به نظرم دامپزشک بیارید!!
خوب تابناک عزیــــــــــــــــز. جواب سؤال شما از روز روشن تره. بدیهیه که اقتصاددان.
موضوع استقلالش یه داستان دیگه است
ولی شما که نمی تونی یه اقتصاددان رو بذاری سرپرست پروژه سدسازی. با همون استدلال یه مهندس هم نمی تونه رئیس بانک مرکزی بشه
در همون دوره هایی هم که شما اشاره می کنید که با وجود اقتصاددان بودن رئیس بانک مرکزی بار هم تورم بالا بوده؛ دلیلش رو می تونید در دخالتهای افراد غیرکارشناس پیدا کنید.
حالا که جامعه بر سر لزوم کار کارشناسی به اجماع رسیده اجازه بدید که کارشناسها کار خودشون رو بکنند
سعید
|
|
۱۱:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۳
1
12
پاسخ
یک سوال؟ چرا نرخ تورم در سال آخر هر رئیس و سال اول رئیس بعدی زمین تا زیر زمین فاصله داره .مثلا اقای نور بخش سال 64 نرخ تورم 6.9 و اقای قاسمی در سال 65 نرخ تورم 23.7 ؟ راستی سال 91 واقعا 30.5 بوده؟ امسال چی؟
مهدي زاده
|
|
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۳
1
0
پاسخ
در کليت بحث ارايه شده از سوي نويسنده مقاله اشکالي را وارد نمي دانم. ليکن بايد توجه داشت که صرف نظر از ميزان استقلال بانک مرکزي، رئيس اين بانک بيش از هر چيز بايد توانايي اقناع سازي ديگر طرفهاي موجود در دولت را داشته باشد. در اين صورت بديهي است که کسي که تحصيلات اقتصادي دارد و در اين زمينه مطالعه و کار کرده، از کسي که صرفا کار مالي و بانکداري کرده توانايي بيشتري خواهد داشت. ضمن اين که وظيفه اصلي و سنتي بانکهاي مرکزي نيز ثابت قيمت ها يا همان کنترل نرخ تورم است که خود يک مقوله اقتصادي است.
شميراني
|
|
۱۳:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۳
2
0
پاسخ
خدا رحمت کند دکترنوربخش را لا کن امروز تنها کسي را که داريم دکتر سيد محمد حسين عادلي است هم اقتصاد دان است هم سابقه بسيار خوب رياست بانک مرکزي هم درعين همکاري با دولت مدافع عملي استقلال بانک هم چهره بين المللي مطلب نويسنده هم بسيار درست است دولت بايد بفهمد واز رييس کل حمايت کند بانکدارها نگاهشان به بول وبانک متفاوت از اقتصادداناست اگر باز هم بانکدار رييس کل شود يعني ادامه دوران احمدي نزادِ
طهماسب مظاهری
|
|
۱۳:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۳
3
2
پاسخ
اگر بانک مرکزی قلک دولت شود اشکال ندارد چون قلک هر مقدار پول در آن بریزی میتوانی برداشت کنی. اشکال آنجا شروع میشه که بانک مرکزی چاپخانه اسکناس برای نیازهای دولت میشه. حل این مشکل هم در درجه اول نیاز به یک رییس جمهور عاقل و منطقی داره که به دو اصل اقتصادی معتقد باشد: اول اینکه سپرده های مردم در بانکها پول دولت نیست. فرقی هم نمیکند که سهامدار بانک دولت باشد یا بخش خصوصی.
دوم اینکه چاپ و انتشار پول توسط بانک مرکزی ایجاد ثروت نمیکند.
هر کشوری که رییس جمهورش این دو اصل را قبول کند و به آن عمل کند؛ در آن کشور تورم کنترل و مبانی رشد تولید شکل میگیرد. در ۸ سال گذشته؛ رییس جمهور ایران نه تنها فاقد با این دید بود بلکه با قوت و قدرت در جهت عکس آن عمل میکرد و هر مشکلی را با زور پول بانکها و انتشار پول توسط بانک مرکزی قابل حل می دانست. توضیح در مورد اینکه این راه حل درستی نیست و غیر از تورم و گرانی ارمغان و حاصلی ندارد را بر نمتافت و توضیح دهنده را متهم به کارشکنی در برنامه های دولت میکرد. رییس بانک مرکزی که تابع و منقاد وی باشد و چاپ کننده ی پول به میزان نیاز و اراده ی وی باشد را می پسندید. و پسندید و کرد آنچه نمی بایست و دید و دیدیم آنچه شایسته مردم و اقتصاد ایران نبود.
اکنون نظرات آقای روحانی و تیم اقتصادی دولت یازدهم نوید این را میدهد که این اعتقاد در دولت وجود دارد. تداوم این دیدگاه و عملی کردن آن اعتقادات اسب سرکش تورم را رام و آرام میکند. اقدامات تکمیلی برای اصلاح فضای کسب و کار موجب رشد تولید می شود. امید به چنین تدابیری داریم و آرزوی توفیق در این مسیر را میکنیم.
ناشناس
|
|
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۳
2
11
پاسخ
مثل اينكه آمار دروغ دوره احمدي نژاد در تاريخ ثبت شده و كسي هم قصد محاسبه دقيق و اصلاح اون رو نداره
خوب تابناک عزیــــــــــــــــز. جواب سؤال شما از روز روشن تره. بدیهیه که اقتصاددان.
موضوع استقلالش یه داستان دیگه است
ولی شما که نمی تونی یه اقتصاددان رو بذاری سرپرست پروژه سدسازی. با همون استدلال یه مهندس هم نمی تونه رئیس بانک مرکزی بشه
در همون دوره هایی هم که شما اشاره می کنید که با وجود اقتصاددان بودن رئیس بانک مرکزی بار هم تورم بالا بوده؛ دلیلش رو می تونید در دخالتهای افراد غیرکارشناس پیدا کنید.
حالا که جامعه بر سر لزوم کار کارشناسی به اجماع رسیده اجازه بدید که کارشناسها کار خودشون رو بکنند