قسم میخورم این سیب زمینی که رایگان به دست مردم رسیده به صورت تقریبا رایگان هم از کشاورز بدبخت خریده میشه. خدا بهشون صبر بده.
ناشناس
|
|
۱۴:۴۵ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۲
0
0
پاسخ
سلام خیلی وقت سیب زمینی در شهرستان های استان زنجان پخش می شود
من در شگفتم که چرا شما همه خبر ها را لحظه به لحظه می فرستید از ای خبر سیب زمینی دیر مطلع شدید
با تشکر
ناشناس
|
|
۱۴:۴۵ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۲
0
0
پاسخ
يك سوال جدي؟؟
آقايان در وزارت جهادكشاورزي و بازرگاني چه مي کنند؟؟؟ آيا وزارت عريض و طويل بازرگاني وظيفه اي جز تنظيم بازار بر عهده دارد؟ وزارتخانه اي كه توان تنظيم كاشت و برداشت سيب زميني و پياز مملكت را نداشته باشد واقعا به چه دردي ميخورد؟؟
بدبخت كشاورز سيب زميني كار كه يكسال بايد كل زحمتش بخاطر اهمال مسئولين امر بر باد برود و بيچاره مردم كه در همان سال بايد پياز را كيلويي 1000 تومان بخرند و... سال بعد درست همين اتفاق برعكس رخ ميدهد و در هر دو صورت مردم ضرر ميكنند و آقايان به اصطلاح مسئول ككشان هم نمي گزد؟؟
ناشناس
|
|
۱۴:۵۱ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۲
0
0
پاسخ
حالا که پول نفت روی سفره ها نیومد چرا بعضعی ها با سیب زمینی مجانی مخالفند!
ناشناس
|
|
۱۵:۱۰ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۲
0
0
پاسخ
در منطقه الموت نیز سیب زمینی رایگان توزیع شده است به مسوولین روستایی گفته شده است که این سیب زمینی های ارسالی برای غزه است .
ناشناس
|
|
۱۵:۱۵ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۲
0
0
پاسخ
عجب كه در انتخاب رئيس جمهور ايران هم سيب زميني مي تواند نقشي بس عظيم داشته باشد .
ناشناس
|
|
۱۵:۱۷ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۲
0
0
پاسخ
در بخشهايي از استان فارس بخصوص فيروزآباد توزيع شده و البته اضافه آن خوراك حيوانات اهلي
ناشناس
|
|
۱۵:۱۸ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۲
0
0
پاسخ
بابا تمومش كنيد سيب زميني كه ارزانترين خوراكي توي مملكت ماست گيريم كه با نيتي توزيع شده حال كه عدهاي بهره بردهاند چه اشكالي دارد جمعي هم از اين جريان چند روزي غذا بخورند ايرادي دارد .
ناشناس
|
|
۱۵:۲۰ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۲
0
0
پاسخ
در دانشگاه مشهد سیب زمینی مجانی به هیئت علمی و کارمندان میدهند و میگویند این به مناسبت جشن هسته ای است!! رابطه سیب زمینی و انرژی هسته ای پیدا شد!!
ناشناس
|
|
۱۵:۲۰ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۲
0
0
پاسخ
من که این خبر را خواندم، به مصداق ضرب المثل/مصراع "تو مو می بینی و من پیچش مو" ، در این مسئله سیب زمینیها تعمق فراوانی کردم و به نتایج جالبی رسیدم، از جمله توانستم برای یکی از بزرگترین سوالات فعلی جامعه پاسخی بیابم و آن سرنوشت 270 یا به تعبیری 305 میلیارد دلار درآمدهای نفتی. درواقع این پول بین جامعه بصورت سیب زمینی وار توزیع شده است و حالا به یکی بیشتر رسیده به یکی کمتر (کوپنی که نبوده که حالا به همه مساوی برسد؛ ضربتی تقسیم شده رفته پی کارش!) و اثراتش هم همین بی نظمیها و متاسفانه درکنار آن، افزایش وحشتناک نقدینگی و بعدهم به تبع آن، تورم است.
یعنی چون این خرجها ابزار تولید نشده که به اینترتیب تولید ادامه داشته باشد و تازه اشتغال هم ایجاد کند (یعنی بجای فکر برای "سیب زمینی کاری"، به فکر خود سیب زمینیهای روی دست مانده بوده اند)، درنتیجه مثل سیب زمینیها، زیاد یا کم، خوب یا بد، توزیع شده، مصرف شده (یاگندیده) و تمام شده رفته دنبال کارش. بعد از اتمامش هم، دلاری که دولت آنها را با آن وارد کرده تمام شده؛ و یا دلار نفتی را فروخته و ریال کرده و آنها را از داخل کشور خریده، ریالش مانده ولی مابه ازایش، مثل این سیب زمینیها یا مصرف شده یا حرام شده و تمام شده. بنابراین ریالهای مربوطه بدون پشتوانه باقی مانده است (درحالیکه اگر سرمایه گذاری می شد، سرمایه باقی می ماند بصورت کارخانه و خط تولید و دانش و مهارت کسب شده نیروی انسانی و ..) .
مثال بهتر دیگر اینکه؛ با افزایش قیمت زمین و خانه، کسانیکه در نقاط دوری که یکدفعه زمینشان به هرصورت قیمت پیداکرده بود، برد کردند؛ یا آنهایی که در شهرها در اوج قیمت زمین و خانه هایشان را تبدیل به احسن کردند؛ یا دلالیها در این انبوه واردات؛ پولی که گیرآنها آمد واقعا ارقام نجومی بوده و زندگیشان را از این رو به آن رو کرده. البته این امر در گذشته هم بوده، اما واقعا الان، اگر ما به کسی که سوار ماشین خوبی است نگاه کنیم، برعکس گذشته که فکر می کردیم به احتمال قوی باید پدرش پولدار باشد، اصلا اینطور نیست و احتمال زیادی دارد که از این پولدارهای یک شبه بوده که نه تنها زحمت نکشیده (البته ممکنست آدم زحمت کشی باشد؛ اما نه برای این پول!) بلکه حتی کلاهبرداری هم نکرده!! همینجوری پوله خودش سیب زمینی وار آمده و توزیع شده توی جیبش!
یک مثال بزنم؛ یکبارکه از فرودگاه برمی گشتم، با یک کارمند فرودگاه که ماشین فرسوده ای داشت و مسافرکشی می کرد آمدم. ولی همین فرد یک برادرزنی داشت که یک ماشین بسیار گران قیمت کره ای داشت. واقعا الان دیگر مرز فقیر و غنی به آنصورت قشرهای مجزای اجتماعی نیست. تاحدودی سیب زمینی وار است، یعنی به یکی رسیده و دارد می ترکد؛ اما برادر و شوهر خواهر و ... همان آدم دارد از گرسنگی زجر می کشد. جالب این بود که راننده مربوطه دل بسیار پردردی داشت، ولی بنوعی راضی بنظر می رسید که فامیل نزدیکش یک ماشین گرانبها دارد، و لابد او هم می تواند سوارش بشود و بقول معروف، حالش را ببرد. غافل از اینکه "نه اینطوری و نه آنطوری" ؛ اگر درست تقسیم می شد؛ اینطور نبود که به یکی سیب زمینی اصلا نرسد، اما دیگر آنقدر ببرد که خراب شود. حالا البته این سیب زمینی است، اما ما مثالهای زیادی داریم که این "توزیع" های سیب زمینی وار واقعا، وقتی که بصورت یک سیاست دربیاید، اثرش وحشتناک است؛ و تازه اثرات روحی و روانی و اخلاقی و اثراتی که بر فرهنگ کار (نیمه جان) ما می زند، باز بمراتب وحشتناکتر است. برخی از این امتیازات مستقیما بصورت سیب زمینی، وام، سهام و غیره توزیع می شود، اما بعضی مثل آن جریان زمین، بطورغیرمستقیم، به برخی افراد "مستعد" می رسد. بهرحال خدا بخیر کند.