جمال
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
روحش شاد باد. واقعا این شهیدان سرمایه های بزرگی برای ما هستند ولی افسوس که ما قدر اونا رانمی دانیم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
میثم جان
چقدر زود اما سخت گذشت این سالها و هنوز شیرینی یکبار زیارت شهید بزرگوار در ذهنم مانده .... او یک مرد بود....
همسایه قدیمی سید عیسی اولیا ئی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
خانواده معزز حاج داود کریمی سلام .....همین عزت وبزرگواری عزیزانی مثل حاجی داود هاست که مایه سرافرازی ملت ایران دراین جهان وانفساست اوکه به خواسته ولیاقت خود که همان شهادت بود رسید ولی برای بعضی ازنظر دهندگان بدبخت وتنگ نظر متاسفم که در مواردی نظر مثل خودشان منفی داده اند انشائ ا.. . روحش با شهدای کر بلا محشور باد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
قطعه 29 بهشت زهرا قسمتی از بهشت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
هر چی تو زندگی دارم از حاجیه خدایا جایگاهی رفیع تر از چیزی در تخیل ماست به عطا کن دست ما راهم همانطور در زمین گرفتی در آخرت بگیر روحت شاد
امیر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
برای من حاج داود یه اسطوره است یه بار یه مستند از شبکه خبر از ایشون دیدم تا آخر عمرم یادم نمیره .خدا کنه یه بار دیگم پخش کنن
کورش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
من 2 تا خاطره از شهید داود کریمی دارم که دوست دارم اینجا بیان کنم.الان که دارم می نویسم اشک از چشمانم سرازیر شده با اینکه سالهاست گریه نکرده بودم.من بعد از جنگ چون زیاد روزنامه می خوندم اسم داود کریمی را زیاد شنیده بودم و خوانده بودم.ولی هیچ وقت نه عکشو دیده بودم و نه از موقعیت کار در کارگاه تراشکاری حاج داود چیزی می دونستم.تا اینکه استخدام بانک ملت شدم و به شعبه طالح آباد منتقل.گاهی وقتها مردی خوش سیما و همیشه لبخند بر لب و البته مودب و متین را می دیدم که در صف می ایستاد و کار بانکی خودش را انجام می داد و می رفت.خود بخود مهر این مرد بر دلم نشست از متانتی که داشت تا اینکه کم کم متوجه شدم با همه آدمها و ارباب رجوع ها فرق می کند و بیشتر با ایشان آشنا شدم البته در سلام و علیک و تعارف و حال و احوال پرسی.و یکبار که بیشتر به اسمش روی فیش بانکی بیشتر دقت کردم دیدم که این اسم چقدر برام آشناست و دیگه رفتارهای داود کریمی را بیشتر زیر نظر گرفتم.ولی اون لباس کارگری کجا و رفتار بسیار ساده و خودمانی کجا و سردار دواود کریمی که من قبلا اسمش را زیاد خوانده بودم کجا!!!تا اینکه بعد از چند ماه به خودم اجازه دادم از ایشون سوال کنم و انقدر ساده و بی تکلف ذهن کنجکاو منو پاسخ داد که اینبار به صداقت تائید جواب سوالم شک کردم ولی بعد از مدتها پرس و جو از دیگران و همکارانش که به بانک می آمدند به یقین رسیدم که بله ایشان سردار بزرگ جنگ ایران با عراق هستند و خدا می داند که هرگز از اسمش و مسئولیتش جهت خارج از نوبت انجام شدن کارش سوءاستفاده نکرد و شد الگوی اخلاقی و بزرگ مردی و یک انسان واقعی و وطن پرست برالی من.واما خاطره دوم این بود که یک غروب تاریک و سرد زمستانی کنار خیابان منتظر سواری بودم که دیدم یک پیکان مدل پائین جلوی پام ترمز کرد بغل راننده نشستم و داخل ماشین از بیرون آن سرد تر بود و راننده کلاهی به سر کشیده بود تا پائین گوشها را پوشش قرار دهد.و اورکت مندرس خود را نیز تا بالای گردن یقه آنرا بالا کشیده بود.ابتدا سلام دادم و جواب سلام و تن صدا برایم آشنا آمد ولی نگاه که کردم تاریکی و پوشش کلاه و اورکت مانع از شناختن راننده گردید.من که خوشحال زود سواری پیدا شده بود تا به مقصد برسم دوباره یک نیم نگاهی به راننده انداختم دیدم لبهایش دارد تکان می خورد و فهمیدم که دارد ذکر می گوید کمی بیشتر دقت کردم دیدم بله سردار بزرگ ایران حاج داود کریمی است.ابتدا فکر کردم برای مخارج زندگی دارد مسافر کشی می کند و گفتم شاید خجالت بکشد و خودم را معرفی نکردم و در بین راه چند مسافر دیگه هم در صندلی عقب جای گرفتند و هنگام پیاده شدن مسافرین و خودم دیدم که حاج داود کرایه قبول نمی کند گویا در آن سرمای سوزناک با وسیله نقلیه داغون خود قصد کمک به عابرین و مسافرین در راه مانده را داشت و در آخر می گفت صلوات بفرستید برای پیاده شدن.نمی دونم روح بزرگ این مرد از گفتن زوایای پنهان زندگی زندگیش که گویا فقط با خدا عهد بسته بود از من راضی خواهد بود یا نه ولی لازم بود در این دنیایی که هر کس دنبال منافع شخصی خویش است همگی بدانیم که چه مردان بزرگی در جبهه ها فداکاری کردند.یک مرد که واژه مرد را رو سفید کرد.
جاوید قلندر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
سلام منم خودم رزمند وجانباز دورران جنگ هستم واز اینکه هنوز زنده ام ونتونستم کار مفیدی بعداز جنگ برای کشورم انجام بدم از خودم واین شهدای بزرگ وار شرمنده ام ای شهدای عزیز وبزرگوار ما را هم فراموش نکنید التماس دعا از شما داریم
چون طبق آیه قرآن به زنده بودن شما اعتقاد داریم