ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۵
تو عصبانيت هركس كار عجيب و غير قابل بخششي ممكنه بكنه.
زنداني كردن هميسر كار درستي نبوده اما خب كتك زدن هم درست نيست. همونقدر كه زندان كردن يه مرد ميتونه غرورش رو خورد كنه و ناراحتش كنه، كتك خوردن زن هم ميتونه اينكار رو باهاش بكنه.
اگه همديگه رو دوست داشته باشن و خانواده ها آتيش بيار معركه نن، ميتونن همديگه رو ببخشن. هر دو.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۵
کاش پلیس عجولانه بازداشت نمی کردهمانجا صلحشون میداد من از زوج عزیزخواهش میکنم باخدای مهربون معامله کنند که فرمود از یکدیگر درگذرید .مطمئنا خدای بخشنده ومهربون بین شما الفت برقرار میکنه انشاءالله یه لحظه فقط به خاطر خدا همه بدیها یادتون بره
پاسخ ها
حميد
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
تقريبا همه پيام ها را خوندم از پيامت كه سرشار از خيرخواهي است تشكر مي كنم كاشكي همه مثل شما دنيا را مي ديدند.
با تشكر
امیر
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۷
کاملا موافقم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۵
يه مرد انقدر تحمل مي كنه و گذشت مي كنه تا يه جا كه ديگه كاسه صبرش لبريز ميشه! خانم ورداشته آقايي رو كه تا حالا پاش به كلانتري باز نشده رو به خاطر لجبازي يه شب انداخته بازداشتگاه و حالا توقع داره باز آقا حاضر باشه با اون زندگي كنه! متأسفانه يه مرد وقتي همسرش از چشمش بيفته ديگه افتاده و كاريش نميشه كرد بهتره اون خانم بيش از اين خودشو سبك نكنه و همون اول فكر اينجاشو ميكرد!
ناشناس
|
Netherlands
|
۱۵:۴۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۵
زنش هر جوری هم بوده باشه و هر کاری هم کرده باشه دلیلی نمیشه که اون زن رو کتک بزنه. همین که دست روی زنش بلند کرده نشون میده که حق با او نیست. آدم وقتی دستش میره بالا که منطق و زبانش کم بیاره. اگر منطق و تفکر درست در کار باشه چه نیازی به اعمال خشونت هست؟
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۱:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
چه خوب قضاوت می کنی
زهرا
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
متن رو دقیق بخون ! خانم شروع کرده بوده به فحاشی !!! تو دعوای شدید زن و مرد همینطوره ، زنها با زبان حمله می کنند و مردها با دست . همونقد که کتک کاری مرد هیچ توجیهی نداره ، فحاشی زن هم نداره . پس با این مورد نمیشه نشون داد که حق با کی بوده .
آرمان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۵
سلام

حدود 6 ماه پیش بعد از یک سال که از عقدمان می گذشت در حالیکه یکی دو دو ماه بود به کمک پدرم آپارتمانی خریده بودم و دستم خالی شده بود و در تلاش برای گرفتن وام برای مراسم عروسی بودم همسر بنده با اصرار و پافشاری از من می خواست با تفریحات اختصاصی اش موافقت کم و من دلشکسته از اینکه چرا به جای همراهی و همدلی در آن شرایط مالی یاحداقل پیشنهاد تفریح مشترک با لجاجت و پافشاری روی یک مساله ی بی اهمیت وجود من را نادیده می گیرد؟ عصبانی کشدم و سرش داد زدم؟ که از این بهانه ای برای طلاق بدست آورد و با چماق مهریه از من جدا شد. آن زمان من مثل همین خانم با اشک از ایشان می خواستم زندگی عاشقانه مان را ترک نکند ولی از آن زمان تاکنون وقتی به روند زندگی فکر می کنم چند نتیجه می گیرم:
1- هیچ وقت از عقاید اخلاقی و ایمانی مان نباید بگذریم که کوتاه آمدن در این موارد نشان ضعف شخصیت و موجب سوء استفاده و یک دور باطل است. اگر کسی عادت کرد هر کاری خواست بکند و مدام طلبکار شد و حاضر نشد اشتباهش را بپذیرد و جبران کند، روحیات استکباری را در داخل خانواده پایه گذاری کرده.
2- کسی که مسلمان است باید قبل از ازدواج تکلیف خودش را روشن کند که طبق آیه 34 سوره نساء "صالحات قانتات" را قبول دارد یا فمینیسم را؟ راه این دو یکی نیست.
3- هیچ وقت خیال نبافیم که اگر عاشقانه کسی را دوست داشتیم او هم ما را همان قدر دوست خواهد داشت و البته این یک واقعیت تلخ است که روی کسی که به ما ابراز علاقه و تمایل کرده سرمایه گذاری عاطفی و مادی می کنیم درحالیکه بعد از مدتی می بینیم از موضع حق به جانب ما را در اولویت های چندم زندگی قرار داده است. به قول معروف: عشق یه سره، مایه ی دردسره.
4- میزان مهریه مثل سایر ابعاد زندگی از جمله نفقه که باید بر مبنای شان زن باشد، طبق دستورات و روایات و توصیه های بزرگان دین باید بر مبنای توان مالی مرد باشد نه عرف های من درآوردی و چشم و هم چشمی های احمقانه و سوئ ظن های اهانت آمیز. مهریه نوعی هدیه است برای اثبات صداقت مالی نه ضمانت. مهریه ای که به عنوان هدیه، مرد توان پرداخت آن را نداشته باشد با هدف سوء ظن و ضمانت مطرح و مطالبه می شود که این یعنی بن بست عاطفی و در لحظات حساس زندگی شمارش معکوس تا انفجار غرور و مردانگی مرد، نه مهر جاری چراکه اعتماد و احترام و محبت در قالب یک رابطه ی بدهکار و بستانکار دوام و ارزشی ندارد. آیا سنتی که رهبری در مورد میزان مهریه پایه گذار آن بودند درس آموز نیست؟ مهزیه ای که کارکرد ضمانت داشته باشد یعنی نسبت به پسر سوء ظن وجود دارد و از قبل او را متهم کرده اند. مرد اگر مرد باشد برای ختم این اهانت ها از ادامه ی رابطه صرفنظر می کند نه اینکه خوش خیال وارد زندگی ای شود که به محض مخالفت یا اعتراضی امکان محکوم شد او به صدها میلیون تومان وجه نقد وجود داشته باشد. این رفتارها سقوط اخلاق است پس ما خودمان باعث نابودی اخلاقیم چراکه حقوق وقتی مطرح می شود که اخلاق مرده باشد. از طرفی اگر زندگی خراب شود زندگی هر دو خراب شده نه فقط زن پس اینکه همیشه مرد بدهکار باشد یا در جایگاه متهم و زن همیشه در جایگاه شاکی یعنی از همان آغاز زندگی پایه گذار جنگ بوده اند و دانسته وارد این بازی ویرانگر شده اند. اگر با این مهریه های کلان زنی زندگی مردی را خراب کرد و مقصر هم بود و کار به جدایی به درخواست همان زن کشید چرا علاوه بر خسارت معنوی مرد باید خسارت مادی هم ببیند؟ پس این مهریه ها حاصل سقوط اخلاق و نابود کننده زندگیست چراکه زمینه ی از بین بردن تعهد و تعلق و تلاش در زندگی را از طرف زن می تواند از بین ببرد.
5- مدیریت تعارض در زندگی بسیار مهم است که این موارد هم در سوره نساء ذکر شده و البته هر یک از مراحل گفته شده باید دقیق و گام به گام و عالمانه طی شود مثلا در باب تذکر باید فرآیند درست و مناسبی را بر مبنای روحیات و روانشناسی هر فرد طراحی کرد و از خودش هم کمک خواست به این امید که تلاش و تعهد طرفین ضمانت بقای خانواده باشد.
6- دخالت، حمایت، تحریک و تشویق به اصرار و پافشاری روی یک نظر از طرف نفر سوم در زندگی مشترک بخصوص از طرف پدر و مادر و یا دوست مصداق بارز خیانت است و تجاوز به حریم مقدسی که خدا شان آن را تعیین کرده برای آرامش نه اینکه ما ان را صحنه ی جنگ و مجادله کنیم که مثلا دلسوزی کرده باشیم. کسی که متاهل شد دیگر فرد نیست شریک دارد و ما حق دخالت نداریم مگر اینکه هر دو راضی و متقاضی باشند برای مشورت یا داوری.
7- به امید روزی که اگه حتی یه چراغ روشن هم وجود نداشته باشه نور قلب هر کسی روشن کننده راهش باشه.
احمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۵
تو زندگیه دو تا جنس مخالف هر لحظه احتمال اختلاف هست پس باید هر لحظه گذشت داشت وگرنه زندگی قشنگ خیلی راحت نابود میشه...
مهدی
|
United Kingdom
|
۰۸:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
من تجربه طلاق رو دارم. بنظرم هیچ چیزی تو زندگی بد تر از طلاق نیست.
امیدوارم همه زوجها در کنار هم با عشق زندگی کنن و بالغانه تو زندگیشون رفتار کنن.
پاسخ ها
آرمان
| Iran, Islamic Republic of |
۲۱:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۷
تنها نظری که منفی نگرفته نظر شماست

طلاق خیلی دردناکه بخصوص که یکطرفه تصمیم گیری بشه و ناگهانی و با بی رحمی انگار که داری توی یه هواپیما که سرعتشو زیاد می کنه که از زمین بلند بشه یه دفعه با اون سرعت زیاد ترمز می کنه و با سر محکم می خوره توی دیوار. اینا نامردیه که طرف مقابل که همسرمونه را آماده نمی کنیم و علاوه بر تلخی جدایی با بی مهری و بی رحمی و کینه و نفرت انتقام می گیریم.
همیشه برای برگشت راه بازه ولی وقتی جدا شدید مطمئن باشد بارها به فکر برگشت می افتید ولی به چه اعتمادی دوباره زمان و هزینه کنید؟ این بار فقط احساسه که در سوز و گدازه چون رابطه به لحاظ حقوقی تموم شده ولی به لحاظ عاطفی تردید نکنید که تا پایان عمر نمی تونید همدیگه را فراموش کنید.
يك نفر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
حالا كه بهانه خوبى بدست أورده جعفرخان قصه ما!شانس هم در خونه اش رو زده!
یه زن تنها
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
کاش منم تو زندگیم فقط همین مشکلاتو داشتم من تو دانشگاه با همسرم آشنا شدم اون برای استان فارس منم مازندران
با بدبختی زندگیمونو شروع کردیم مثل همه ی دخترا هزارتا آرزو داشتم شوهرم بهونه درس رو میکرد و میرفت تا صبح تو یه اتاق دیگه بعد از چند ماه فهمیدم درس بهونه بود اون با دخترا رابطه داره دختری که میدونست اون زن داره ازش میخواست منو طلاق بده بعد از فهمیدن اون هر روز کتکم میزد ولی من کسی رو نداشتم که بهش بگم تا اینکه اون رفت سربازی 2 ماه تنها بودم ولی تحمل کردم هرروز بهش امید میدادم تا اینکه آموزشی تموم شد اومد تو شهرمون خدمتش روزای عید بود بهم گفتن اون به دوستام التماس میکرد که باهام دوست شین من عاشقتونم به دختر خالمو خواهرم پیشنهاد داد دیگه نتونستم تحمل کنم دادخواست طلاق دادم و طلاق گرفتم ولی کسی نمیدونه چی دارم میکشم تو 24 سالگی این همه درد خیلی زیاده.
زندگیتونو خراب نکنید واسه چیزهای بی ارزش تردمیل نگرفت که نگرفت ولی دوست داشت این مهمه
طلاق خیلی بده زن خیلی اذیت میشه میشکنه
جامعه ی بدی که ما داریم یه زن مطلقه نمیتونه دووم بیاره
حالا تورو خدا بهتون التماس میکنم به زنتون خیانت نکنید کتکش نزنید مثل من میشن که کم اووردم میخام بمیرم
پاسخ ها
آرمان
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
درسته که الان شما شرایط خوبی نداری ولی هرکسی مطالب شما رو می خونه به این نتیجه می رسه که قبل از انتخاب و تصمیم به ازدواج، تحقیق جامع و کامل و مطالعه روی خصوصیات شخصیتی همدیگه را جدی نگرفتید که نهایتا شناخت خوبی بدست نیامده که از همون اوایل زندگی نسبت به شما ابراز علاقه نمی کرده یا دنبال یه نفر دیگر بوده. باور کنید که دوست داشتن زورکی نیست اگر اون در تصمیم گیری اشتباه کرد شما نمی بایست می کردی وقتی فهمیدید که اشتباه کردید گرچه پذیرفتنش راحت نیست ولی لازمه چون این زندگی ها نه دوام داره نه ارزش پس شاید گریزی از طلاق نباشه. جدایی گرچه تلخه و به راحتی هضم نمیشه ولی بهش نپردازید و با فکر کردن به اون و محکوم کردن خیانت های اون خودتون را آزار ندید مسوولیت اشتباهاتتون را بپذیرید که دیگه تکرار نکنید. هر چند معمولا خانم ها نقد پذیر نیستند ولی امیدوارم شما به عاقبت نقدناپذیری فکر کنید نه توجیه کردن و دنبال مقصر گشتن. اون تقصیرش سر جای خود ولی مسوول زندگی شما خودتونید ولاغیر.
این ها را مردی به شما میگه که همسرش با بهانه های واهی که خودمم نفهمیدم واقعا چی بوده با منطق بی منطقی ازش جدا شده ولی این تصمیم توی اوایل زندگی بهتر از اواسط زندگیه که جبرانش به مراتب سخت تر و شاید غیر ممکنه. ولی البته من نه خیانت کردم و نه مایل به جدایی بودم شرح بخشی از ماجرا را بالاتر به اسم خودم نوشتم که ازدواج با غریبه ها و شناخت ناکافی و بعد از اون، گذشت های مکرر و افراطی باعث میشه آدم ها ظرفیتشو نداشته باشند و خیال کنند همسر یعنی برده و هر کاری که می خواهند می کنند و به هیچکس پاسخگو نیستند این فضای همسری نیست.
در نهایت توصیه من این است که مشاوره، شناخت و تحقیق لازم و عمل به روش های اسلامی و قرآنی در تجربه ی بعدی راهگشاست انشاالله.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
مهريه مال همين روزهايي كه يك مرد خيلي راحت به زنش خيانت مي كند در حالي كه زنش هيچ كاري از دستش بر نمي آيد .به جز شكسته شدن
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
اره دیگه هدف باید این باشه که به زور زوجو کنار هم نگاه داشت حالا به زور مهریه یا هرچی! من نمیفهمم اگه تصور شما از ازدواج اینه که ازدواج نکردن که منطقی تره!
رها
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۶
عزیز من وقتی مردی سر ناسازگاری و قصد جدایی داشته باشه حتی مهریه های نجومی هم نمی تونن باعث دوام زندگی بشن و مطمئن باش چنین مردی هزار راه پیدا می کنه که بخواد از زیر بار پرداخت مهریه شونه خالی کنه و نمونه هایی زیادیش رو به چشم دیدم. به نظر من بهتره مثل کشورهای غربی همه چیز بعد از طلاق بین دو نفر نصف بشه.
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۸
با رها كاملا موافقم ... منم هميشه همينو ميگم اگه مثل غرب بود ديگه مهريه نجومي هم وجود نداشت ... زن هم انگيزه پيدا مي كرد به مرد كمك كنه تا داراييشون بيشتر بشه
نظرات بیشتر