علی از تبریز
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۴:۲۸ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
من و یکی از دوستان دو هفته پیش برای کاری از تبریز به اصفهان رفتیم، کیف پول و سایر لوازم بین را در قم گم شد . به اصفهان که رسیدیم فقط 8000 تومان پول داشتیم. حتی کارت عابر بانک هم گم شده بود که زنگ بزنیم تبریز برایمون پول بفرسند . دوستم هم بیمار شد ناچارا به بیمارستان رفتیم انجا ماجرا را برای یک نفر توضیح دادم بنده خدا تمام پول بیمارستان را تقبل کرد و 100 هزار تومن هم دستی بهمون داد . خلاصه کارم راه افتاد و تبریز که امدم زنگ زدم بهش تشکر کردم و با هزار خواهش و تمنا مبلغی که داده بود را به حسابش ریختم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۰:۳۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
از اینکه به شهر ما اومدی و یکی از همشهری هام تونسته بهتون کمک کنه و مشکلت را تا حدودی حل کنه بسیار خوشحال شدم
يه آدم ساده
| Iran, Islamic Republic of |
۱۶:۰۵ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
ولي به نظرم اون بنده خدا يا خيلي وضعش خوب بوده يا خيلي ريسك كرده كه به شما اينجوري حال داده!!. چند ماه پيش يارو با زن و بچه تو ماشين بود. من كه منتظر ماشين بودم ايستاد كنارم و شروع كرد به التماس كه از راه دور (مشهد) اومديم و كيف مداركم رو زدند اگه لطف كني يه كم پول بدي بتونم تا مشهد برم(پول برا بنزين...) منم كه ديدم خونواده هستند گفتم خدا رو خوش نمياد بي خيالي طي كنم. يه ايران چك پنجاه تومني تو كيفم بود كه بهش دادم و آدرس و تلفنش رو هم به من داد و گفت رسيد پولو برمي گردونه... چشتون روز بد نبينه اگه پشت گوشمو ديدم پولم رو هم ديدم... لعنت بر كسايي كه از احساسات پاك مردم سوءاستفاده مي كنن تا ديگه كسي دلش به حال كسي نسوزه
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۳۰ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
بهتره سری به بنیاد جانبازان بزنید :
وقتی جانباز بزای کاری نزد آنان می رود انگار می خواهد اموال شخصی خود را به جانباز بدهد و با هزاران بد اخلاثی کارمندان آن بنیاد روبرو می شوی .
و با خود می گوئی خدایا چرا شهید نشدم که الان وبال دیگران باشم و این غم ، یکبار دو بار نیست همیشه همینطئر بوده و خواهد بود .
این تنها به این بنیاد ختم نمی شود در جامعه هم جایگاهی نداریم .
و با روحی پریشان و آشفته به خانه باز می گردی و از کرده خود پشیمان .
با جسمی بیمار و روحی افسرده ( شادی جائی ندارد )
انگار در این کشور شادی رخت بر بسته .
با خود می گویم خدایا کی حان مرا می گیری تا خلاص شوم .
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۷:۲۹ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
ان شائ الله مشکلت حل بشه و سال شادی پیش رو داشته باشی پسرعموی منم جانباز بود انقدر اعزامش نکردن خارج که وزنش شد 25 کیلو بعد تا دیدن داره شهید میشه و نفسهای اخرشه گفتند با اعزامش موافقت شده ولی چه فایده اوضاعش برای پرواز با هواپیماخوب نبود و اخرش به خیل شهدای دیگر پیوست ولی خیلی سخته همه جوونیت بدی واسه کشور ولی برای یک امپول زن وبچت برن داروخانه و بنیاد شهید و... گریه کنند و بهشون جواب بدهند مگه واسه من رفته میخواست نره جنگ
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۱:۰۲ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۳
واقعا سخته که جانباز باشی و تو این اداره ها بپیچوننت.
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۲:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۳
جانبازان عزیز برای ما قهرمان ملی هستند
متاسفم که در کشور ما چنین رفتار هایی با قهرمانان ملی می شود
حامد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
سلام
آخرین با که خیلی شاد شدم
دیشب بعد از یه انتظار طولانی در صف تاکسی بالاخره یه ون اومد و نصف مسافرهای منتظر رو سوار کرد
بعد زنگ ز به دوستش و گفت اگه میشه دوباره برگرد چون زن و بچه مردم در سرما منتظرند
این یعنی وجدان بیدار اجتماعی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
منم هر روز که میام سایت تابناک و میبینم تابی جون یه بحث باب میل مردم پیش کشیده ملتو سرگرم میکنه شاد میشم
و با خوندن بیشتر کامنتای دوستان میمرم از خنده............
دمت گرم تابی...........
همايون
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۷ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
به نام حضرت دوست
سلام
1- آخرين بار احترام و ارزش قائل شدن يك پزشك همكار به موردي كه روز قبل مطرح كرده بودم و فرداش با اصرا من رو براي چكاب دعوت كرد
2- رفتارهايي چون زور گويي و قدرت طلبي و فريب كاري
3- من ياد گرفتم كه براي داشتن زندگي شادمانه تر هيچ انتظاري از ديگران نداشته باشم ،ببخشم ، كاري انجام بدهم لطفي بكنم در حق ديگري بدون چشم داشت و فراموشش كنم
تینا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
اخرین بار دیشب موقع خواب ، چشمان دختر دوساله ام توی تاریکی برق می زد و یک لبخند قشنگ روی لباش بود از دیدن این صحنه خیلی خوشحال شدم و مشکلات اقتصادی رو برای چند دقیقه فراموش کردم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۷:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
نکنه محتویات جیبت دیده چشمش برق زده
sara
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
آخرین با دیروز از برخورد محترمانه کارمند بانک پ (بانک خصوصی)
بزرگترین خوشحالیم سلامتی بچه هامه بعد از 10 روز مریضی سخت
از خوشحال و شادی دیگرا ن بیشتر از شادی خودم راضی میشم
به بیمارستان ها (به خصوص دولتی ) میرم و بی خیالی و بد قولی بعضی ها را می بینم
حالم بد میشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
وقتی احساس میکنم با تمام وجود همسرم رو دوست دارم ولی مدام بهم بی توجهی می کنی ازخودم بدم میاد و فکر می کنم خیلی چیزا رو کم دارم و این ناراحت که نه آتیشم میزنه//ولی من نمی تونم مثل خیلی از آدمها باشم که اون خوشش میاد// من یه آدمم مثل خودم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
به همسرت بگو که با همه وجود دوستش داری
امیر علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
خیلی وقته که از ته دل نخندیدم تنها چیزی که شادم میکنه کمک به دیگران هست که واقعا بعد از انجامش احساس شادی و سرخوشی میکنم و همچنین خنده های معصومانه پسرم امیر علی خدایا بابت همه داشته ها و نداشته هایم تو را شکر میگویم
پاسخ ها
علی اصغر
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
بلی دوست عزیز
ما تنها کسی هستیم که می توانیم با انجام کارهائی رضایت بخش خودمان را خوشحال کنیم
من دارم این موضوع را پیگیری می کنم بعد از چند روز یک مطلبی در مورد نیازهای انسان خواهم نوشت. متشکرم
امیرحسین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۲ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
من و نامزدم مشکلی باهم نداریم و هم درک می کنیم ولی گاهی بد دعوا می کنیم ولی بعد هر دعوا وقتی به اشتباه بودن حرفاش پی می بره سعی می کنه دل منو بدست بیاره یا از دست خودش ناراحته فکر می کنه منم ناراحتم خیلی لذت بخشه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۷:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
زندگی که تو نامزدیش دعوا باشه عروسیش تو کلانتری برگزار میشه منم اینجوربودم خطای منو نکن بدبخت میشی
نظرات بیشتر