديترانه متحد شوند و فارسي زبان آن گردد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۲ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۶
مقاله بسیار با ارزشی بود که باعث شد دشمنی ناشناخته و جعل اسم جمهوری آذربایجان به جای ایران شمالی و برنامه های صهیونیزم برایم مشخص شود. همچنین لازم به ذکر است که زبانشناسان زبان های ترکی و مغولی را در یک خانواده آلتایی دسته بندی کرده اند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۳ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۶
اینم چیز جالبه کتاب البلدان، از ابن فقیه ابوبکر احمد بن اسحاق همدانی که از جغرافی دانان مشهور بود و در 290ه ق، این کتاب را تالیف کرد. در ترجمه مختصر حسن مسعودی از البلدان از انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ،سال 1349، در صفحات 128 و 130 بطور آشکار و صریح آمده است:"آذربایجان از یک سو رود ارس و از سوی دیگر مرز زنجان و حدود دیلمستان و طارم و گیلان را شامل می شود."
ناشناس
|
United States
|
۲۳:۵۴ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۶
با نویسنده فوق کاملا موافقم هستم. در این دهه پان ترکیسم ادعاهای ضدایرانی زیادی بر تمامیت ارضی کشورمان ترویج میدهد. یکی از این دروغها همان لهجه 32 بودن عربی زبان فارسی است. دیگر حدود آذربایجان تاریخی است که در اکثریت منابع تاریخی آن را جنوب ارس دانستند. بنابراین بر مسئولین کشور است که از تمامیت ارضی کشور دفاع کنند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۱۸ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۷
ترکهای ایران به ایرانی بودن خویش افتخار کرده و تحت تاثیر تبلیغات وطن فروش ها قرار نمیگیرند و لعنت بر آن کسی که معاهده گلستان را به ایران و ملت ایران چه ترک و کرد. لر .بلوچ غرب .فارس ترکمن .....تحمیل کرد. ارمنستان همسایه ایران است و باید با آنها روابط گسترده داشت.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۵ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۷
هدف اولیه دشمنان ایران ضعیف کردن زبان فارسی به عنوان زبانی است که هر ایرانی با هر زبان محلی میتواند با هم وطن خود صحبت کند. با ضعف این زبان راه برای تجزیه ایران باز میشود. هدف اصلی هم همین است. مشکل اینان فارسی زبانها نیستند. مشکل زبان فارسی است. از نویسنده که به طور گویا و علمی موضوع را شکافتند سپاسگزارم.
ناشناس
|
Sweden
|
۰۱:۵۰ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۷
در درجه اول از نویسنده بسیار ممنونم که نوشته بسیار جامع و کاملی را ارائه داده اند. درثانی، به این آقایانی که اظهار نظرهای خنده دار می کنند عرض کنم که نظر دادن در مورد زبانها امری تخصصی است و اینگونه نظرها که فارسی را لهجه ای از عربی قلمداد می کند جز اینکه افراد دانا و اهل فرهنگ را بخنداند، ثمری ندارد!
و اما در مورد دوستی که فرموده اند این سرزمین مال ترکهاست!!! عرض نمایم که سرزمین ایران به همه ایرانیان تعلق دارد و آذر بایجان همانقدر که به آذری ها تعلق دارد، به بلوچها و کردها و فارس زبانها و عرب زبانها و بختیاری ها و لر ها و خراسانی ها و دیگر مردم ایران در همه نقاط دیگر هم تعلق دارد. ایران، ملک مشاع است و سند جائی از آن به نام هیچ تیره و طایفه ای، ثبت نشده است! سومآ مردم ایران نژاد پرست نیستند، که اگر بودند در این سرزمین اکنون نشانی از ترک و عرب نبود! بلکه این گروههای تجزیه طلب و قومگرا هستند که نژاد پرست هستند چرا که حساب خود را از بقیه مردم ایران جدا می کنند و با تعصب بدنبال تیره و طایفه خود هستند. متاسفانه از زمانیکه این نوکران استعمار و کشور های عربی و ... همچون ناصر پورپیرار ( بناکننده ) میدان یافته اند تا مهملات خود را در سطح جامعه پخش کنند، عده ای ناآگاه هم به تکرار مسائل ضد ملی و ایرانی مشغول گشته اند و بر سر شاخ نشسته اند و بن می برند! امیدوارم صدا و سیما با افشای چهره پان ترکها و نوکران استعمار، راه را بر افکار تجزیه طلبانه ببندد و به فرزندان آذری بگوید که آنها گرگ زاده نیستند! بلکه فرزند کورش، اولین صادر کننده اعلامیه حقوق بشر هستند...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۵۵ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۷
فارسی لهجه عربی است؟! شما در کمال عقل این حرف را میزنید؟! من دوستان ترک زیادی دارم که بسیار هم عزیز میدارمشان. ولی متاسفانه قشر کوچکی از عزیزان ترک وقتی پای بحثهای پان ترکی میافتند چنان بیمنطق و احساسی میشوند که باورم نمیشود! آقای ترکی بود که مثلا ما را به بازدید از نقاط دیدنی ارومیه برده بود و کتیبه ای را به ما نشان میداد و میگفت در این کتیبه ادعیه ای به خط ترکی نوشته شده است: تمام آن کتیبه تاریخچه آن محل بود به زبان و خط عربی! قسم میخورم که چشمان آن دوست عزیز آن کتیبه را به "خط" ترکی میدید! "خط" ترکی!!! یا مثلا آقای دیگری را دیدم که میگفت اورارتوها و ماناها اقوام ترک ساکن این منطقه بودند و از قضا او هم روی اشیای موزه ی ارومیه نوشته های ترکی میدید!!! این دو قوم که اولی 32 قرن و دومی حدود 28 قرن پیش میزیستند ترک بودند؟! اینها فقط دو مثال بود از اینکه وقتی تعصب و احساس با بی دانشی مخلوط بشود حتی بینایی آدم را مختل میکند چه رسد به منطق! اون آقا که تاریخ هفت هزار ساله برای ترکان مینویسد و حتی نباید اسمش را آورد! پروردگارا! یا همین دوست عزیزی که معتقد است با فراگرفتن ترکی زیان اکثریت مردم ایران را یاد گرفته! برادر من، شما چطور به این نتیجه رسیدی که ترکی زبان اکثریت ایرانیان است؟! شما هم در مسجد جامع اردبیل کتیه ی ترکی میبینی درسته؟! من نوه ی دو ترک (یکی آذری و یکی خراسانی!)، یک فارس و یک کردم! در این بیست و اندی سال زندگی هم از تمام اقوام و زبانهایی که فکرش را بکنید آشنا داشته ام و به هر گوشه ای از این مملکت که تصور کنید سفر کرده ام! و هیچ مردمی جز مردم ترک را ندیدم که چنین ادعایی را مایه تسلی نگرانیهای هویتی کنند! دوستان عزیز! فرق پژوهشگری که بهر قیمتی به دنبال حقیقت است و متعصبی که هر حقیقتی را قربانی احساسات بدوی اش میکند این است: اولی دانسته های مسلم و مستند را در کنار هم میگذارد و با یک سیر منطقی به یک سری نتایج میرسد و هنگام انتشار نتایجش تمام مستندات و منطقش را هم به طور شفاف ارائه میکند، دومی کتاب نمیخواند، مقاله نمیخواند، چشمش را به روی واقعیات و گوشش را به روی حرفهای متفاوت میبندد، در عوض و جمعهای متعصب و یکدست به شدت علاقه مند است و در از بر کردن و نقل قول حرفهای بی پایه ای که در این جمعها مطرح میشود استعداد ویژه ای دارد و این جمع های غیرعلمی و متعصب تنها آبشخور فکری او هستند! ضمنا من رد نمیکنم که در سوی دیگر فارسها هم مثل همه آدمها میتوانند به چنین ورطه هایی و چه بسا بدتر از آن بیافتند. و باز ضمنا رد نمیکنم که این مقاله بیش از حد طولانی و خسته کننده بود. اما منصفانه که ببینیم هیچ استدلال مغالطه آمیز و هیچ اشاره ی بدون استناد و مرجعی نداشت. از نویسنده آن بسیار سپاسگزارم.
نظرات بیشتر