فقر فرهنگی یعنی همین. فقر فرهنگی بیسوادی نیست. شکار لحظه های درد دیگران برای کمی سود بیشتر است. فقر فرهنگی پایین کشیدن شیشه اتومبیل گران قیمت برای فحش دادن به همشهریت است. فقر فرهنگی همین دوربین به دست بودن در عزا و عروسی دیگران است. همین بیدرد در اوج دردمندی دیگران. فقر فرهنگی از جنس تهاجم فرهنگی نیست که به گردن سرزمینهای کفر بیاندازیمش، از جنس جهل و بیخردی است که تنها مقصرش من و شماییم، ماییم که آموزش بیفرهنگی را برنمیتابیم و تحمل میکنیم. مقصرش ماییم که به فرزندمان احترام به شان انسانی را نمیآموزیم، ماییم که دم به دم فحشهای سیاسی میدهیم و از خودمان نمیپرسیم که آیا دوست داریم کاری که ما میکنیم دیگران هم با ما بکنند؟
تجسم کنید، خودتان را جای این فرد عزادار بگذارید رنج جهل را ناباورانه حس میکنید. نگاه مبهوتش صد دست کتک است اگر بفهمیم.