ای کاش که مسئولان ما دست از این کار بکشند ما خاطراتی داریم با این داستانها ، و تازه ریز علی مرد ملی ماست نباید همچین کاری رو می کردند
ناشناس
|
|
۰۹:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
7
14
پاسخ
سال 81 تو سرویس خواب بودم که فریاد دوستان من از خواب بیدار کرد دیدم سرویس که بخاری بنزینی داشت هنکام سوخت گیری براثر نشت بنزین آتش گرفته سراسیمه از وخواب آلود از سرویس پیاده شدم دیدم علاوه بر داخل سرویس پمپ بنزیتن نیز آتش گرفته و همه از جمله مسئول سوخت گیری و راننده در حال فرار هستند کپسول اتش نشانی برداشتم پمپ و مینی بوس را خاموش کردم یادم حتی راننده سرویس که آدم خشن بود از من که از سرتاپا سفید شده بودم تشکر هم نکرد مسئول پمپ نیز شاکی بود که چرا دوتا کپسول آتش نشانی را خالی کردم این درحالی بود که اگر اتش به مخزن بنزین پمپ که در همان نزدیکی بود راه میافت معلوم نبود تا چند کیلومتر از منطقه که بیشترش مسکونی بود منفجر می شد وچندین نفر که در آن صبح سرد زمستان در خواب ناز بودند در آتش می سوختند در زندگی از این فداکاریها زیاد اتفاق می افتد آیا همه باید به فکر تقدیر های آنچنانی و جبران مالی آن باشند
صمدپاشازاده
|
|
۰۹:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
2
14
پاسخ
حذف کردن آن داستانها اشتباه است
ناشناس 20
|
|
۰۹:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
5
24
پاسخ
عجب روزگاري شده چوپان دروغگو، گوسفنداشو فروخته و شهرنشين شده کوکب خانم از فست فود ساندويچ سفارش ميده، حسنک گوسفنداشو فروخته با پول يارانه زندگي ميكنه، آقای هاشمی ديگه پولي براي مسافرت نداره، فقط قصه روباه حيله گر هر روز تكرار ميشه
محسن مومنی
|
|
۰۹:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
1
20
پاسخ
ریزعلی خواجوی شایستهی تقدیر بسیار بسیار بیشتر و بالاتر از این حرفهاست.
اصل داستان این بوده که آتش زدن پیراهن هم در متوقف کردن قطار کارگر نشده و ریزعلی به سوی قطار تیراندازی کرده است تا هر جور که شده قطار را متوقف کند و جان انسانها را نجات دهد.
وقتی مسافران از قطار پیاده میشوند، به گرمی از او استقبال نمیکنند، بلکه او را به حد کشت میزنند به شکلی که چندین روز در بیمارستان میخوابد.
ما آرزو داشتیم که این ماجرا را کامل و جامع برای ما میگفتند، تا عظمت کار ریزعلی را بیشتر متوجه شویم. او جان خود را معامله کرد برای نجات جان دیگران.
حالا نه تنها این کار را نکردهاند، بلکه آن داستان نصفه نیمه را هم حذف کردهاند و به جای آن یک درس فداکاری آوردهاند که هیچ حسی به آدم نمیدهد. یک پاراگراف برای حسین فهمیده، یک پاراگراف برای حسن امیدزاده.
ناشناس
|
|
۱۰:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
1
16
پاسخ
حذف این داستان کار بسیار ناپسندی بوده. این مرد افتخار ما بوده است مگر می توان افتخاری را که ملتی برای یک فرد قائل است پس گرفت یا حذف کرد؟
ناشناس
|
|
۱۰:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
1
10
پاسخ
این قصه ها برای کودکان هم ادب واخلاق ومهربانی را یاد میداد وهم از خود گذشتگی و ثمره آن همان نسلی است که انقلاب کرد وهشت سال با دشمنان این اب وخاک جنگید وهم اینک هم درسخترین شرایط کشور همواره بابردباری وتلاش سعی در پیشرفت کشور دارند و حال باید ببینیم که این اقایان که مدام کتابهارا تغییر می دهند بدون توجه به تجربیات تربیتی گذشته امروزه چه نسلی را می خواهند تحویل اجتماع دهند !؟ تربیت کنند
ناشناس
|
|
۱۰:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
3
12
پاسخ
فداکاری و غیرت و از خود گذشتگی مربوط به دوران گذشته است و بهتر که داستان آن هم حذف شود چرا که خیلی وقته اصل فداکاری از جامعه ما رخت بربسته..................
حسین
|
|
۱۰:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
1
12
پاسخ
یاد دهقان فداکار بخیر چرا باید درسی به این قشنگی و ایثار از کتابهای درسی بچه های این سرزمین حذف شود