با این همه تلاش و زحمت به اینجا رسیده اند
بعدش هم 4 یا 8 یا 10 سال دیگه تلاش مضاعف تر و زندگی سخت تر
در نهایت که میخوان ثمره تلاششونو ببینن و وارد بازار کار بشن باید در به در دنبال پارتی باشن یا عطای کار در ایران رو به لقایش ببخشند و مهاجرت کنند...
ناشناس
|
|
۱۴:۵۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
1
3
پاسخ
زمانی که من در خوابگاه زنجان بودم سرپرست خوب خوابگاه آقای عبداللهی بود نمیدانم کجاست در آن دوران و در اوایل دهه شصت تمام تلاش خود را می کرد که با حداقل امکاناتی که در اختیارش می گذاشتند سرویس مناسبی به دانشجویان بدهد.بعدها وقتی فوق لیسانس قبول شدم وحالادیگر متآهل هم بودم او به من کمک کرد تا خوابگاه متآهلی بگیرم . ولی واقعآ سوال این است آیا بعد از نزدیک به سی سال یا حتی چهل سال باید خوابگاه زنجان به همان مدل باشد حتی درب دفتر آقای عبداللهی و آقای شاهی هنوز همان درب چوبی با همان رنگ می باشد.م-ف
امین
|
|
۱۵:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
1
7
پاسخ
خوابگاه زنجان برای من یعنی چهار سال عمر از مهر 78 تا مهر 82. یعنی درس، استرس و امید
دانشجوي دانشگاه يزد
|
|
۱۵:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
1
2
پاسخ
يادش بخير من اوايل دهه هفتاد دانشجوي مهندسي نساجي دانشگاه يزد بودم.
اواخر تابستان براي انتخاب واحد به دانشگاه رفتيم. شب در يزد مانديم و چون در دانشگاه ما را به خوابگاه اسكان موقت راه ندادند در محوطه دانشگاه خوابيديم. من آن شب چنان سرماخوردگي شديدي گرفتم كه در همه طول عمرم سابقه نداشت و هنوز هم نداشته است. يادش بخير.
علی
|
|
۱۵:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
1
8
پاسخ
من ورودی 69 شریف هستم . اولین خوابگاهی که رفتیم خوابگاه طرشت 3 بود.با وجود تمام مشکلات که دو ماه اول برق نداشتیم و امکانات دیگر نبود ولی واقعا دوستان بسیار خوبی داشتم و هنوز هم بچه های باحال و با معرفتی هستند. یادش بخیر.آرزوی موفقیت برای تمام جوانان ایرانی.
ناشناس
|
|
۱۵:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
1
0
پاسخ
نمیدونم چرا اینا رو نشون میدید؟
که بگید امید هست؟؟
به وا... نیست. دلمون خوش بود نخبه ایم. تموم کردیم فهمیدیم پشیزی حساب نمیشیم.
ناشناس
|
|
۱۵:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
1
1
پاسخ
همش فکر میکردم اگه این دانشگاه قبول شم دیگه تو زندگیم هیچ غمی ندارم اما بعد از قبولی دچار یه افسردگی شدیدی شدم.راستش وقتی میبینم بعد از فارغ التحصیلی وضع کار اینجوریه و مسئولای دانشگاهو میبینم که فقط کار کسیو راه میندازن که سفارش شده باشه و خیلی بد برخورد میکنن خیلی ناراحت میشم.
ناشناس
|
|
۱۵:۵۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
1
7
پاسخ
6 سال عمرم توو کوی دانشگاه تلف شد .. توو این اتاقای ضایع که یه تخت و یه میز و یه کمد ته امکانات محسوب میشه تووش .. نه نه یخچال ر یادم رفت : ))
دارم به زودی برای دکترا میرم آلمان.. مسئول گروهمون اونجا بهم ایمیل زد، با یه لینک که تووش عکس چند تا خونه ی شیک مبله بود که یکیشُ انتخاب کنم واسه سکونت ... فرم بیمه نامه رُ هم اینترنتی پر کردم، یه نفر هم میاد فرودگاه دنبالم که شهر و دانشگاه ر بهم نشون بده که آشنا بشم با محیط... حقوق ماهانه عالی هم برقرار ... واقعاً تاسف میخورم به حال خودم و خیلی ها توو این خوابگاه های نکبت ... خداحافظ بهترین دانشگاه ایران : )))))
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۰:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۴
برو خدا به همراهت هر جا هستی موفق باشی
ولی بعضی ها هم تو همین نکبت می مونند که یه کمی حتی به اندازه اپسیلون اوضاع رو بهتر کنند حتی اگه خودشون از بین برن
ناشناس
|
|
۱۶:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
0
1
پاسخ
من هم ورودی سال 66 بودم ولی تا اونجا که یادمه بچه های تازه وارد تا یکی دو ماه دور میدان آزادی می خوابیدند که در افت تحصیلی اونها هم خیلی تاثیر داشت. پس تازه واردها قدر این امکانات رو بدونید.
ناشناس
|
|
۱۶:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
0
3
پاسخ
وضع این دانشگاه و خوابگاهش شاید از نود درصد دانشگاهها بهتر باشه ولی همیشه برای من سوال چرا هر سال اثاث کشی میکنیم. ساختمانها و وسایل سر جای خود هستند ولی حتما باید اول سال 10-15 روز صرف این کارها بشه.
بعدش هم 4 یا 8 یا 10 سال دیگه تلاش مضاعف تر و زندگی سخت تر
در نهایت که میخوان ثمره تلاششونو ببینن و وارد بازار کار بشن باید در به در دنبال پارتی باشن یا عطای کار در ایران رو به لقایش ببخشند و مهاجرت کنند...