آنهایی که هی می گویند میرحسین بیست سال کنار بوده و ناشناخته است و تا مواضعش را اعلام نکند نمی توان به او رای داد، بفرمایند ببینیم، مگر در انتخابات نهم، احمدی نژاد شناخته شده بود که کاندیدا شد؟ چرا در آن زمان این حرف ها را نمی زدید؟ میرحسین که لااقل هشت سال کارنامه دوران جنگ را با خود دارد. احمدی نژاد کدام کارنامه را داشت؟ چطور کسی نگفت او تازه وارد به مدیریت است؟ احتمال رای آوردن او، در مدیریت کلان کشور، چه مسائلی را در پی دارد؟ شاید فکر می کردند عددی نیست و رای نمی آورد، لذا بهتر دیدند سکوت کنند تا بیخود بزرگش نکنند. ولی حالا احساس می کنند میرحسین رای می آورد، هی شبهه ایجاد می کنند. مهمترین مسئولیت احمدی نژاد قبل از ریاست جمهوری اش، حدود یکی دو سال شهرداری تهران بود. یعنی آقایان فکر می کنند، هشت سال نخست وزیری دوران دفاع مقدس، به اندازه سابقه یکی دوسال شهرداری تهران نیست؟ بابا خیلی با انصافید.
ناشناس
|
|
۲۰:۱۵ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۶
0
0
پاسخ
خيلي از سوال هاي شما در سخنراني هاي ايشان جواب داده شده. البته در مورد ورود ايشان جاي سوال دارد
ناشناس
|
|
۲۰:۴۳ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۶
0
0
پاسخ
هر چند به نظر نمیاد این نظر منعکس بشه ولی من معتقدم بعد از ورود اقای خاتمی و مشخص شدن احتمال بالای پیروزی ایشان، حکمی بر مهندس موسوی مبنی بر حضور در صحنه از طرف مقامات مافوق وارد شده تا بدین ترتیب با توجه به قرار اقای خاتمی مبنی بر یا ایشان یا مهندس موسوی، به هر نحو ممکن از حضور اقای خاتمی جلوگیری شود "هر چند با احترام"
ناشناس
|
|
۲۱:۴۷ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۶
0
0
پاسخ
لطفا توجه کنید که در قانون اساسی ایران هیچگاه از رجل به معنای مردان استفاده نشده بلکه از کلمه رجال به معنای فردی برجسته استفاده شده است. اگر این عمل از روی بی اطلاعی و کم سوادی نویسنده باشد بای به حال وی گریست که خود را نظریه پرداز نیز می داند. اما اگر از روی عمد و به دلیل باشد باید بدانند که با رایج کردن این کلمه چیزی از قانون اساسی ایران کم نخواهد شد چون تنها عوام آن هم عوام کوته فکر این عبارت رااز شما می پذیرند و این خواصند که در بازنگری قانون اساسی نقش خواهند داشت.
ناشناس
|
|
۲۲:۰۲ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۶
0
0
پاسخ
با عرض سلام 1-آنقدر که نویسنده محترم تأکید برهمفکری میرحسین با خاتمی و با توجه به دیگر مطالب این بر می آید که این دو عزیزهردو1فکر دارند ولی با توجه به صحبت های اخیر میرحسین این به ذهن می رسد که بین فکر میرحسین و جناب آقای خاتمی تفاوت وجود دارد 2-نویسنده گرامی برای اینکه منصف بودن را حفظ نماید نباید اینطور تندآمیز به رقیب بازد و باید قضاوت را به مخاطب بسپارد نه اینکه چهره ی رقیب را اینطور خراب کنند،برای مثال در مورد ترور آقای خاتمی یک نفر از جریان رقیب خواستار محافظت بیشتر از ایشان شد نه ترور ایشان 3-در مورد استقبال از آقای خاتمی در بوشهروشهرهای بین شیراز و بوشهر مثل چنارشاهیجان و حتی یاسوج مانند شیراز از آقای خاتمی استقبال نشد،پس اینطور نباید به مخاطب القا کرو که در صورت بودن آقای خاتمی ختما رأی می آوردند 4-از پرسش4 مشخص است که میرحسین با اینکه اصلاح طلب است اما به قول رهبری یج اصلاح طلب اصول گراست و مانند اصلاح طلبان تندروی که حتی طرح عبور از آقای خاتمی را دادند نیست و مسلما با مشارکتی ها و مجاهدین و کارگزارانی همفکر نیستند 5- باز هم با توجه به پرسش4 اصلاح طلبان با کارهایی که می خواستند انجام نهند و کشور را از سرتا پا غربی کنند که حتی خود اقای خاتمی هم عرض فرمودند که علاوه بر بینش باید کنش را هم برای توسعه غربی کرد که آقای میرحسین با این دیدگاه(با توجه به بازگشت به اصول)مخالف است
ناشناس
|
|
۲۲:۰۴ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۶
0
0
پاسخ
با عرض سلام
1-آنقدر که نویسنده محترم تأکید برهمفکری میرحسین با خاتمی و با توجه به دیگر مطالب این بر می آید که این دو عزیزهردو1فکر دارند ولی با توجه به صحبت های اخیر میرحسین این به ذهن می رسد که بین فکر میرحسین و جناب آقای خاتمی تفاوت وجود دارد
2-نویسنده گرامی برای اینکه منصف بودن را حفظ نماید نباید اینطور تندآمیز به رقیب بازد و باید قضاوت را به مخاطب بسپارد نه اینکه چهره ی رقیب را اینطور خراب کنند،برای مثال در مورد ترور آقای خاتمی یک نفر از جریان رقیب خواستار محافظت بیشتر از ایشان شد نه ترور ایشان
3-در مورد استقبال از آقای خاتمی در بوشهروشهرهای بین شیراز و بوشهر مثل چنارشاهیجان و حتی یاسوج مانند شیراز از آقای خاتمی استقبال نشد،پس اینطور نباید به مخاطب القا کرو که در صورت بودن آقای خاتمی ختما رأی می آوردند
4-از پرسش4 مشخص است که میرحسین با اینکه اصلاح طلب است اما به قول رهبری یج اصلاح طلب اصول گراست و مانند اصلاح طلبان تندروی که حتی طرح عبور از آقای خاتمی را دادند نیست و مسلما با مشارکتی ها و مجاهدین و کارگزارانی همفکر نیستند
5- باز هم با توجه به پرسش4 اصلاح طلبان با کارهایی که می خواستند انجام نهند و کشور را از سرتا پا غربی کنند که حتی خود اقای خاتمی هم عرض فرمودند که علاوه بر بینش باید کنش را هم برای توسعه غربی کرد که آقای میرحسین با این دیدگاه(با توجه به بازگشت به اصول)مخالف است
ناشناس
|
|
۲۲:۰۸ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۶
0
0
پاسخ
از نویسنده تشکر می شود که تا حد زیادی سوالات لازم را مطرح کرده اند. امیدوارم جناب آقای موسوی و ستاد انتخاباتی ایشان با پاسخ به این سوالات و روشن کردن افکار عمومی نگرانی ها را برطرف نمایند.
ناشناس
|
|
۲۲:۰۹ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۶
0
0
پاسخ
نویسنده محترم جریانات را بصورت مبهم بیان کرده و در حقیقت ابهام سازی نموده و سپس پرسشهایی مطرح کرده که به آن ابهامات دامن بزند.
شما که در آن زمان مدیر بوده اید باید حداقل حدس بزنید که چرا موسوی 20 سال مهر سکوت بر لب زد و به قول خودتان حتی از عملکرد دولتش دفاع نکرد.
و اینکه آیا موسوی شرایط خاصی را در کشور دید؟ بله ، کیست که شرایط خاص کشور را که آدمهای خودمان و نه دشمنان بوجود آورده اند نبیند و نداند؟
بنظر من اینکه خاتمی از موسوی خواست که کاندید شود خودش به اندازه کافی معنادار است.
و این تردید طولانی جناب میرحسین کاملا پذیرفتنی است. شما موانع پیش روی ایشان را ببینید و بعد قضاوت کنید.
و اینکه چرا از رفتن خاتمی استقبال کرد ، جناب خاتمی عزیز ما گرچه بدنبال این جریان پرسش انگیز و ظاهرا ناپسند منصرف شد اما انصرافش دنیایی حرف در خود داشت. فقط برای نمونه ببینید که با انصراف ایشان چه پروژه های تخریب که برای ایشان تدارک دیده بودند و ناکام ماند، حتما این را باور می کنید که برخی از این خدانشناسان برای اظهار دشمنی با سید محبوب ما حاضر بودند مملکت را به آتش بکشند.
درست است که خاتمی بزرگواری کرد که کنار رفت اما انصراف او آب سردی بود که بر آتش کین برخي از خدا بیخبران پاشیده شد، آتشی که بزودی دودش در چشم این ملت بینوا میرفت. خاتمی از وقوع فتنه های بزرگی جلوگیری کرد که در زمان ریاستش آرامش کشور و مردم را ربوده بود.
و اما اصلاح طلب بازگشت کننده به اصول کاملا واضح است. خود آقای خاتمی، بارها در سخنانش از بازگشت به اصول گفته است.
شما خودتان اگر از اصولگرایان نباشید میدانید که برخي از آنها نه کاری به اصول و مبانی دینی دارند و نه اصول انقلاب ما که آنرا اسلامی میخوانیم.برخي مدعيان اصولگرايی احکام صریح دین را براحتی زیرپا میگذارند: حرمت دروغ و تهمت و توهین به مسلمین درنزد این گروه از بین رفته، کرامت انسانها را زیر پا گذاشته اند و مردم مسلمان را یک گروه ... فرض کرده اند.
اصول انقلاب را کنار گذاشته اند که نمونه آن آزادی است. من با بی بندوباری مخالفم اما نه اینکه یک سایت خبری را که تنها سایت خبری مدافع نظام(در زمان خودش) بود پلمپ کنند ؛ به چه جرمی؟ به جرم آگاه کردن؟
از یکسو فریاد عزت سر میدهند و از سوی دیگر در پایان یک نمایش بسیار زشت و تأسفبار از اسیران انگلیسی آنان را با بدرقه و هدایا راهی میکنند؛ این است عزت؟
از سویی کاسه داغتر از آش میشوند و موضوع هولوکاست را پیش میكشند و از سوی دیگر از دوستی با مردم اسرائیل سخن میگویند.کشوری که در زمان غیر این باصطلاح اصولگرایان کسی جرات نداشت بجز با نام رژیم اشغالگر از ان یادی کند.
آنقدر نمونه ها زیاد است که مثنوی هفتادمن کاغذ میشود.
آنوقت شما میگویید کدام اصول؟
بهتر است خودمان را به نادانی نزنیم
ناشناس
|
|
۲۲:۵۳ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۶
0
0
پاسخ
مردان كروبي، مردان خاتمي، و مردان احمدي نژاد شناخته شده و در صحنه هستند. مردان موسوي چه كساني هستند. آنها را معرفي كنيد. با شناختن مردان ميرحسن موسوي خود او هم شناخته ميشود.
ناشناس
|
|
۰۰:۴۲ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۷
0
0
پاسخ
سلام عليكم ؛ اين يادداشت شما به عنوان منتخب در ستون خواندنيهاي وبسايت حزب الله مي رزمد درج گرديد .