وقتی فرزند شهید، آدم شکست خورده ای میشه، بعضی از بی انصافها میگن: این هم از فرزند شهدا. و وقتی مثل بقیه مردم تلاش میکنه تا موفق باشه، میگن از سهمیه و امتیاز و ... استفاده کرد. من نمیدونم چی بگم دیگه ...
ناشناس
|
|
۱۱:۴۲ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۸
0
0
پاسخ
خوب است به جای کارهای تبلیغاتی کمی به فکر بازماندگان شهداء که در وضعیت سختی زندگی می کنند باشیم. این خبر را که خواندم به یاد شعر حافظ افتادم که می گوید : « وای اگر از پس امروز بود فردایی »
ناشناس
|
|
۱۱:۴۶ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۸
0
0
پاسخ
با سلام بر تمام شهیدان انقلاب
عزیزم تا بوده همین بوده.اگر بابای شما یک شغل آزاد داشت و می گفت به من چی که جنگ شده ومیرفت یک گوشه امنی انتخاب می کرد شاید سرنوشت شما اینطور رقم نمی خورد.ولی افتخار کن به بابا وخودت این مشکلات هم تمام میشه.اگر مثل من هم 15 سالگی به جبهه میرفتی و جانباز میشدی .برای گرفتن چوب زیر بغلی به بنیاد جانبازان مراجعه میکردی وجوابت را می دادند مگر برای من رفتی، نمی رفتی، چی؟
ناشناس
|
|
۱۲:۴۹ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۸
0
1
پاسخ
عزيز برادر من
فرزند محترم شهيد
صداي پر دردت را شنيدم
من نيز چون تو افتخار و لياقت داشتن پدر شهيد را دارم
دارا بودن يك پدر شهيد باعث فخر و مباهات است
اگرچه پدري از بين ما رفته است اما ما شهيدي را به دست آورده ايم كه خداوند جان او را خريداري كرده است
بالاخره پدر ما نيز روزي از بين ما ميرفت و چه رفتني بهتر از شهادت
اينها شعار نيست
كمي انديشه كن در اين معنا
من كه خودم به خودم ميبالم از افتخار داشتن يك پدر شهيد
تو نيز ببال و سر بلند دار
مشكلات براي همه هست وبسا كساني كه سرپناهي ندارند
دنيا داري است با بلا پيچيده شده
الدنيا دار بالبلاء محفوفه
انشاءالله پدران نيكفرجاممان دستمان را در آخرت بگيرند همچنانكه در اين دنيا نيز دعايشان بدرقه راهمان است
شك نكن
دوستدارت رضا اسماعيلي فرزند شهيد غلامعلي اسماعيلي
ناشناس
|
|
۱۳:۱۳ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۸
0
0
پاسخ
وای بر ما
واقعا که معنای تکریم شهید وفرهنگ شهادت رو فهمیدیم
به جای هزینه های میلیاردی برای مراسم یادبود شهدا و تبلیغات لطفا کمی هم به فکر بازماندگانشان باشیم
ناشناس
|
|
۱۳:۱۴ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۸
0
0
پاسخ
درود به روان پاک پدر شما که سینه خودرا آماج گلوله های دشمن قرار داد تا امثال ماها آسوده زندگی کنیم. آنهائی که عنوان میکنند "به ما چه نمیرفتند (نمیرفتید ) جبهه" حق دارند پدر امثال شما جان دادند تا اینگونه آدمهای نمک نشناس از اینگونه سخنان بگویند.
خدایا به خودت پناه میبرم از این همه نمک نشناسی.
ناشناس
|
|
۰۸:۵۹ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۹
0
0
پاسخ
نمي دانم به فرزند شهيد بودن خود ببالم واز جايگاه پر حرمت پدر خويش بسرايم و يا بسان بسياري از فرزندان شهيد اين مملكت دردهاي ناگفته خودرا با تمام اعماق وجود فرياد زنم. راست ميگويد اين يادگار شهيد كه زنده ماندن من و امثال من پر از هزينه هايي است كه شايد تحمل انان نتها از فرزندان شهيد برمي آيد.با اين كه بايد بگويم و دادبزنم و با افتخار هم دادبزنم كه فرزند شهيدم ،اما نگاههاي ترحم ؟نه!تحقير اميز نزديكانم را كه مي بينم بغضي گلويم را مي گيراندو....
من هم 26سال است كه پدر را از دست دادم .همرزمان كه نه!!همكاران و دوستان!!!!! پدرم اينك ماكسيما نشيناني شده اند كه برجهاي درخشانشان را متراژ مي كنندو در ويلاهاي كلاردشت و نوشهر غذاي رنگينشان را با زيتون نوش جان مي كنند و مادر من درتهران مستاجر جوان 32ساله اي است كه شلوار جين ميپوشد و موهايش را از پشت مي بندد ،نه گيس مي كند!!! به نظر شما او مي داند ويا مي فهمد مادر من كيست؟شهيد را مي شناسد ؟فكه را ميداند كجاست؟با سومار و مندلي آشناست؟نام درياچه نمك به گوشش خورده است؟مديران و مسوولان كشورم چه؟اصلا مي دانند مادر من!همسر شهيد كجا زندگي مي كند؟
اين ها را بگويم يا نگاههاي تحقيرآميز همكاري را كه فكر مي كند من چون فرزند شهيدم همكار او!!!!!شده ام.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بر اين درد فقط و فقط بايد گريست كه گريه 26سال است با من و خانواده من آشناست. همان هق هقي كه شب عروسي ام هم امانم نداد و ميدانم كه اين طريقي بوده كه همه فرزندان شهدا با ان آشنايند......