بعضی از دوستانم رو می بینم که چنان درآمدی دارن که وقتی باهاشون حرف می زنم انگار یه بچه تو سری خور هستم که باید فقط حرفاشونو تایید کنم
نمی دونم چرا ثروت باید اینطور تقسیم بشه کسی چنان داره که نمی دونه چیکارش کنه
منم باید بفکر دفترچه سربازی بیافتم و تازه بعدش از منفی 20بخوام شروع کنم تازه اگر شروعی باشه همین افکار خودش اجازه هیچ شادی رو نمی ده
بنظرم شادی رو متولدین دهه هشتادی می برن نه استرسی برای درس نه استرسی برای کار مطمعنا چون تک هم هستن ارثی بهشون می رسه اونا از مثبت 20شروع می کنن
محسن
|
|
۱۷:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
0
1
پاسخ
من ساکن شهر قم هستم پس بزارید دلایل شاد نبودنم رو بگم:
1-کبود شدید فضای سبز و پارک های تفریحی
2-نبود مراکز خرید و مراکز گردشگری
3- نبودن کمترین میزان آزادی از هر نظر که تصورشو بکنید و فضای به شدت بسته
4-آب و هوای فوق العاده افتضاح
5-کمبود شدید شغل
6-خیابان ها و معابر عبوری بسیار فرسوده در حد قاجار
7-عدم تقبل حداقلی هزینه های پزشکی توسط دولت و بیمه های درمانی
8-هزینه بسیار سنگین تامین معاش
........به طور کلی فقدان کمترین استاندارد های یک زندگی نرمال با این شرایط یه دلیل برای شاد بودن مردم رو خودتون ذکر کنید:(
ناشناس
|
|
۱۷:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
0
2
پاسخ
چون که بیش از نیمی ازسال در حال عزا داری هستیم
سید میثم
|
|
۱۷:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
0
0
پاسخ
این نظرسنجی عین دروغ است
احسن
|
|
۱۷:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
0
1
پاسخ
1-بهترين شادي اين است كه انسان مطمئن باشد كشورش روبه آباداني وآزاديست واگر امروز خوشي ندارد آينده فرزندانش تامين است
2- پولدار بودن هميشه شادي نمي آورد اما بي پولي هميشه غم مياورد
3- راه شادي اينست كه حكومت ازنظرسياسي جامعه اي متعادل مهيا كند و سعي كند آرامش سياسي واقتصادي حاكم شود ودرزندگي خصوصي مردم هم زياددخالت نكند
محسن
|
|
۱۷:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
0
2
پاسخ
هر چی بدبختیه مال ماست به چه چیز باید شاد باشیم دلخوش به دولت باشیم که فقط تو تلویزیون غم و اندوه را نشان میده اصلا تو ایران شادی ممنوع است .به وضعیت اقتصادی شاد باشم که همش با این تورم و گرانی .........
ناشناس
|
|
۱۷:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
0
1
پاسخ
کارشناسی برق رو با معدل عالی از یه دانشگاه دولتی گرفتم...
کارشناسی ارشد برق با معدل عالی تر از یکی دیگه از دانشگاهای دولتی ...
حالا بعد از 6 سال درس خوندن و شرمندگی (گرفتن پول از پدر بی پولم) سه تا راه بیشتر ندارم :
1- دنبال کار بگردم و اگه شانس بیارم در نهایت به صورت حق التدریس با ساعتی 7 تا 8 تومن توی یکی از آموزشگاه ها مشغول به کار شم و بعد از یه ماه دوندگی 600 تا 700 تومن دربیارم.
2- دکترا بخونم... (و چهار سال دیگه هم دستم توی جیب پدرم باشه و بعد از فارغ التحصیلی به جمع دکترین بیکار بپیوندم و.... )
3- برم خارج (که البته پولشو ندارم).
خوب.... ؟؟؟؟ کجای این زندگی(به جز خانواده ام) جای خوشهالی داره؟؟؟
قندنمک
|
|
۱۷:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
0
0
پاسخ
اگه افسردگی دارید لطفا سطرهای زیر و نخونید مساله دل تنگ و ... است:
- از کارم ناراضیم - کار خاص یا جدی برای انجام دادن نیست با اینکه فوق مکانیک دارم و تو یکی از معتبرترین شرکتهای کشور کار میکنم.
- از بی قانونی و بی برنامگی کشور خستم.
- از اینکه همه فکر میکنند بهتر از من میتونن در مورد زندگیم تصمیم بگیرند خستم.
- از دخالت مسولین تو تمام شون زندگیم ناراحتم.
- از اینکه اطرافیانم حد و حدود خودشونو رعایت نمیکنند دلگیرم.
- از اینکه برنامه ریزی خودم را به دلیل تنبلی و بی حوصلگی اجرا نمیکنم ناراحتم.
- از اینکه یک پا پیدا نمیشه تا باهم بریم ورزش ، تفریح یا سفر (میگند که گرفتار کار هستند) ناراحتم.
- اینکه همه روابطم با بقیه آدما تحت تاثیر دودوتا بوده دلگیرم
- از اینکه همیشه تو دو راهی ها سرگردونم سرگیجه دارم.
- از اینکه هر وقت دارم ساندویج میخورم باید (به جای مسول بهداشت) نگران سالم بودن سوسیس و کالباسش باشم ناراحتم.
- وضع مالیم خوبه نه خیلی عالی ولی مواقعی که واقعا شاد بودم یا از ته دل خندیدم پول توش کمترین تاثیر و داشته.
- با همه این اوصاف هر روز صبح وقتیکه پا میشم از اینکه فرصتی برای یک روز زندگی دارم خوشحالم.
-
حامد
|
|
۱۷:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
0
1
پاسخ
من به نظرم یکی از مهمترین علل ناشادی در ایران تورم است.وجود تورم بالا باعث میشه شما همیشه نسبت به داشتن حداقل های زندگی و نرسیدنتان به آن احساس افسردگی میکنید.در هیچ جای دنیا چنین نیست.من به نظرم اگه تورم در ایران تک رقمی و ثابت شود و مردم بتوانند برای زندگی خود برنامه ریزی کنند مردم شادخواهند بود.نداشتن بیمه تامین اجتماعی قوی که مریض شدید اول استرس وقت گرفتن دکتر نداشته باشید بعدا هم استرس پول عمل جور کردن در بیمارستان های خصوصی(چون کیفیت بیمارستان های دولتی صفر است).سیستم متروی قوی و مویرگی که نیازی به داشتن ماشین اصلا نداشته باشید مثل متروی فرانسه.در ایران شما صبح اول صبح را مردم با تنش شروع و موقع برگشت به خانه با تنش مجدد به خاطر ترافیک به پایان میرسانند.داشتن قانونی مشخص به عبارتی همه در برابر قانون برابر باشند در ایران قانون را افراد تعبیرو تفسیر میکنند در یک اداره کارمند برای شما تصمیم میگیرد که کار شما انجام میشود یا نه ! بسته به شرایط اخلاقی اون روزش!؟ایجاد تنش در کشور و انتقال آن از سطوح بالا به جامعه.در ایران دولت در همه امور مردم دخالت میکند
ناشناس
|
|
۱۷:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
0
1
پاسخ
به نظرم بدترین حالت این است که قانون اجرا نشود و هیج دادگاهی هم نتواند از روی مصلحت اندیشی و ترس از دادن جایگاه خود به حق قانونی یک انسان بی گناه رسیدگی کند .
نمی دونم چرا ثروت باید اینطور تقسیم بشه کسی چنان داره که نمی دونه چیکارش کنه
منم باید بفکر دفترچه سربازی بیافتم و تازه بعدش از منفی 20بخوام شروع کنم تازه اگر شروعی باشه همین افکار خودش اجازه هیچ شادی رو نمی ده
بنظرم شادی رو متولدین دهه هشتادی می برن نه استرسی برای درس نه استرسی برای کار مطمعنا چون تک هم هستن ارثی بهشون می رسه اونا از مثبت 20شروع می کنن