در عكس چهارم آن سردار سپاه كه در كنار ايشان نشسته و در حال گفتگو با هم هستن سردار شهيد حاج حمدالله دكامي فرمانده سپاه كرمانشاه بودند كه در سال 1381 در حين بازگشت از ماموريت تهران در جاده ساوه تصادف نمودند و به روحشان ملكوتي شد. اين سردار شهيد نيز 10 از عمرشان را در اسارت نيروهاي بعثي بودند.
حمید
|
|
۱۷:۵۵ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
0
32
پاسخ
الله اکبر الله اکبر !!!!!! درود بر عطمت این همه صبر و بردباری ! وقتی فکرشو میکنم بدنم میلرزه 20 سال اسارت اونم در سلولهای انفرادی !خداوند روحش را قرین رحمت خودش بفرماید !!! آمین یا رب العالمین
وحید
|
|
۱۸:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
0
34
پاسخ
انصافاً تکان دهنده بود تو سایت خوابگاه نشستم حیف روم نمیشه گریه کنم جلو بچه ها وگرنه می خواستم با خوندن اون نامه ها های های گریه کنم !!
ناشناس
|
|
۱۸:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
0
26
پاسخ
روحش شاد واقعا سخته با کلمات نمیشه این سختی و زجری که این شهید و خانمشون توو این همه سال کشیدنو ر موردش حرف زد دم شون گرم ایول فقط خدا میتونه جبران کنه بشر هر کاریم بکنه باز کمه
مهرداد
|
|
۱۸:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
0
32
پاسخ
سلام بر روح پرر فتوح عقاب آسمان ایران شهید لشکری که الحق اسوه صبر و استقامت است.
امیر
|
|
۱۸:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
0
31
پاسخ
خدا رحمت کند . انسان آزاده.
ناشناس
|
|
۱۹:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
1
35
پاسخ
ای فرمانده لشکر دلها ، از خدا برای ما هم دعوت نامه ی شهادت را بخواه .
ناشناس
|
|
۱۹:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
0
31
پاسخ
علی آقا الان دندانپزشکن .منم از بیماراشونم.واقها مثل پدرش گله..
محمد
|
|
۲۱:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
0
24
پاسخ
از صمیم قلبم این شهید را دوست داشتم و همواره هم یادش در دلم هست. هیچوقت اولین تماس تلفنی با همسرش پس از ورود به خاک مقدس ایران را که تلویزیون زنده پخش کرد از یاد نمی برم تمام خانواده ما به پهنای صورتشان اشک ریختند و خدا را شکر کردند. روحت شاد ای مرد بی ادعای آسمان ایران. چه خوب اسمانی شدی....
محمد
|
|
۲۲:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
0
24
پاسخ
هوس کردم یکی از اون پیراهن ها که یک عکس روشه و زیرش نوشته: my hero رو با عکس ایشون تنم کنم.