معین
|
France
|
۲۳:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۹
به عنوان یک ایرانی مقیم فرانسه قدرشناس آقای ایوبی هستم اما چند نکته مهم از سوی دوستان سخنران و بویژه آقای آشنا که چندان با فرانسه آشنایی ندارند عرض می کنم. ایشان و آقای ایوبی خوب می دانند در حوزه بینن المللی ایجنت و استراکچر را باید برای امور در نطر گرفت. اگر بپدیریم آقای ایوبی ایجنت خوبی بود، نباید اصل مسئله یعنی استراکچر را فراموش کرد. در دوره اصلاحات و آقای خاتمی فرانسه نقش محوری را در تعامل غرب و ایران داشت. شخص شیراک به آقای صاذق خرازی سفیر وقت گفته بود برای کار با شما نیاز به ترمیم وجهه ایران داریم و هنر بویژه هنرهای نمایشی و موسقی ایرانی می تواند به ما کمک کند تا افکار عمومی را تا حدودی تلطیف کنیم. خودشان پیش قدم شدند و مسیر شهرداری ها را پیشنهاد کردند تا از سطح محلی شروع کنند. وهرگر ایران در سطح تعامل ملی فرانسه قرار نگرفت. حتی یک نمونه در شهرداری مرکزی پاریس به ایران اجازه همکاری ندادند. همانگونه که آقای ایوبی گفتند موافقت سیاسی فرانسه با حومه ها مثل شهر انیر و ایسی له مولینو بود. شهرداران این مناطق از سیستم مجوز داشتند. آقای خرازی هم از نطر بودجه مستقیمی که از آقای خاتمی می گرفت حمایت مادی از آقای ایوبی می کرد که حتا از نطر خط سیاسی متفاوت بودند. در حوزه سیاسی بدون تماسها و حمایتهای جدی که صادق خرازی با هماهگنی الیزه انجام می ذاذ مسیر هموار نمی شد. نمی دانم آقای ایوبی از فعالیت بقیه همتایان منطقه ای ایران در فرانسه چیزی در کتابشان آورده اند یا خیر؟ کشورهای عربی و ترکیه. تا جایی پیش رفته اند که در موزه لوور بخش هنر اسلامی راه انداخته اند تا آثار ایران در حاشیه قرار گیرذ. از نظر ساختاری کار ما با فرانسه به جایی رسیده است که به هواپیمای ما در پاریس سوخت نمی دهند، تا چه رسد به ترمیم چهره فرهنگی ما کمک کنند. در شرایط کنونی حتی کلیسای سنت سوپلس نیز حاضر نیست به ایران سالن بدهد. قدر شناسی ما هم باید همه جانبه باشد و در انتقاد نیز باید همه جانبه بنگریم. اگرچه فعلا قصد نقد اقدامات آقای ایوبی در آن دوره را ندارم و آن را موکول به پس از خواندن کتاب می کنم. معین رهنما، پاریس