یه روز از خواب پا میشی
میبینی تو این دنیا نیستی
دلت تنگ میشه برای آسمون
ماشینای توی خیابون
دلت تنگ میشه برای درختا
صدای چک چک ناودون
دلت تنگ میشه برای شب و سحر
برای آشتی و قهر
با خوت میگی کاش می شد برگردم
ببوسم روی مادر
پینه دست پدر
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۷:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
فقط با دو خط آخر موافقم ولي در كل منفي دادم
ناشناس
||
۱۷:۴۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
دلت تنگ میشه برا اختلاس
دلت تنگ میشه برا دروغ و دروغگو
دلت تنگ میشه برا خفقان
دلت تنگ میشه برا آلودگی هوا
دلت تنگمیشه برا هرچی بدی که یک تو ایران خودمون وجود داره
آره؟؟؟؟
ناشناس
||
۲۱:۲۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
فقط 2 خط آخری
ناشناس
||
۰۹:۱۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
کاش میشد یه روز از خواب پاشم و ببینم توی این دنیا نیستم , اما بدبختی اینه که هر روز چشم باز میکنم و می گم ای بابا , بازم زنده ام
ناشکر نیستم , 28 سالمه ولی حق من این نبود که بعد این همه درس خوندن و جون کندن و سالم زندگی کردن , یه همچین زندگی نصیبم بشه
ناشناس
|
|
۱۶:۳۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
7
42
پاسخ
سیگاری نیستم ولی حتما یه سیگار برگ کوبایی می کشیدم
ناشناس
|
|
۱۶:۳۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
0
20
پاسخ
شما که گفتید خوانده می شوید ولی چرا سانسور می کنید؟
ناشناس
|
|
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
5
44
پاسخ
ایرانیها راضی بودن به تمام شدن دنیا ,دنبال طنز نبودن اصلا حوصله هیچی رو ندارن دیگه
پاسخ ها
م.ارین
||
۲۰:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
چرانظرخودتو به همه ايرانيها نسبت ميدى منكه منفى دادم چون بانظرت موافق نيستم
شهاب
|
|
۱۶:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
1
27
پاسخ
تا تو نظر ما رو بذاری دنیا تموم میشه
فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاتحـه
ناشناس
|
|
۱۶:۴۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
6
32
پاسخ
دوست داشتم زودتر بمیرم و خلاص شم از این دنیا. اصلا دلخوشی ندارم که به اون وابسته باشم. و زندگی ملال آوره. ازدواج سخت شده و سختی های زندگی خیلی بیشتر. چه دلیلی برای ادامه ی زندگی هست؟
ناشناس
|
|
۱۶:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
41
3
پاسخ
به نظر شما پسر نوح اگر بود چه نظری داشت؟!
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۶:۵۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
اشتباهی مثبت دادم
ناشناس
||
۲۳:۰۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
اون میرفت سر کوه تا دیرتر بمیره من میرفتم پایین کوه تا زودتر اب بیاد خفه شم راحت شم از این زندگی نکبتی
ناشناس
||
۱۳:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
پسر نوح نمی دونم الان چکار میکرد ولی من اگه جا پسر نوح بودم اون زمان خودم به یه تنه درخت آویزون میکردم غرق نشم
پیمان
|
|
۱۶:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
6
5
پاسخ
من هیچ کار تازه ای را در پیش نمی گرفتم و همان روند قبلی ام را ادامه می دادم چون هر گونه تغییری که با دانستن پایان دنیا در عرض یک هفته، انسان در خودش بوجود آورد از نظر من ارزشی ندارد و مرد آن است که در زندگی عادی و روزمره خود که از پایان قطعی آن خبر ندارد همه کارهایش را راست و ریس کرده باشد و گرنه حال که فهمیده دیگر یک هفته بیشتر زنده نیست هیچ کارش ارزشی ندارد
عارف
|
|
۱۶:۵۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
1
8
پاسخ
با سلام
تابی عزیز ما ملت ایران به قیامت که برایمان مسلم شده هیچ توجه ای نداریم اون وقت شما انتظار دارید به این چیزها توجه کنیم ومطلب دیگه اینکه مردم این قدر گرفتار هستند که اصلا این چیزها یادشان نمد آید واز طرفی برایمان فرقی ندارد بالا خره باید رفت وزودتر رفتن برابر با گناه کمتر
ناشناس
|
|
۱۷:۰۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
2
34
پاسخ
من که میخوابیدم تا اون دنیا بیدار بشم... از دست زندگی این دنیا که خیری ندیدم شاید اونور ببینم
میبینی تو این دنیا نیستی
دلت تنگ میشه برای آسمون
ماشینای توی خیابون
دلت تنگ میشه برای درختا
صدای چک چک ناودون
دلت تنگ میشه برای شب و سحر
برای آشتی و قهر
با خوت میگی کاش می شد برگردم
ببوسم روی مادر
پینه دست پدر
دلت تنگ میشه برا دروغ و دروغگو
دلت تنگ میشه برا خفقان
دلت تنگ میشه برا آلودگی هوا
دلت تنگمیشه برا هرچی بدی که یک تو ایران خودمون وجود داره
آره؟؟؟؟
ناشکر نیستم , 28 سالمه ولی حق من این نبود که بعد این همه درس خوندن و جون کندن و سالم زندگی کردن , یه همچین زندگی نصیبم بشه