واقعا راست می گوید شما خود بی عدالتی می کنید که همه نظرات را پخش نمی کنید انچه از معنا ی عدالت می توان تفسیر کرد باید به مبدع ظهور این واژه توجه کرد که از کجا و چرا در جامعه وخصوصا بین طبقات محروم جامعه طرفدار دارد اگر به ابتدای جهان خلقت توجه کنیم که طبق اعتقادات الهی ازابتد ا یک زوج قطعا وجود داشته است که فر زندان انها اگر برحسب احتمال و فرض هم باشد برای انتخاب اولین جفت خود چه مو نس بیشتر باشد چه مذکر نسبت ان به جفت ماده بیشتر باشد قطعا جنگ قدرت بین کسرت نسبت به واحد وجود داشته است بنابرین خوی قدرت طلبی در انسان بر سایر خصلت های اوبرتری دارد چون وجود او همه نیاز است به همین دلیل بعضا قدرت طلبی او به افرط و زیاده طلبی وحتی به یک نوع بیماری حرص تبدل می شود که حاضر است حتی جان خود را بخطر بیندازد و منابع مورد نیاز سایر هم نوعان خود را نابود کند ولی انها استفاده نکنند این جاه است که بحث ظلم به و جود می اید معمو لا تعداد این افراد اندک هستند چون فرض دوم محال است چون یا اکثرا خوب هستند و زندگی مسالمت امیز دارند یا همه گرگ صفت هستند که همیشه در کمین هم هستند که دیگری اورا از پای در نیاورد اما فرض اول که اندک افرادی هستند که موفق می شونند سلطه خود را بر هم نوعان خود به گسترند بنا براین بهتراین معنایی که می شود برای عدالت کرد این است که سیتمی در بین جامعه پیاده کرد که ضمن اینکه فرصت برابر برای رشد و شکوفایی همه احاد جامعه در خوراستعداد و توان فراهم کرد واز طرفی بتوان فیلتر ها و سوپاپ اطمینان جلو انهایی که میل به فر مان روایی مطلق و دایمی دارنند جلو گیری کرد بنا براین بحث عدالت و قدرت و حکومت به هم مرتبط هستند که معمولا اهالی قدرت طلب انسانها یی کم استعداد هستند وهم ترسو که به همین دلیل میل به تحت سلطه گرفتن دیگران دارنند و بعضا این عمل برای انها یک تمرین می شود ولی در عوض انسا نهایی دیگری هستند که فو ق العاده با استعداد و عالم و صاحب خرد و اندیشه که این ها دوست دارنند همه انسانها در کنار هم با صلح و صفا زندگی کنند و به همین دلیل برای مشکلات هم برنامه مدون دارنند چون نیت شان خیر است دائم د ارامش روحی هستند که درراس این انسانها پیامبران و صدیقین و حکما هستند که اهداف خودشان را هم برپایی قوانین قسط و عدل بیان کرده اند بنابراین ابتدایی تراین معنای عدالت زندگی مسالمت امیز است که انهم محقق نمیشود مگر پایبند بودن به قرار داد های اجتمایی اما معنا های سطحی می شود ازان کردکه مثلا هر چیز جای خودش باشد یا برابری یا مساوات این ها انحرافی می باشد چون بهتراین معنای عدالت همان قسط و قانون گرایی است که اگر این حل شود بقیه معانی خودش می اید یعنی همه طالب هستند که جای خودشان باشند واز ذات وجود سپاسگزار هستند که جای فلانی نیستند مثلا من الان خیلی خوشحال هستم که مدیر تابناک نیستم چون سرعت تایپ من پایین است ولی قطع یقین بدان که اگر وجود سایت تابناک برای من خیلی محدویت ایجاد کند من تمام توانم را خواهم گذاشت که جای شما را بگیرم هرچند که ماهر و مناسب ذاتی نباشم موفق باشید
مجتبي بشيري
|
|
۰۳:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
0
1
پاسخ
سلام عليكم 1- مطابق با نظر مشهور اهل خبره به معناي از قرار گرفتن هر چيز در جاي خودش عدالت معنا مي شود اما اين مطلب به عنوان كف مطالبات يك جامعه ارمان خواه مطرح بوده و در عين حال نشانه اي است بر درستي و عدم انحراف فكري زعماي قوم 2- احساس رضايتمندي عمومي از مشاهده وضع موجود جامعه انساني هر عصري (بدون اعمال محدوديتهاي جغرافيايي و حاكميتي ) يكي اصلي ترين معيارهاي سنجش مورد االاشاره سوال دوم مي باشد 3 - اول اصل 110 قانون اساسي دوم فصل هفتم قانون اساسي سوم نهاد مجلس شوراي اسلامي چهارم قوه مجريه پنجم قوه قضائيه شرط لازم و ضروري به جهت تنظيم روابط ميان قواي حاكميتي و مردم تعريف و تبيين صحيح علمي و هوشمندانه سه اصل مهم و سرنوشت ساز حاكميت مالكيت و مشاركت بر پايه يك مبناي استوار وتغيير ناپذير (اسلام) مي باشد 4 - با فرض در اخيار داشتن نتايج علمي و تجربه شده مسير پيشنهاد شده در پاسخ سوال سوم به قطعيت مي توان نظر داد و تائيد كرد بله!
ناشناس
|
|
۰۷:۰۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
0
14
پاسخ
عدالت يعني چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است چرا بايد ثروتهاي خدادادي كه حق ملت ايران است خرج سوريه و لبنان وفلسطينيها و عراقي ها و ونزوئلاييها و...شود دست آخر يك سبد كالا نصفه نيمه به مردم داده شود
مهدي
|
|
۰۷:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
1
7
پاسخ
مبارزه با ظالم و فقر
علي
|
|
۰۸:۱۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
0
14
پاسخ
بعد از 33 سال زندگي متوجه شدم كه چيزي به اسم عدالت وجود خارجي نداره. شايد برگرفته از افسانه هاي قديمي و داستانهاي تخيلي باشه!
ناشناس
|
|
۰۸:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
9
0
پاسخ
عدالت یعنی اینکه هر چی من بگم همون بشه
حميدرضا
|
|
۰۸:۴۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
4
2
پاسخ
عدالت، در انديشه امام علي(ع)
مشهور است كه "العدل وضع كل شيء موضعه" يعني عدالت، آن است كه هر چيزي در جاي خودش قرار گيرد. و يا "العدل اعطاء كل ذي حق حقه" عدالت، آن است كه حق هر صاحب حقي، داده شود. آن حضرت، با جامعنگري تمام، عدالت را صرفاً در قالب اخلاق انساني خلاصه نكرده و آن را در همه شريانهاي حيات آدمي اعم از سياست، فرهنگ، حقوق فردي و اجتماعي، اقتصاد و ... جاري ميداند. اميرمؤمنان علي(ع)، معتقد است كه همه مسائل و ابعاد انساني، ارتباطي ارگانيك و حياتي دارند و اگر هر جزئي از موضع و جايگاه خود خارج شود به همان نسبت، عدالت و اعتدال آسيب ميبيند و ظلم جايگزين ميشود. آن حضرت در كلامي عالمانه و جامعنگر ميفرمايد: عدل، بر چهار شعبه است: بر دركي ژرفنگر و دانشي محققانه، و قضاوتي نيكو، و استواري در بردباري.
مهمترین نشانههای برقراری عدالت:عدالت، به آحاد مردم سود ميرساند اما جود، در موقع اعمال، فقط براي متخلف، سودمند است در عين حال كه به ساير مردم نيز زيان نميرساند. از زاويه ديگر، اين كلام علي(ع) ميفهماند كه عدالت، رابطه مستقيم با رعايت حقوق دارد. زيرا تنها اگر حق هر امري از امور، بدون اهمال و اغماض ادا شود در اين صورت عدالت رعايت شده است. به همين جهت است كه امام در جاي ديگر تحقق عدالت را فقط در صورتي ميسر ميداند كه رهبر و حاكم سياسي و نيز مردم، به دقت حقوق يكديگر را رعايت كنند لذا ميفرمايد: "آنگاه كه مردم، حق رهبري را ادا كنند و رهبري نيز حق مردم را ادا كند، حق در آن جامعه، عزت مييابد و راههاي نيل به دين آشكار و علائم و نشانههاي عدالت برقرار ميشود و ... و هر گاه مردم، بر رهبري چيره شوند، (فرمان او را نبرند)، يا رهبري بر مردم ستم كند، وحدت كلمه از بين ميرود و علائم و نشانههاي ستمگري آشكار ميشود و نيرنگبازي در دين، آشكار ميگردد
اميرالمومنين علي (عليه السّلام) در خصوص اين وظيفه مديريتي مي فرمايند: «كسي كه عادل باشد، دستور و حكمش نافذ خواهد بود.»از نظر حضرت علي(ع) برقراري عدالت در عمل بسيار دشوارتراز توصيف آن است. ولي اصل مسلم بر اوليه در اين راه وجود حكومت است كه به بيان هاي مختلف از سوي امام مطرح شده است علت آن هم اينست كه اگر انسان ها به خود سپرده شوند، طغيان مي كنند و توانمندانشان، ضعيفان آنها را بندة خود مي كنند. امام در اين باره سخن بسيار تامل برانگيزي دارد كه در چنين فضايي قدرتمندان دنيا ناتوانان را مي خورند (9) جامعه عادلانه جامعه سالم است و خداوند از دانشمندان عهد گرفته است كه براي ساختن چنين جامعه اي تلاش كنند و اين امور را بدون مسئوليت رها نكنند. حكومت عادلانه مهم ترين عنصر در تحقق اين جامعه عادلانه است. چرا كه معتقد است: كار مردم به جز به شايستگي زمامداران سامان نمي يابد.
عدالت خواهي يكي از فطريات بشر است و بشر در همه جا يكسان آفريده شده است. اين كه تعاريف از عدالت گاهي متفاوت يا متناقض بيان مي شود ناشي از تعابير يا منافع متفاوت است. اگر عدالت بين ابناي بشر متفاوت باشد، چگونه حكومت جهاني امام عصر (عج) محقق و پايدار خواهد شد؟ توجه شود كه اين حكومت نه با زور و زر بلكه با شوق و ميل بشر برپا مي گردد
ناشناس
|
|
۰۸:۴۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
1
2
پاسخ
عدالت يعني هرچيز و هر فردي را در جايگاه مناسب خود قرار دادن و فراخور ظرفيت واستعداد آن با آن برخورد كردن مثلا اگر يك تحصيلكرده كشاورزي را به خلباني بگماريد مرتكب ظلم آشكاري شده ايد .
نشانه عدالت شفافيت در ضوابط ، معيارها ، پاداشها و مجازاتها است بعنوان مثال در يك شركت همه كاركنان بايد بتوانند درآمد همكاران را ببينند و سيستم مديريتي بايد ضوابط امتياز دهي را كاملا شفاف بيان كرده باشد تا هر يك از كاركنان بدانند كه دقيقا به چه دليلي مورد تشويق ويا بي مهري قرار گرفته اند و بتوانند با استناد به قوانين شفاف و متقن راه ترقي را بيابند و يا بدانند كه از چه كارهايي بايد اجتناب نمايند . يا مثلا نمرات دانشجويان بايد درمعرض رويت همگان باشد و دانشجويان بتوانند راحت به اوراق امتحاني خود دسترسي داشته باشند به اين ترتيب امكان نظارت همگاني بر اجراي يكسان ضوابط از پيش تعيين شده فراهم مي گردد و در صورت ظلم احتمالي مظلوم مي تواند در استيفاي حق خود و رفع بي عدالتي مشاركت فعال داشته باشد به اين ترتيب قوانين هم اصلاح خواهند شد.
از آنجا كه بزرگان جامعه الگوهاي ساير افراد هستند عملكرد شفاف و انتقاد پذيري آنان نقش كليدي در برقراري عدالت دارد اما لازمه اين امر آن است كه افراد ارشد جامعه ابتدا خود به عدالت دروني با خويش رسيده باشند بنابراين ريشه هر گونه رشدي خواه معنوي خواه مادي ساختن انسانها است . مرجع خود سازي بزرگان نيز بايد كتاب الله باشد زيرا يگانه قانوني كه لا ريب فيه است قرآن است و قانونگذار بي عيب و نقص خداي متعال است
برخي مي گويند برداشتها از قرآن متفاوت است درحاليكه خود قرآن به صراحت فرموده است كه اين كتاب تنها براي پرهيزگاران است و ديگران را گمراه خواهد كرد پس كليد لمس مفاهيم قرآن رعايت مرزهاي خداست .
بنابراين علما بايد بر مبناي تقوي ،قرآن را بفهمند و سپس بدانچه از قرآن آموخته اند بايدها و نبايدها را معرفي كنند به فرموده قرآن : بمااستحفظو من كتاب الله .
عدالت درهمه جاي جهان يكسان است زيرا انسان در همه جاي يك فطرت داردفطرت الهي كه تغيير ناپذيراست :
"فطره الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله "
عدالت بايد مانند ترازو باشد كه اگر در يك كفه استعدادها نهاده شده باشند در كفه ديگر امكانات قرار گيرد .
عدالت رياضي است از اين رو كلمه معادله را داريم بنابراين نمي تواند از جامعه اي به جامعه ديگر متغير باشد . عدالت بخشي از فطرت انسان است و چون در خلقت انسان تغييري نيست مفهوم عدالت هرگز متغير نخواهد بود.
hichkas
|
|
۰۹:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
1
4
پاسخ
برای شما، نشانههای برقراری عدالت و حاکمیت قانون چیست؟
جواب: مانند نوشته هاي بر روي سنگ قبر مي ماند.
ندا
|
|
۰۹:۵۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
0
9
پاسخ
عدالت يني اين كه حقيقتو نشون بدن حتي اگه به ضرر مقام و منفعتشون بشه