پرسش خوب و به جایی است. از انتقادهای بالا بگذریم؛ باید به الگوی درست کشورهای پیشرفته نیز نیم نگاهی بیندازیم.
سیاست و سیاست زدگی بلای جان سیستم مدیریتی کشور و همه جا گیر شده است. این ناشی از فرهنگ نادرست بالادستی ها برای کنترل و اداره مجموعه زیر دستشان بوده است. برای از بین بردن سیاست زدگی و رفع بحران کنونی:
1. اعتماد سازی در سطح کلان کشور انجام شود.
2. باید نظام مدیریتی کشور به سوی شایسته سالاری برود.
3. تلوزیون و رادیو که از عوامل مهم آلوده کردن مردم به سیاست زدگی است در برنامه های خود بازنگری کند. زیرا هر لحظه که این ابزارهای شنیداری و دیداری را باز کنید؛ کلامی جز سیاست و آموزش ها هیجان زای نادرست چیزی ندارد.
4. به سوی فرهنگ سازی و تولید برنامه های آموزشی و شاد افزایی باید پیش رفت. متإسفانه هر حرکت شادی بخش در کشور ما محدود می شود و با سرخوردگی مواجه می شود. بدین خاطر بخشی زیادی از وقت مردم صرف انتقام کشی پنهانی از آنانی می شود که با خواسته ها و نیازهای درونی شان مقابله شده است. یادمان نرود که مردم نیازمند موسیقی، نفریح و شادی هستند. ببینید که برنامه هایی که به خورد مردم داده می شود؛ به جز القای فرهنگ مذهبی و اندوه و غمگین کردن آنان هیچ چیز دیگری ندارد. بازخورد چنین چیزهایی جز برخوردهای منفی مردم چیز دیگری ندارد.
5. برگزیدن مدیران کشوری از بالا به پایین باید بر پایه شایستگی و تدبیر آنان باشد نه سیمای ظاهری و ارتباط آنها با افراد.
ناشناس
|
|
۱۸:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
4
28
پاسخ
سیاست یعنی دروغ یعنی منفعت گرایی
و رانت و باندبازی برای رسیدن به مطامع
و مقامهای دنیوی .....
سیاست یعنی سبقت گرفتن در تجمل و
دنیا گرایی یعنی پرستیدن خود به جای
پرستش خالق خود-یعنی فرعونیت تام
پاسخ ها
علی اکبر
||
۱۹:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
آقای ناشناس این تعریف ازسیاست ناشی ازعملکرد جهان مادیگرای اومانیسم است
اما سیاست دراسلام جزء دین نیست بلکه عین دین است بیاییم تعریف سیاست ازمنظر دین را تبیین کنیم
ناشناس
||
۱۹:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
خودت به تنهایی کشف کردی !
میثم گنابادی
|
|
۱۸:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
95
12
پاسخ
سلام
اگه سیاست ما عین دیانت شود و دیانت ما عین سیاست ما همه چیز درست میشود
به شرط اینکه دیانت ناب محمدی باشد.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۹:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
اين همه راي - براي چي ؟
ناشناس
||
۱۹:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
چه قدر منفي !!!!
saeed
||
۲۲:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
دوست عزیز هر چیزی سر جای خود
دیانت هم سر جای خود باشد بهتر است چون شاید در راه سیاست به دیانت ما ضربه وارد شود
ناشناس
||
۱۴:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۲
پیدا کن پرتغال فروش را!!!!!!!!!!!
حسین
|
|
۱۸:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
0
3
پاسخ
علت سیاست زدگی کشورمان اینهاست
1-سالها تبلیغ کردیم که سیاست ما عین دیانت ماست درنتیجه مردم وظیفه خود میدانندکه سیاست را در تمام شئون وارد کنند 2-در رسانه های ملی وعمومی اگاهی سیاسی را به سیاست کشورهای خارجی مهدود کرده ایم نه داخل کشور خودمون وسیاست کشور خودمون مثل کیسه سربسته جذابی برای مردم است که آنرا میخواهند باز کنند وبدون آگاهی وارد آن شوند 3-نظام ،اگاهی سیاسی ووارد شدن عموم مردم را برای رای دادن وراهپیمایی در تاییدسیستم میخواهد درحالی که نمی توان از مزایای سیاست استفاده کرد ولی از انتقادات آن مصون ماند یک بام ودوهوا نمیشود 4- در ایران هیچ کس در حیطه تخصص خودش کار نمیکند وهمه چیز درهم است رسانه هاومسئولین کشور احزاب را در چشم مردم هیولا کرده اند ومردم وسیاستمداران در قالب شخصی وباندهای قدرت وبنگاهها در سیاست دخالت میکنند وهر کس دستش وقدرتش وعوامفریبیش برسد سوار کشتی سیاست کشور میشود درنتیجه واقعا سیاست کشور خراب شده است و همه وارد بحث آن میشوند ونقل مجلسش میکنند وانتقادهم میکنند وحق هم دارند .چون درست اداره نمیشود 5-سیاستمدارانی که با این روشهای غلط آنرا اداره میکنند برای مصون ماندن در قدرت سیاسی وتبعات انتقادی وحسابرسی آن مجبورند به هر وسیله ای حتی اخلاق ودین وعوامفریبی و...متوسل بشوند وآنهارا سیاسی کنند تا بیشتر در قدرت بمانند .
سیاست زده
|
|
۱۸:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
0
3
پاسخ
علت اینکه در اکثر کشورهای پیشرفته موضوع مسائل سیاسی و اقتصادی و بحثهای مرتبط با
آن در زندگی روزمره مردم دخیل نیست این است که هر شخص و چهره سیاسی و اقتصادی براساس توان و کارایی، انتخاب و
درآن پست شغلی مشغول کار می شود و مردم دیگر هیچگونه نگرانی خاصی از بابت عدم کارایی و تصمیمات نسنجیده آن شخص ندارند. مردم ما به علت اینکه از تصمیمات نادرست این چهره ها تا کنون ضربات سنگینی در زندگی خود دیده اند وهمواره نگران آینده اقتصادی خود هستندبه ناچار خود یک تحلیل گرسیاسی و اقتصادی شده اند.
علی
|
|
۱۸:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
0
2
پاسخ
زمانی که ملاک گزینش افراد، تعهد و نه تخصص است ،
روند سیاست گرایی به شدت رشد پیدا میکند.
تجربه 30 ساله هم نشان داده است که این سیستم موفق نبوده است و فقط دامنه انتخاب را محدود تر میکند.
پلیس نیویورک زمانی برای گزینش افراد جدید، محدودیت سیگاری بودن را برای مدت کوتاهی به اجرا گذاشتند که سریعا متوجه مجدود شدن انتخاب مناسب شدند و شرایط را برداشتند. ما که 30 سال است که 99% مملکت را غیر خودی کرده ایم. معلوم است که زمانی که 99% به دنبال اون 1% باشند که کارشان راه بیافتد و اجازه زندگی کردن در این مملکت را داشته باشند، بازار خودی ها حسابی داغ میشود و خیلی ها سعی میکنند که خودی تر شوند تا رانت بیشتری داشته باشند.
جامعه شناس
|
|
۱۹:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
0
2
پاسخ
راهکار: گسترش حوزه خصوصی به سراسر پهنه اجتماع و عقلانی کردن حوزه عمومی
تقویت نهادهای مردم نهاد و تشکل های مدنی در جامعه
ایجاد و تعمیق و گسترش نسبت سرمایه اجتماعی در جامعه بنحوی که مردم داوطلبانه و خودجوش عهده دار امور اقتصادی و اجتماعی خود باشند
علی
|
|
۱۹:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
0
2
پاسخ
طرف اگه کاری بکنه میگن سیاسیه حالا از جنبه دیگه به کارش نگاه کن میبینی پیشرفت کشور در نهان کارش قرار داره
والا همه سیاست مدار نیستن و هر کاری سیاسی محسوب نمیشه
ناشناس
|
|
۱۹:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
0
2
پاسخ
چگونه به خوشبختي برسيم ؟
انسانها به طور طبيعي به دنبال تامين نيازهاي زندگي و رفاه و آرامش بيشتر هستند .
بطور كلي :
سطح رفاه افراد يك جامعه = سطح رفاه عمومي + سطح رفاه شخصي
از آنجا كه سطع رفاه عمومي در جوامع عقب مانده پائين است ،مردم اين جوامع تلاش دارند با بالا بردن سطح رفاه شخصي اين نقيصه را جبران كنند .
معمولا" اين افراد با زير پا گذاشتن اخلاق و با استفاده از ضعف قوانين و فساد موجود در جامعه راه هاي پيشرفت فردي را طي ميكنند و البته در اين مسير باز هم بيش از پيش رفاه جامعه را قرباني كرده و سطح آنرا پائين تر مي آورند و اين چرخه همچنان ادامه مي يابد . نهايتا" اين افراد اگر موفق شوند كه كاخي براي خود دست و پا كنند آنرا در جهنمي از مشكلات بنا كرده اند . افراد چنين جامعه اي نهايتا" منافع خانواده و فاميل و دوستان نزديك خودرا دنبال مي كنند و در حداقل اجتماعي شدن هستند .
و اما در جوامع پيشرفته جرياني معكوس وجود دارد از آنجا كه سطح رفاه عمومي و فهم اجتماعي مردم بالا است افراد براي پيشرفت شخصي دست به كارهاي غير قانوني نمي زنند ، ضمن اينكه قوانين درست طراحي شده اند و مجريان قابلي آنرا اجرا مي كنند و راه فساد بسته است ، در نتيجه جريان امور مثبت و سطح رفاه و آسايش عمومي مرتبا" افزايش مي يابد . اين افراد خوشبختي خودرا در جامعه و با جمع دنبال مي كنند و خانواده آنها تمام جامعه است .
- براي رفتن از الگوي رفتاري افراد عقب مانده به پيشرفته ، نياز به تغيير نگرش وجود دارد . ما با يد به اين باور برسيم كه زندگي در جامعه اي باسطح رفاه عمومي بالا كه در آن انسانها خوشبختي خودرا در خوشبختي ديگران (يادمان باشد كه ما هم ديگران هستيم براي ديگران) دنبال مي كنند مطلوبتر از زندگي در جامعه اي عقب مانده است كه در آن هر كس سعي دارد گليم خودر از آب بكشد .
ياد بگيريم كه خانواده وقتي خانواده است كه اعضاء آن فقط به اهداف خانواده فكر كنند و نه به شخص خودشان .((كه البته در اين مورد نمره ما خوب است . ))
ياد بگيريم كه تيم وقتي تيم است كه افراد آن فقط به اهداف تيم فكر كنند و نه منافع شخصي .
ياد بگيريم كه شركت وقتي شركت است كه افراد آن فقط به اهداف شركت فكر كنند و نه منافع شخصي .
بيائيد ياد بگيريم كه جامعه وقتي جامعه است كه افراد آن فقط به اهداف اجتماع فكر كنند و و نه منافع شخصي .
ياد بگيريم كه ما وقتي ملت هستيم كه به اهداف كشور فكر كرده و خوشبختي خودرا در خوشبختي مردم در هر گوشه اي از اين سرزمين جستجو كنيم.
و اگر چنين شديم :
اجازه مي دهيم شايسته ها در راس باشند و خودمان را به هر قيمتي به تيم ، شركت و جامعه تحميل نمي كنيم چرا كه مي دانيم لازمه رسيدن به بهترين سطح رفاه عمومي ممكنه در هر جامعه اي اعم از كوچك يا بزرگ ، استفاده حداكثري از نيرو هاي توانمند و شايسته است .
سازو كارهائي بوجود مي آوريم كه اگر نالايقي خواست خودرا تحميل كند عرصه بر او تنگ شده و مجبور به دادن جايگاهش به فرد شايسته شود.
در نتيجه شايسته سالاري ( به جاي رابطه سالاري ونا لايق سالاري ) :
مديريت بهينه منابع مادي و معنوي جامعه اتفاق مي افتد .
مردم براي رسيدن به سطح رفاهي بالاتر تلاش و كار شرافتمندانه و ارتقاء سطح دانش را دنبال مي كنند .
راه هاي فساد ، رانت خواري و زياده طلبي بسته ميشوند و همه از فرصتهائي برابر براي پيشرفت برخوردار مي گردند .
و همه اينها رفاه و عدالت اجتماعي بالاتر را رقم مي زنند .
بدين ترتيب :
كشور در تمام زمينه هاي اقتصادي ،اخلاقي ، فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و... پيشرفت مي كند .
اعتياد، جنايت، فحشاء ،اعدام ، طلاق، سرقت، رشوه ، و... كاهش مي يابد .
آسايش و رفاه مادي و رواني براي همه به دست مي آيد ، كيفيت زندگي و طول عمر افزايش مي يابد .
لذا :
هر برداشتي از قانون ، ايدئولوژي ، دين و... كه در جهات مثبت ذكر شده كار كند مفيد بوده و لازم است توسعه داده شود و هر برداشتي كه در جهت منفي عمل كند غلط بوده و مي بايستي ترك گردد .
از آنجا كه قوانين اجتماعي ملاك عمل هستند اصلاح آنها در جهت رفع نواقص مي بايستي داراي راهكار هاي مشخص و غير قابل تفسير باشد .
خلاصه اينكه لازمه زندگي بهتر تغيير نگاه از فرد گرائي به جامعه گرائي است .
هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمی کند
رودخانه ها آب خود را مصرف نمی کنند
درختان میوه خود را نمی خورند
خورشید گرمای خود را استفاده نمی کند
گل ، عطرش را برای خود گسترش نمی دهد
نتیجه :
زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .
((يادمان باشد كه ما ديگران هستيم براي ديگران ))
چرا ما انسانها نبايد اين قانون طبيعت را در زندگي اجتماعي رعايت كنيم ؟
ناشناس
|
|
۱۹:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۱/۲۰
0
1
پاسخ
متاسفم که در کشوری زندگی میکنم که همه چی با سیاست گره خورده حتی ورزش، هنر، ادبیات، تفریح، و...
سیاست و سیاست زدگی بلای جان سیستم مدیریتی کشور و همه جا گیر شده است. این ناشی از فرهنگ نادرست بالادستی ها برای کنترل و اداره مجموعه زیر دستشان بوده است. برای از بین بردن سیاست زدگی و رفع بحران کنونی:
1. اعتماد سازی در سطح کلان کشور انجام شود.
2. باید نظام مدیریتی کشور به سوی شایسته سالاری برود.
3. تلوزیون و رادیو که از عوامل مهم آلوده کردن مردم به سیاست زدگی است در برنامه های خود بازنگری کند. زیرا هر لحظه که این ابزارهای شنیداری و دیداری را باز کنید؛ کلامی جز سیاست و آموزش ها هیجان زای نادرست چیزی ندارد.
4. به سوی فرهنگ سازی و تولید برنامه های آموزشی و شاد افزایی باید پیش رفت. متإسفانه هر حرکت شادی بخش در کشور ما محدود می شود و با سرخوردگی مواجه می شود. بدین خاطر بخشی زیادی از وقت مردم صرف انتقام کشی پنهانی از آنانی می شود که با خواسته ها و نیازهای درونی شان مقابله شده است. یادمان نرود که مردم نیازمند موسیقی، نفریح و شادی هستند. ببینید که برنامه هایی که به خورد مردم داده می شود؛ به جز القای فرهنگ مذهبی و اندوه و غمگین کردن آنان هیچ چیز دیگری ندارد. بازخورد چنین چیزهایی جز برخوردهای منفی مردم چیز دیگری ندارد.
5. برگزیدن مدیران کشوری از بالا به پایین باید بر پایه شایستگی و تدبیر آنان باشد نه سیمای ظاهری و ارتباط آنها با افراد.