شعف
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۹
عباس عزيز باخواندن قران نورقران را دردل ماروشن نمودي وهمچنان ادامه دهنده راهت خواهيم بود . سپاسگذارم از لطف شما كه ياد عزيزان را زنده نگه ميداريد . خواهر شهيد .
زینب
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۹
شهید عباس شعف دایی من است.البته قبل از این که من متولد شم ایشون به شهادت رسیدند اما محبتی که ازش در دل دارم بی نهایته...چند وقت پیش مطالعه دفتر خاطراتش رو تموم کردم و فقط میتونم بگم حیران مونده بودم.بعضی قسمت ها رو نمی تونستم باور کنم و دوباره و چند باره می خوندم...جایی نوشته بودن که دکتر از معالجه چشمانم نا امید شده بود و حتی می گفت با درد چشمت بساز و بذار تیر پشت چشمت باقی بمونه تا مجبور نشیم چشمت را تخلیه کنیم و در خط آخر نوشته بودن که امیدوارم خدا این هدیه ناقابل(چشم) را از این بنده حقیر قبول کند. نمی تونستم باور کنم که تا این حد صبور و شجاع بود.با تیری در پشت چشمش و با اون درد چطور میساخت و چطور با صبوری خدا را شاکر بود؟ این چه شجاعتی ست؟ آیا از جنس زمین بودن این انسانهای وارسته؟
با تمام وجودم بهت افتخار می کنم دایی عباس گلم...ببخش ما رو و برایمان دعا کن.
حمید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۹
مدیون قطره قطره خون این بزرگواران هستیم
چه ساده و بی آلایش و بدون هیچ چشم داشتی همه وجود خود را در راه دفاع از وطن فدا کردند.
روحشان شاد