محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۲
بر لب آبم و از داغ لبت می میرم

هر دم از غصه ي جانسوز تو آتش گیرم


مادرم داد به من درس وفاداری را


عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم


گاه سردار علمدارم و گاهی سقّا

گه به پاس حرمت گشت زنان، چون شیرم


بوته ي عشق تو کرده ست مرا چون زرناب

دیگر این آتش غم ها ندهد تغییرم


گر مرا شور و جوانی و بهار عمر است

از خزان تو دگر ای گل زهرا پیرم


غیرتم گاه نهیبم زند از جا برخیز

لیک فرمان مطاع تو شود پاگیرم


تا که مأمور شدم علقمه را فتح کنم

آیت قهر بیان شد، ز لب شمشیرم


سایه ي پرچم تو کرد سرافراز مرا

عشق تو کرد عطا دولت عالمگیرم


کربلا کعبه ي عشق است و من اندر احرام

شد در این قبله ي عشاق دوتا تقصیرم


دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد

چشم من داد از آن آب روان تصویرم


باید این دیده و این دست دهم قربانی

تا که تکمیل شود حجّ من آنگه میرم


زین جهت دست به پای تو فشاندم بر خاک

تا کنم دیده فدا، چشم به راه تیرم

ای قد و قامت تو معنی «قدقامتِ» من


ای که الهام عبادت ز وجودت گیرم

وصل شد حال قیامم ز عمودی به سجود


بی رکوع است نماز من و این تکبیرم


جسدم را به سوی خیمه ي اصغر نبرید

که خجالت زده زان تشنه لب بی شیرم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۲
یه زمانی برای همدیگه جون خود را فدا میکردیم. که من شهید شم تا هم وطنم زنده بمونه. ولی حالا چی؟
موقع سوار شدن به قطار در مترو یکی از همین نمونه هاست. من سوار شم, دیگری میخواد سوار شه, میخواد سوار نشه.
لیلا رحیمی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۴۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۲
روحشون شادویادشون گرامی.
مهدي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۴۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
خداوند توفيق شهادت به ما دهد
محمد عموزاده نوری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
یادش بخیر حاج جواد از افرادی بود که همیشه خنده بر لب داشت و این خوشرویی باعث جذب خیلی ها شده بود و همیشه با همه متواضعانه برخورد میکرد روحش شاد .
رزمنده قدیمی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
سلام این بنده خدا را دیده بودم در دوکوهه و خط واقعا یکی از فرماندهان نترس منطقه بود اما حیف که شهید شد چقدر الان نیازشون داریم
امراله صادقپور گلو یک
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
یادش بخیر ما با فرمانده عزیزمان اقا جواد توی تویوتا بودیم سر سراهی شهادت یه موشک خوردیم و
ما جا موندیم ولی اقا جواد ما رفت.

تو ای دل عشق را از خویش راندی شقایقها تو را خواندند و ماندی
کتاب جبهه را بستند و افسوس
که حتی سطری از را نخواندی