ایشان نکات بسیار جالبی را مطرح کرده اند؛ اما بهرحال بیشتر به آنچه که رخ داده اشاره کرده اند و نه علل آن. اگر دولتی نتوانسته جهان را مدیریت کند یا جامعه مدنی بوجود آورد، این فقط معلول است که همه می دانیم. مشکل در پس صحنه است.. که همان ترجیح منافع فردی و گروهی به منافع کشور است؛ که هم باعث فقدان انگیزه برای ساخت کشور می شود و هم البته موجد اختلاف و کشمکش مابین نیروها می شود.
حالا اگر کسی می خواسته خدمت کند، یا دیگران با وی هماهنگ نبوده اند! یا او با دیگران!!
دنبال راه حلهای فوق معمولی (نرمال، عادی، طبیعی؟ هر 4 اصطلاح به یک معنی است دراینجا؟) باشیم...فقط کافیست یک فرد معتدل بیاید و بقیه نیروها با وی همکاری داشته باشند و نیروهای افراطی را هم به حاشیه برانند.
من الان چند سال است مالزی هستم و هروقت از مالزی تعریف می کنند در ایران، واقعا خنده ام می گیرد...درواقع راه پیشرفت (نه چندان همه جانبه) مالزی بسیار ساده بوده است...ساده تر از آنکه فکرش را بکنید...هیچ کار فوق العاده و شق القمری هم انجام نشده است...
در یک کلام: "رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود"
ما مرتب می سازیم، خراب می کنیم ...می سازیم، دوباره خراب می کنیم..الی الابد..بعد هم باز متعجبیم چرا پیش نمی رویم.
البته یک نکته فرعی، مدل توسعه دراینجا اینست که درست برعکس ایران، که مردم در ماهواره و تکنولوژی روز غرقند و الان زبان فارسی یکی از زبانهای اصلی اینترنت شده است (کافیست یک کلمه مشترک فارسی و عربی را در گوگل سرچ کنید تا بفهمید!!) و خلاصه جلوتر از دولت هستند؛ در مالزی کاملا برعکس است و برای مردمان عقب مانده، مرتب تکنولوژی و فرهنگ (تکنولوژیک) جدید می آورند بدون آنکه آنرا مغایر با فرهنگ خود بدانند؛ و مردم هم با طمانینه و بدون دستپاچگی و همراه با حفظ عناصری از فرهنگ خود، بتدریج تکنولوژی را جذب می کنند و حرص خاصی هم در جلورفتن ندارند. همه را می بینی که آرام و بدون آنکه بخود فشار بیاورند حرکت می کنند و دولت هم همیشه جلوتر از مردم است در اجرای پروژه ها. حالا در ایران مردم بشدت و زیگزاگی درحال دویدن هستند و دولت هم باسرعت دور خودش می چرخد. صدها برابر (البته با اغراق!!) انرژی مصرف می کنیم؛ آخرش نه تنها دولت از مردم و نیازهایشان عقب است، بلکه اصلا نمی دانیم داریم جلو می رویم، عقب می رویم...چپ یا راست..بدتر اینکه اصلا نمی دانیم کدام طرفی برویم خوب است..!!
درواقع هم هروقت ما ثبات مدیریتی داشتیم بخصوص اوایل زمان آقای هاشمی و اواخر دوره خاتمی، اوضاع بتدریج خوب شده و خیلی هم خوب پیش رفته است.
شما هم بجای این نظریات فوق عادی(نرمال، طبیعی یا معمولی) به فکر یک دولتی باشید که نیروهای منطقی و دلسوز را (البته و صد البته نه فقط از اصولگرایان) جمع کند، نیروهای افراطی را از هر طیف به حاشیه براند، و براساس چارچوبهایی که داریم، فقط "آهسته و پیوسته رویم" ...
نه تنها همه چیز درست می شود...بلکه قول می دهم شعار "هنر نزد ایرانیانست و بس" (یا صورت درست آن از فردوسی: هنر نیز ز ایرانیان است و بس) در عرض 20 سال محقق شود.
ناشناس
|
|
۲۲:۰۴ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
0
0
پاسخ
شاید برای اولین بارهائيست است که مطلبی جدی و بدون ابهام از آقای محسن رضایی خواندم.
ناشناس
|
|
۲۲:۳۰ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
0
0
پاسخ
سلام
ضمن احترام به نظرات آقای دکتر، عقایدشان را تا حد10-15 درصد مفید می دانم. مشکل پایه و ریشه ای در کشور ما، نبود قانون صریح و شفاف می باشد.
ناشناس
|
|
۲۳:۱۲ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
0
0
پاسخ
وقتی در مملکت نمایندگانی وجوددارند که فقط فکر منافع خودشان هستند و یا اینکه بعضادر کارهای اجرایی از قوه مجریه بیشتر مدیریت می کنند چگونه می توانی مدیرانی موفق در قوه مجریه پیدا کنی
ناشناس
|
|
۲۳:۲۹ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
0
0
پاسخ
راننده پایه یک یا پایه 2 ؟! پس با این حساب باید داشتن گواهینامه رانندگی یکی از شرایط جدید کاندیدای رییس جمهوری باشد!
ناشناس
|
|
۰۰:۰۰ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۵
0
0
پاسخ
دوستان عزیز سلام این را بدانید که خدا وند سرنوشت قومی را تعغییر نمیدهد مگر اینکه ان قوم بخواهند من نمیدانم چرا همه به خون احمدی نژاد تشنه اند اما به امید خدا او امسال رئیس جمهور دهم ایران است
ناشناس
|
|
۰۳:۰۲ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۵
0
0
پاسخ
به نظر بنده از آنجا که انقلاب اسلامی ویژگی های خاص خود را دارد و قابل قیاس با دیگر کشورها نیست در بعد توسعه و مدیریت هم قابل قیاس نیست. بهترین مدل مدیریتی را امام ارائه داده اند ولی متاسفانه آقایان نمیخواهند عمل کنند و سعی میکنند از تئوری های موجود در اقتصاد، سیاست، و .. استفاده کنند حال آنکه امام یک تئوری جدید ارایه کردند و آن هم مردمی بودن بمعنای دقیق کلمه. مادامی که آقایان در شهرک ... در خانه های ... زندگی میکنند درد قشر مستضعف را نمیفهمند. اگر نهضتی ایجاد کنید و دسته جمعی از بالا شهر به پایین شهر و یا جتی شهرستانهایتان مهاجرت کنید و در میان مردم عادی بصورت واقعی زندگی کنید آنگاه این مردم بهترین یار و مددکار شما خواهند بود و از دل همین مردم مدیران خوب لایق بیرون خواهد آمد.
ناشناس
|
|
۰۳:۲۰ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۵
0
0
پاسخ
ای کاش میشد که همواره از نظریات ایشان بهره مند شد ، پردازش مسائل به شکلی که قابل فهم عامه باشد در هدایت افکار عمومی نقش بسزایی دارد، اینکه مردم باید بدنبال چه باشند و چه باید کرد از وقتی که آقای دکتر رضایی در این سالها در جرگه سیاسی قدم نهاده اند ( شاید به خاطر اینکه در اجرائیات حضور واقعی نداشته اند و یا شاید عوامل اجرایی تحمل حضور واقعی و فعال ایشانرا نداشته اند )کمتر دچار لغزش در عمل و به طور قوی در تئوری شده اند پاسخگویی ایشان به مردم و رهبری معظم انقلاب از بارزترین خصویات ایشان است که وقتی با آرمانخواهی و همراه با تئوری های قوی اجرایی ایشان ممزوج میشود از ایشان فردی میسازد که میتوان گفت علیرغم نامهربانیهای فراوانی که در حق ایشان ( آنهم به این گناه که شاید از سپاه بیرون آمده اند که قطعا با اجازه مقام معظم رهبری بوده است ) شده است ،برای فضای سیاسی کشور بسیار مفید بوده اند ، میگویند که ایشان با طرح دولت ائتلافی بدنبال سهم خواهی است و بعضی در جواب ایشان میگویند که دولت شرکت سهامی عام نیست ، باید گفت که دولت یک شرکت سهامی خاص نیز نباید باشد حذف ایشان از صحنه سیاسی کشور با شیوه هایی که مخالفان ایشان تاکنون داشته اند با ناکامی مواجهه شده است و انشاء الله هیچوقت به واقعیت نخواهد انجامید و دلیل آنهم اعتقاد راسخ ایشان به داشته ها و آموزه هایی است که در کوران انقلاب اسلامی و مقاطع مختلف آن ، خود را به آن صفات برجسته مزین کرده اند از جمله صبر و پایداری ، ولایتمداری و ذکاوت و موقع شناسی و همچنین فراگرفتن و اجرایی کردن درسهای مهم و مفید مقام معظم رهبری از جمله دشمن شناسی.باشد که ملت بزرگ و امت شهید پرورمان بتواند از این ذخیره نخبگی به نحو احسن استفاده کند
ناشناس
|
|
۰۸:۰۰ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۵
0
0
پاسخ
بهتر بود اگر ایشان رانندگی را مثال زده اند، دیگر جاده سازی را نمی فرمودند؛ چون کاملا امری است جدا و ربطی به رانندگی ندارد و اصولا نمی توان تصورکرد راننده ای به جاده سازی مشغول شود (این تشبیه تنها هنگامی می تواند درست باشد که بخواهد امر محالی را نشان دهد؛ درصورت آنکه ایشان در نهایت آنرا ممکن دانسته و حتی قبل از آن، اینکار را توسط ارکان نظام و رهبری و مجمع انجام شده دانسته اند). بهرحال تشبیه صحیح (برای رانندگی) اینست که "رانندگی همراه با آدرس بلد بودن و ناوبری" که در کشورهای پیشرفته با نقشه های کامل و دستگاههای جی پی اس و ... بسیار راحت است، اما درایران خود پیداکردن راه مشکل است.راستی این درصدها اگر اینقدر دقیق است، پیشنهاد می کنم که اعشار آنرا حذف نکنیم؛ مثلا بگوییم رانندگی در 73 ممیز 345 هزارم موارد صحیح بوده!!!!
ناشناس
|
|
۰۸:۱۵ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۵
0
0
پاسخ
با سلام آقای دکتر شما با این نظرات کارشناسی تان زمان جنگ چرا این همه جوان را به اسم جنگ و سیاست به کشتن دادید راستی زمان انتخابات یادم هست قسم خوردید که به آبروی حضرت زهرا من کنار نمی روم ولی به دلایلی رفتید چرا قسم خود را شکستید شما اگر رییس جمهور شوید همه چیز را درست می کنید نظر تا عمل خیلی راه است آقای دکتر
حالا اگر کسی می خواسته خدمت کند، یا دیگران با وی هماهنگ نبوده اند! یا او با دیگران!!
دنبال راه حلهای فوق معمولی (نرمال، عادی، طبیعی؟ هر 4 اصطلاح به یک معنی است دراینجا؟) باشیم...فقط کافیست یک فرد معتدل بیاید و بقیه نیروها با وی همکاری داشته باشند و نیروهای افراطی را هم به حاشیه برانند.
من الان چند سال است مالزی هستم و هروقت از مالزی تعریف می کنند در ایران، واقعا خنده ام می گیرد...درواقع راه پیشرفت (نه چندان همه جانبه) مالزی بسیار ساده بوده است...ساده تر از آنکه فکرش را بکنید...هیچ کار فوق العاده و شق القمری هم انجام نشده است...
در یک کلام: "رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود"
ما مرتب می سازیم، خراب می کنیم ...می سازیم، دوباره خراب می کنیم..الی الابد..بعد هم باز متعجبیم چرا پیش نمی رویم.
البته یک نکته فرعی، مدل توسعه دراینجا اینست که درست برعکس ایران، که مردم در ماهواره و تکنولوژی روز غرقند و الان زبان فارسی یکی از زبانهای اصلی اینترنت شده است (کافیست یک کلمه مشترک فارسی و عربی را در گوگل سرچ کنید تا بفهمید!!) و خلاصه جلوتر از دولت هستند؛ در مالزی کاملا برعکس است و برای مردمان عقب مانده، مرتب تکنولوژی و فرهنگ (تکنولوژیک) جدید می آورند بدون آنکه آنرا مغایر با فرهنگ خود بدانند؛ و مردم هم با طمانینه و بدون دستپاچگی و همراه با حفظ عناصری از فرهنگ خود، بتدریج تکنولوژی را جذب می کنند و حرص خاصی هم در جلورفتن ندارند. همه را می بینی که آرام و بدون آنکه بخود فشار بیاورند حرکت می کنند و دولت هم همیشه جلوتر از مردم است در اجرای پروژه ها. حالا در ایران مردم بشدت و زیگزاگی درحال دویدن هستند و دولت هم باسرعت دور خودش می چرخد. صدها برابر (البته با اغراق!!) انرژی مصرف می کنیم؛ آخرش نه تنها دولت از مردم و نیازهایشان عقب است، بلکه اصلا نمی دانیم داریم جلو می رویم، عقب می رویم...چپ یا راست..بدتر اینکه اصلا نمی دانیم کدام طرفی برویم خوب است..!!
درواقع هم هروقت ما ثبات مدیریتی داشتیم بخصوص اوایل زمان آقای هاشمی و اواخر دوره خاتمی، اوضاع بتدریج خوب شده و خیلی هم خوب پیش رفته است.
شما هم بجای این نظریات فوق عادی(نرمال، طبیعی یا معمولی) به فکر یک دولتی باشید که نیروهای منطقی و دلسوز را (البته و صد البته نه فقط از اصولگرایان) جمع کند، نیروهای افراطی را از هر طیف به حاشیه براند، و براساس چارچوبهایی که داریم، فقط "آهسته و پیوسته رویم" ...
نه تنها همه چیز درست می شود...بلکه قول می دهم شعار "هنر نزد ایرانیانست و بس" (یا صورت درست آن از فردوسی: هنر نیز ز ایرانیان است و بس) در عرض 20 سال محقق شود.