در شهر شما نمیدونم سبد کالای فرهنگیان چیه ولی در شهر ما یک افطاری ساده با یک عالمه ظرف یک بار مصرفه
ناشناس
|
|
۰۰:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
1
223
پاسخ
1- اتفاقا یکی از نمایندگان تهران در مجلس شورای اسلامی از صبحانه ها و نهارهای تجملاتی مجلس بخصوص « چلو کباب چنجه» آن بسیار گلایه مند بودند.
2- این آقای رحیمی با این همه مشغله و گرفتاری کی فرصت نوشتن کتاب پیدا کرده است و کاش به جای آن به حل مشکلات مردم بپردازد.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۸:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
آگه انسان برنامه ریزی داشته باشد به همه کارش میرسد..شما به خودت نگاه نکن دوست ناشناس
حمید
|
|
۰۱:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
0
208
پاسخ
ای کاش خود آنهایی که راه حل ارائه می دهند راه حل خود را قبول داشته باشند.چون قرار نیست همه چیز مثل سابق باشد.(مخصوصا درک و فهم مردم)
ناشناس
|
|
۰۱:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
6
141
پاسخ
کسایی حیف شد. در عجبم از این قوم زنده کش مرده پرست.
ناشناس
|
|
۰۴:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
1
245
پاسخ
خب جلسه افطاری دولت هم پیازواشکنه می دادندتاماهم یادبگیریم
هموطن
|
|
۰۸:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
71
97
پاسخ
در اينكه دولت در بحث مرغ خيلي ناتوان عمل كرد شكي نيست. اما مردم هم عملكرد درستي نداشتند ! بهترين شيوه در اين موضوع نخريدن بودن كه متاسفانه مردم هجوم بردند براي مرغ 5700 و ساعتها صف و انتظار و هزار مصيبت ديگر !!! اما اين روز ها كه مرغ 5200 شده هيچكس به آن توجه نمي كند گويا يادمان رفته است كه هفته قبل براي همين مرغ 5700 سرو دست مي شكستيم ! به اندازه كافي در دنيا براي صف هاي مرغ و زير سوال رفتن كرامت انسان ها مورد تمسخر قرار گرفتيم انشاا... عبرت شود براي آينده
پاسخ ها
امير
||
۱۱:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
آن موقع كه مردم براي مرغ 5700 توماني سرودست ميشكستند مرغ آزاد كيلويي 8000 تومان بود تازه هر جايي هم پيدا نميشد
ناشناس
|
|
۰۹:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
3
147
پاسخ
فقط خدا کنه مرغ های وارداتی مریض نباشن تا دغدغه مریض داری هم به نخوردن مرغ اضافه بشه ........
ناشناس
|
|
۱۰:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
8
74
پاسخ
نان و برنج که هر دو نشاسته هستند. لابد یک خورشی چیزی لازم است. تازه برنج را که می کارند و می فروشند. آنچه خورده می شود یا پلو است و یا چلو.
علی
|
|
۱۰:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
6
87
پاسخ
بچه ای هفت هشت ساله بودم که دقیقا در همین ایام ماه مبارک بود که همراه پدر برای اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد محل میرفتیم و سپس برای باز کردن روزه کله گنجشکی به خانه باز میگشتیم. بیاد دارم شبی از این شبها امام جماعت بین دو نماز داستانی را از مولا علی این لبیطالب تعریف کرد به این مضمون که زنی کودکی بیمار داشت که خرما برای بیماریش مضر و کودک سفارش طبیبان را در مورد عدم مصرف خرما نمیپذیرفت و زن برای اینکه کودکش از خوردن خرما خودداری کند فرزند را نزد حضرت علی(ع) آورد و از حضرت خواست به کودک بگوید خرما نخور. حضرت علی فرمودند برو زمانی دیگر مراجعت کن. فردای آنروز زن کودکش را نزد حضرت آورد و حضرت به کودک فرمودند. فرزندم خرما برای تو مضر است و تا زمان بهبودی از خوردن آن خودداری کن. زن از حضرت پرسید یا ابن رسول الله چرا دیروز این سفارش را بیان نکردید. حضرت فرمودند دیروز زمان آمدنت مشغول خوردن خرما بودم.و گفتنش برای فرزندت قابل قبول نبود.......
میدانید اگر در این ضیافت به جای این قضاها اشکنه میخوردید و فیلم آن را در رسانه ها منتشر میکردید چقدر موثر بود؟!
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۸:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
تا اونجایی که من می دونم این داستان در مورد پیامبر (ص) بوده!!!!!
ناشناس
||
۱۸:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۴
اگه این کار رو میکردند که باز همه اونا رو به عوام فریبی متهم میکردید و مینوشتید که " جلوی دوربین اشکنه میخورند اما معلوم نیست پشت دوربین چه غذاهایی که نمیخورند" ..آره بابا