وان دفع گفتنت که:«برو شه بخانه نيست»
وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
در دست هر کی هست زخوبی قراضهاست
آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست
اين نان و آب چرخ چو سيلست بی وفا
من ماهيم ، نهنگم ، عمّانم آرزوست
يعقوب وار وا اسفاها همی زنم
ديدار خوب يوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی تو مرا حبس می شود
آوارگی و کوه و بيابانم آرزوست
ناشناس
|
|
۱۴:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۵
1
41
پاسخ
السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا
خدا شاهده كه همه ي اين تعظيم و احترام ها فقط وفقط از سر علاقه و اعتقاده. درست بر خلاف بسياري احترامهاي ديگه كه از روي ريا يا اجبار و يا به طمع چيزيه....