روی سنگ قبرم بنویسید که راحت شد و رفت...
خسته و زار و پریشان بود ، راحت شد رفت...
چه تفاوت میان مردن ز گرانی و ز آوار و بلا...
اونقدر تحت فشار بود که راحت شد و رفت...
پاسخ ها
افسوس
||
۱۲:۲۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
آخه اونوقت آخر دنیا کی واسه تو سنگ قبر میزاشت دلبندم
p l t
|
|
۲۳:۰۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
3
2
پاسخ
خوشم میاد خوب همه رو سر کار گذاشتین!
هنرمند
|
|
۲۳:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
1
3
پاسخ
در چنین موقعی آدم درک میکنه واقعا """ آدم و هوا """" چه کشیدند ............ خیلی سخت بوده !!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ ها
ناشناس
||
۲۳:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
بی سواد آدم و حوا
از پس گرسنگی کشیدی میگی هوا
مسعود حکمی
|
|
۲۳:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
3
2
پاسخ
من حتما تکلیفمو با بیگلی بیگلی یه سره میکردم بعدشم چند دقیقه قبل تموم شدن دنیا یه تیر خالی میکردم تو مغز دوستم حامد بعدش اوووووووووم بعدش .... بعدش .. خوب واقعا من بعد کشتن حامد کار دیگه ای ندارم ای بااابااااااا چقد پیچیدس این آخر دنیا خدا واسه هیچکی نیاره
منتظر
|
|
۲۳:۴۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
16
6
پاسخ
منتظر ظهور می ماندم.
مهرداد
|
|
۲۳:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
18
6
پاسخ
دوس داشتم امام حسین محبتشو به دلم مینداخت تا آخردنیا واسش گریه میکردم
مصطفی
|
|
۰۰:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
2
23
پاسخ
خدا خدا میکردم بمیرم!!
3 برادر
یه پدر بازنشسته با حقوق نا چیز
داداش بزرگه شاگرد اول کارشناسی برق قدرت بیکار
من کارشناس ریاضی بیکار
داداش کوچیکه داره واس کنکور میخونه
با 600 هزار تومان
میمردیم بهتر نبود ؟؟؟؟!!!!
پاسخ ها
م.ارین
||
۱۲:۳۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
چرت نگو پتروشيمى بندرماهشهر هرکى شاگرداول برق باشه رو جذب ميكنه كافيه داداشتون يه سرى به اون بزنه
ناشناس
||
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
انشالا باعث و بانی این بدبختی مردم بمیرن.چرا شما؟
بهروز
||
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
اگه تنت سالمه کار هست امید داشته باش توکل ه خدا
عشایری
|
|
۰۱:۰۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
1
18
پاسخ
تخصص کوفتی مو نیمه تموم ول میکردم میرفتم روستای بابابزرگی یه نون با چندتا گوجه بر می داشتم می رفتم چوپانی بز و گوسفندا رو می کردم...
ناشناس
|
|
۰۱:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
1
17
پاسخ
راستش رو بخواین اینقدر فشار و استرس داریم که جدی جدی دوست داشتم ای خرافات مردم روشنفکر اون ور آبی درست باشه
حیف شد!!
رامين
|
|
۰۱:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
1
14
پاسخ
ميرفتم با دسته چكم يه ويلاي توپ اجاره ميكردم و يه بنزي ميخريدم و كلا عشق و حال ميكردم و تاريخ چكا رو براي 22 دسامبر مينوشتم D:
خسته و زار و پریشان بود ، راحت شد رفت...
چه تفاوت میان مردن ز گرانی و ز آوار و بلا...
اونقدر تحت فشار بود که راحت شد و رفت...