این زبانی که نوشتین فارسیه و همون طالبان و افاغنه عزیز نیز همشون فارسند
فارسیزبان افغانستانی
|
|
۲۳:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۷
14
41
پاسخ
شعری از یک شاعر افغانستانی
پارسی را پاسدارید
من زبان پارسی را پاسداری می کنم
و بیان خویش را فرهنگ داری می کنم
خون دل خوردم مدام و باسرشک دیده ام
گلشن باغ ادب را آبیاری می کنم
من زبان پهلوی را خوانده ام دّر دری
واژه های ناب آنرا ساختاری می کنم
شهر یاران ادب را می نهم ارج گران
هر یکی را هرکجا حرمت گذاری میکنم
چون زبان ماست گنج معرفت اندرجهان
احترازاز فحش وطعن وجعلکاری میکنم
من به حرف نابکار دشمنان بی ادب
چون گذشته صبر دارم، بردباری میکنم
الامان از شهر نو و الحذر از شعر نو
من بخود کی صیغه تقلید جاری می کنم
کاخ ایوان ادب را آب و رنگ تازه یی
با سرایش های نغز آیینه داری می کنم
ژاژ خایان را به نام عشق میسازم ادب
بازبان پارسی مردم مداری می کنم
می زنم بر فرق هر یاوه سرا چوب ادب
از حریم ملک معنی پاسداری می کنم
نیست مداحی و فحاشی مرا در شآن لیک
من ازین فرهنگ حس شرمساری می کنم
مینهم مرهم به زخم مردمان ملک و دین
التیام درد ملت زین مجاری می کنم
می برم رنج یتیمان از بلای صلح وجنگ
درد مندان وطن را غمگساری می کنم
هست صلح و عشق جاری در زبان پارسی
هر جماعت را به لطف مهر، یاری می کنم
دوش با شمشیر تیز و حال با خون قلم
گلزمین فارسی را آبیاری می کنم
واجب آمد پاسداری از زبان فارسی
این وجیبه را ادا با لطف باری می کنم
بهر تحکیم بنای دین انسان ساز خود
معنی فرهنگ را در ملک جاری می کنم
در کویر خشک آفت دیدۀ این مرز و بوم
لاله شعر دری را سبزه کاری می کنم
در ثقافت می نمایم کار های بی نظیر
حرف و املا غلط ویرا ستاری می کنم
بهر برپائی رستاخیز فرهنگی چنان
اهل علم و معرفت را یار یاری میکنم
تا بروید در نهاد ما درخت معرفت
کار فرهنگ و هنر را افتخاری می کنم
زنده گی بی فهم ودانش آرزوی ما مباد
نو بهار معرفت را گل عذاری می کنم
تا که پیرایش شود دّر دری در میهنم
بانی اندیشه مشق ابتکاری می کنم
کاخ بنیاد ستم را مضمحل خواهم نمود
آب را در جو یبار عدل جاری می کنم
عهد من با "آریازاد" است تا روز پسین
این وطن کی طمعه گرگان هاری می کنم
آنچه دراین مملکت از جور بد اندیش رفت
سالها بینی برایش سوگواری می کنم
هر که پا را کج نهد او را نکوهش می کنم
از کیان ملک جم من پاسداری می کنم
ادعای بیش و کم از "ما ومن" درکشورم
بهر آمارش چنین لحظه شماری می کنم
من که آز آزادگـــان سرزمین خاورم
کی به اهریمن دمی هم سازگاری میکنم
دست بی فرهنگ دشمن بشکنم باردگر
حامیانش را زهر صحنه فراری می کنم
طالب آدمکـــش و میهن ستیز قرن را
خاک پای قهرمان با استواری می کنم
کی بسان نوکران اجنبی در مملکت
چاکری و بردگی و سر سپاری می کنم
مسخ بنمودست همین بیگانه ها تاریخ ما
من خراسان را زهر جرثومه عاری میکنم
نی یمین ونی یسارم، نی سیاه وسرخ رنگ
موکب آزادگی را جان نثاری می کنم
مدعی را گو اگر داری تو از مردی نشان
بین که در میدان رزمت چون عیاری میکنم
می نوازم مردم با علم و با فرهنگ را
دشمنان را سر دچار شرمساری میکنم
رنگ ما را کرد ه طاغوت زمانه زار وزرد
قطع بنیاد شر و طرز شراری می کنم
ما چسان تخریب میراث نیاکان بنگریم
باچنان ذلت کجا،کی بردباری می کنم
دشمنان مملکت غرق اند در ناز و نعم
من، که قــوت لایموت نان جواری میکنم
ریشه های جهل راهرجای میبایدکشید
جهد و پیکاری به هر لیل و نهاری میکنم
برسر آنم که گر روزی شود در مملکت
کار را بر اهل کارش واگذاری می کنم
در ره عشق وطن تا زنده باشم هرکجا
جانفشانی مینمایم،جان نثاری میکنم
خواهمی امن وامانی از برای کشـورم
من نکوهش حمله های انهاری میکنم
دارم ایمان متین و اعتقاد راستین
زین سبب از ناکسان پرهیزگاری میکنم
فارسی و تاجکی گوییند و یا در دری
هرکسی منها کند من بی قراری میکنم
نیست فرقی در میان لهجه هایی دلنشین
من به لطف لهجه های خویش کاری میکنم
فارسی چون عروةا لوثقی ابنای وطن
این حقیقت را بیان و کامگاری می کنم
همدلی ازخود مگیر ای همزبان نازنین
زنده این دوران نو را همچو پاری میکنم
همزبانا! گر تو باشی همره و همکارمن
دانش و اندیشه را هم پایداری می کنم
در تقابل با دسایس های اعدای وطن
دایمآ تآکید بر وجدان کاری می کنم
گر"من" و "تو" "ما" شویم وروزآید باهمی
کشور ماتمسرا را باغ باری می کنم
باز هم با معجز فرهنگ انسان ساز خود
کار هـــای جاودان و ماندگاری می کنم
عظمت پارینه فرهنگ را در هر زمان
از خداوند توانا، خواستاری می کنم
گفت اندر جمع یاران با صراحت قادری
کز زبان پارسی، خود پاسداری میکنم
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۱:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
بسیار بسیار زیبا بود.
ناشناس
||
۱۵:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
خواهمی امن وامانی از برای کشـورم
من نکوهش حمله های انهاری میکنم
احسنت شعر زیبایی بود استفاده کردم اما چه خوب است که انتحاری را " انهاری" ننویسیم . موفق باشید .
ناشناس
|
|
۰۸:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
2
11
پاسخ
كلا فارس و افغاني و پشتون از يك نژاد و زبان هستند و فرقي با هم ندارند
ناشناس
|
|
۰۹:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
3
13
پاسخ
اين همه به زبان فارسي اهميت مي دهيد، بسيار خوب، اما كمي هم به فكر زبان اقوام در ايران باشيد.
علی
|
|
۱۰:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
0
11
پاسخ
حا بله! یادش بخیر باد ، آن روزی که از گل سنم خانم خاستگاری کردم... جواب منفی شنیدوم ..شب هنگام با تنفگ برنو دادام رفتم عشقومو دزدیم از خانه رفتیم ...
مهرداد
|
|
۱۰:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
3
2
پاسخ
شعر زیبایی است. از چند غلط املایی که بگذریم (... بهتر است بجای " پارینه فرهنگ" بنویسیم "پارینه ی فرهنگ" یا بجای "املا غلط" بنویسیم "املای غلط") یکی دو غلط انشائی دارد، مثل دسایس ها. دسایس جمع دسیسه است، پس نباید با "ها" دوباره جمع بسته شود. و بجای "مسخ بنمودست همین بیگانه ها تاریخ ما" بنویسیم "مسخ بنمودند این بیگانه ها تاریخ ما". به هر حال ذوق و قریحه ی این شاعر ستودنی است.
ناشناس
|
|
۱۲:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
1
11
پاسخ
این که عکس به بچه های سیزده ساله می خوره هنوز پشت لبش سبز نشده دختر می خواد؟
ناشناس
|
|
۱۷:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
2
9
پاسخ
خطاب به دوست "مهاجز افغان" :
تقریبا تمام تاجیک ها زبانشان پارسی ست. اگر در سایت بی بی سی فارسی صفحه ی ویژه ی تاجیک ها وجود دارد، برای آنست که خط تاجیک ها از زمان شوروی از فارسی به سرلیک تغییر کرده و به همین دلیل خبرگزاری ها مجبور به آن می شوند که زبان پارسی را جداگانه برای آنها به خط سرلیک بنویسندف وگرنه که زبانشان همان زبان ماست.
رضا
|
|
۱۸:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
4
9
پاسخ
روزگاری افغانستان بخشی ازخراسان بزرگ وجزوسرزمین ایران بوده است که انگلیسیهای نامردآن را از ایران جدا نمودندو هنوز هم مثل بختک همچنان به جان مردم آن سرزمین افتاده اند وهرازگاهی دندان تیز به ایرانیان نیز نشان میدهند
gft
|
|
۱۹:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۸
9
12
پاسخ
بخدا قسم میخورم که همه تون فاشیست هستین و هیچ وقت در ایران به زبهانهای دیگر اقوام (ترکی عربی کردی لری و...) اهمیت نمیدهید و ارزشی قائل نیستید حتی شما تابناک که ادعاهای گنده داری ؟