باید میگذاشتن ازدواج کنه ۱ سال نشده دست از پا درازتر بر میگشت و دستهای همین بابا رو میبوسید و نوکریشو میکرد.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۳:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
شاید هم خوشبخت میشد !!!!
مگه تو خدایی که اینده را پیش بینی میکنی مگه تو ستار العیوبی اگه امثال تو از این القائات نکنن این اتفاقات به صفر میرسه مگه ی زن مطلقه جنایت کرده که ازدواج باهاش دست از پا دراز تر میشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میگ میگ
|
|
۱۲:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
1
56
پاسخ
با قاطعیت میگم که این شخص یک روانیه!!!
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۳:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
خسته نباشی!
صمد
||
۱۴:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
واقعا كه ميگي ميگ ميگ
ناشناس
|
|
۱۲:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
0
51
پاسخ
قتل های خانوادگی شدیدا افزایش یافته.خدا به داد همه برسه.
ناشناس
|
|
۱۲:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
1
28
پاسخ
خانواده اش که دیدن این روانیه چرا نبردنش دکتر؟ چرا درمانش نکردن؟ این همه ادم با ازدواجشون مخالفت میشه کدومشون جنایت راه میندازن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ ها
رضا
||
۰۹:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
الان فهمیدن روانیه برادراش وقت گرفتن هروقت از بیمارستان مرخص شدن ببرنش پیش دکتر
سروش
|
|
۱۲:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
1
56
پاسخ
متاسفانه تو اینگونه خبر ها جزئیات رو نمینویسن
من نمیخوام در مورد این اتفاق قضاوتی کنم اما کسی چه میدونه شاید پدر و مادر و برادرای این پسر عاشق پیشه علاوه بر مخالفت با ازدواج کارهایی هم کردن یا حرفایی هم زدن که این پسر به این شکل در اومده
گاهی وقت ها یکی از اعضای خونواده یه کار اشتباهی انجام میده و خونواده به جای منطقی حرف زدن و کمک به حل مشکل بدتر روان آدم رو بهم میریزن
یکی تخقیر میکنه
یکی تهدید میکنه
یکی به ظاهر آبروش براش مهمه
اما این وسط کسی به حال اون فرد و مشکلاتش فکری نمیکنه
براستی ازدواج یه حوان مجرد با یه خانم مطلقه چه اشکالی داره؟
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۳:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
اقا سروش من درجواب کامنت های بالا مطلب شمارا نوشتم البته اگه تابی چاپ کنه و با ادبیات خودم
مجید
||
۱۵:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
مرسی آقا سروش ، حرف کاملا منطقی زدی
بقیه دوستان هم لطفا از قضاوت عجولانه پرهیز بکنن
ناشناس
||
۲۲:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۴
مطمئن باشید با مشکلات روحی که این جوان داشته اگر با دختر خاله اش هم ازدواج می کرد سال بعد تو همین سایت از قتل زنی به دشت شوهرش می خواندیم. این جوان مشکل روانی داشته
ناشناس
|
|
۱۲:۵۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
2
45
پاسخ
شبیه این اتفاق برای برادر من افتاد، که البته به خیر گذشت....
بعد از مخالفت، پدر و مادرم رو کتک زد و شب رفت بیرون توی پارک خوابید، اونجا زورگیری ازش کردند و نزدیک بود با چاقو بزنندش، به خونه اومد و افتاد به دست و پای بابام و مادرم.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۳:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
ولی برادر من پس از مخالفت با ازدواجش، رفت و پنهانی با دختره عقد کرد.
علي
|
|
۱۳:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
8
5
پاسخ
نگفتيد كجائيه !
دایی جان
|
|
۱۳:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
0
0
پاسخ
کار کار انگلیساست!!
سعید
|
|
۱۳:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
1
9
پاسخ
روست عزیز. علی. استان فارس بوده. خط سوم نوشته
ناشناس
|
|
۱۴:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۳
4
18
پاسخ
جانی کثیف آتیش بزنید چنین انسانی حیوان صفتی را پدر ومادر حرمت دارند به آنان آه نباید گفت چه رسد به کشتن آنان
مگه تو خدایی که اینده را پیش بینی میکنی مگه تو ستار العیوبی اگه امثال تو از این القائات نکنن این اتفاقات به صفر میرسه مگه ی زن مطلقه جنایت کرده که ازدواج باهاش دست از پا دراز تر میشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!